-
ما دههشصتیا دو دسته بودیم،
سهشنبه 30 دی 1399 20:29
ما دههشصتیا دو دسته بودیم، . . . . . . اونایی که دستشون میرفت تو چرخ گوشت، اونایی که چرخ گوشت نداشتن
-
باد اگر در من اوفتد
سهشنبه 30 دی 1399 20:25
باد اگر در من اوفتد بِبَرد که نماندهست زیر جامه تنی سعدی
-
عاشق بودن تنهایی غریبی ست نه دل می ماند و نه دلداری...
سهشنبه 30 دی 1399 20:23
عاشق بودن تنهایی غریبی ست نه دل می ماند و نه دلداری... گلابتون عاشق بودن تنهایی غریبی ست نه دل می ماند و نه دلداری کاغذهایت همه خالی از واژه می شوند کتابهایت همه سفید فنجان قهوه ات پراز سرنوشت تلخ عاشق بودن جهان تنهایی ست باران تنهایی ست پیاده روی در شهر تنهایی ست عاشق بودن پنجره ای ست روبروی قبرستانی وسیع که تنها یک...
-
من توبه کردم
سهشنبه 30 دی 1399 20:21
-
یک بار هم شاعری خواست نسیم را بفهمد
سهشنبه 30 دی 1399 20:20
یک بار هم شاعری خواست نسیم را بفهمد کم مانده بود باد او را با خود ببرد...
-
سلامتی روزی که
سهشنبه 30 دی 1399 19:59
-
واقعیت این است که
سهشنبه 30 دی 1399 19:58
واقعیت این است که هر کسی یک روزی آزرده ات خواهد کرد، فقط باید کسانی را پیدا کنی که ارزشِ تحمّلِ رنج را داشته باشند..!
-
تمامِ عمر در تاریکی زیستم
سهشنبه 30 دی 1399 19:55
تمامِ عمر در تاریکی زیستم سپید می نویسم شاید کلمات روشن شوند و سیاهی را از حافظه شعرهایم پاک کنند!) تمامِ روزهای هفته سر در گم ام غروب جمعه که می شود سر از دل تنگی در می آورم! به اعتبار همین شب ها زنده ام وقتی تاریکی شان از حد می گذرد تا بالاتر از سیاهی رنگی نباشد و باز تنهایی بیاید تکلیفِ شب هایم را...
-
در پسِ کوچه ی تنهاییِ من ،
سهشنبه 30 دی 1399 19:53
در پسِ کوچه ی تنهاییِ من ، در اعماقِ قلبی که دیگر نمیزند، عشقی نهفته ست که سالهاست کسی، خبری از بودنش ندارد ! رومینا_معین_زاده
-
تو رسیدے ڪه یڪے شاعِرے اش گل بڪند
سهشنبه 30 دی 1399 19:48
تو رسیدے ڪه یڪے شاعِرے اش گل بڪند چشمه اے خُشک از این معجزه قل قل بڪند فوران ڪردن من هیچ، دماوند هم آه! روبروی تو بعیـد اسـت تـَحمُل بڪند باش در هـیئت آیینه و بـُگذار خدا روزے از دیدن تصویر خودش هول بڪند اخمهایت خفه ام مے ڪند، اے ڪاش یڪی گـِرهِ بیـن دو اَبروے تو را شـُل بڪند آبشارے ست نماد من افتاده ڪه عشق عظمت مے...
-
مرگ همیشه سیاه نیست
سهشنبه 30 دی 1399 19:47
مرگ همیشه سیاه نیست گاهی برف است در کوچه ای با دیوارهای کاهگلی و تنها ردپایی که از یک نفر به جا مانده است # بدری دهنوی
-
گفتی کدام شیوهی مردن پسند توست؟
دوشنبه 29 دی 1399 20:13
گفتی کدام شیوهی مردن پسند توست؟ ما را بـه چشم های خودت واگذار کن
-
در چشمان اَبری اَم قدم بزن
دوشنبه 29 دی 1399 20:11
در چشمان اَبری اَم قدم بزن بدون چتر، کوچه های تنهایی من بوی تو را کم دارند بگذار پلک هایم زیر باران دستانت را بگیرند و برایت شعر شوند! مرتضی سنجری
-
تقویم دلم را ...
دوشنبه 29 دی 1399 20:07
تقویم دلم را ... بر مدار خواستنت نوشته اند میلادی و شمسی ندارد ولنتاین و سپندارمذگان را نمی شناسد چهار فصلش تو را فریاد میزند و هر روزش عاشقانه دوست داشتنت را تکرار میکند... آذین_قانع
-
من آدم های زیادی را می شناسم
دوشنبه 29 دی 1399 20:06
من آدم های زیادی را می شناسم که نفس می کشند اما همنفس ندارند راه می روند و همراه ندارند زنده اند و زندگی نمی کنند در جمع نشسته اند اما تنهایی را سر می کشند ادم هایی را.... که راه می روند کار می کنند حرف می زنند اما سالهاست مرده اند آذین_قانع
-
:))))))))))))))
دوشنبه 29 دی 1399 20:05
-
دنیا هم که از آن تو باشد
دوشنبه 29 دی 1399 20:01
دنیا هم که از آن تو باشد تا زمانى که درون قلب یک زن جایى نداشته باشى تا درون آوازهاى عاشقانه زنى زندگى نکنى و سهمى از دلشوره هاى زنى نداشته باشى فقیرترین مردى (شکسپیر)
-
شعری بودم شنیدنی
دوشنبه 29 دی 1399 20:00
شعری بودم شنیدنی که نادره شاعری سرود مرا و قبل از اینکه بر کاغذ آورد یا برای کسی بخواند چشم از جهان فرو بست نمی دانم ... هستم یا نیستم کجایم یا چیستم! وحید عمرانی
-
انار
دوشنبه 29 دی 1399 19:59
-
در من کوچهای است
دوشنبه 29 دی 1399 19:58
در من کوچهای است که با تو در آن نگشتهام سفری است که با تو هنوز نرفتهام روزها و شبهایی است که با تو بهسر نکردهام و عاشقانههایی که با تو هنوز نگفتهام...
-
از تو گریختهام
دوشنبه 29 دی 1399 19:56
از تو گریختهام به جهان واپسینِ قعر و هیچ راهی به رهایی باز نیست من نامبریدهام با سنگ مزاری سفید من بیتوام جاماندهای غریب نیلوفرثانی
-
خودت را ببر به یک کافه
یکشنبه 28 دی 1399 19:50
خودت را ببر به یک کافه و خودت را قهوه مهمان کن و کمی با خودت باش "خودی" که همیشه همراهت بود و ندیدیش | سپهر آهنگی |
-
دوست داشتن
یکشنبه 28 دی 1399 19:49
-
شبی را سکوتی را
یکشنبه 28 دی 1399 19:47
شبی را سکوتی را ریزش یک قطره اشکی را برایت آرزو دارم…! که شاید یاد من باشی لیلا مقربی
-
پختگی
یکشنبه 28 دی 1399 19:45
-
تلخ یعنی
یکشنبه 28 دی 1399 19:44
تلخ یعنی دچارِ آدمی باشی که نمیخواهد راهِ چاره ات باشد...
-
گاهى رابطه ات را زمین بگذار
یکشنبه 28 دی 1399 19:43
گاهى رابطه ات را زمین بگذار و تا میتوانى فاصله بگیر دست بزن زیرِ چانه ات و از دور تماشایش کن تحلیلش کن ببین اصلاً ارزشش را دارد برگردى دوباره...؟ گاهى آنقَدر غرق میشویم در رابطه هایمان که کور میشویم کر میشویم... فاصله همیشه هم بد نیست
-
انتظار قشنگ است
یکشنبه 28 دی 1399 19:40
انتظار قشنگ است وقتی میدانی خدا جایی دلی را بیقرار بیقراری های تو کرده!..
-
خیلی سخته..
یکشنبه 28 دی 1399 19:38
-
نگاهت
یکشنبه 28 دی 1399 19:37