-
گیسوی شب، در حیاطِ خانه پریشان بود
جمعه 3 بهمن 1399 20:52
گیسوی شب، در حیاطِ خانه پریشان بود و من در حوض بی قراری ها " ماه " را دیدم که چگونه دلتنگی در استخوانش حل می شد... لیلا_حاجتمند
-
عاشق که باشی فرقی ندارد
جمعه 3 بهمن 1399 20:51
عاشق که باشی فرقی ندارد جمعه یا شنبه هر روز غروبِ دلگیر انتظارست.... لیلا_حاجتمند
-
هرگز زندانی گذشته نباش
جمعه 3 بهمن 1399 20:51
هرگز زندانی گذشته نباش اون یه درس بوده نه حبس ابد ....
-
فراموش شدن
جمعه 3 بهمن 1399 20:49
-
تا به امروز، هیچ وقت تا این حد حس نکرده بودم
جمعه 3 بهمن 1399 20:46
تا به امروز، هیچ وقت تا این حد حس نکرده بودم که فاقد ابعاد پنهانی ام، که محدود به تنم هستم، به افکار سبکی که مثل حباب از تنم بالا می روند. من خاطراتم را با زمان حالم بنا می کنم. من به زمان حال رانده شده و در آن رها شده ام. بیهوده سعی می کنم به گذشته برگردم. نمی توانم از خودم بگریزم.
-
تنها کسی بود که موفق شد
جمعه 3 بهمن 1399 20:44
"دکتر ویکتور فرانکل" تنها کسی بود که موفق شد از زندان آشویتس در لهستان معروف به قتلگاه آدم سوزی فرار کند ، او در نامهای خطاب به معلمان سراسر جهان برای تمام تاریخ اینگونه می نویسد : چشمان من چیزهایی دیده است که چشم هیچ انسانی نباید ببیند ، من اتاقهای گازی را دیدم که توسط بهترین مهندسین طراحی میشدند ، من...
-
زخم آنچنان بزن که به رستم شغاد زد
جمعه 3 بهمن 1399 20:40
زخم آنچنان بزن که به رستم شغاد زد زخمی که حیله بر جگر اعتماد زد باور نمی کنم به من این زخم بسته را با چشم باز آن نگه خانه زاد زد با اینکه در زمانه ی بیداد می توان سر را به چاه صبر فرو برد و داد زد یا می توان که سیلی فریاد خویش را با کینه ای گداخته بر گوش باد زد گاهی نمی توان به خدا حرف درد را با خود نگاه داشت و روز...
-
امروزه مردم بیش از هر زمانی ، ابزارِ زندگی کردن را دارند ،
پنجشنبه 2 بهمن 1399 19:58
امروزه مردم بیش از هر زمانی ، ابزارِ زندگی کردن را دارند ، اما هیچ معنایی برای زندگی کردن برایش ندارند ...
-
هر گاه زنی بر تو پناه آورد برای او بمیر !
پنجشنبه 2 بهمن 1399 19:57
هر گاه زنی بر تو پناه آورد برای او بمیر ! چرا که زنی هیچگاه به مردی پناه نمی آورد جز اینکه نزد او از بزرگترین مردان باشد ...
-
قدرت یعنی
پنجشنبه 2 بهمن 1399 19:51
قدرت یعنی اختیار کشتن را داشته باشی ، اما ببخشی !
-
زندگی یعنی رنج بردن و زنده ماندن.
پنجشنبه 2 بهمن 1399 19:48
زندگی یعنی رنج بردن و زنده ماندن. یعنی یافتن معنا در رنجهایی که میبریم. کسی که چرایی برای زندگی کردن دارد، از عهده چگونگی آن برخواهد آمد.
-
آنقدر دوستش بدار که
پنجشنبه 2 بهمن 1399 19:46
آنقدر دوستش بدار که گویی شیشه عمرت به دستان اوست آنقدر محکم اورا بغل کن که انگار فردایی وجود ندارد آذین_قانع
-
به انقراض دچارم ، ولی هنوز نمُردم
پنجشنبه 2 بهمن 1399 19:44
به انقراض دچارم ، ولی هنوز نمُردم شبیه واژه ی طهران، شبیه طای مزخرف
-
دوست داشتن آخرین داشتهٔ آدمیست،
پنجشنبه 2 بهمن 1399 19:41
-
"زنان" ریشه های "انسانیت" اند ،
پنجشنبه 2 بهمن 1399 19:38
"زنان" ریشه های "انسانیت" اند ، اشتباه است اگر فکر کنیم ، با محدود کردن ریشه ها شاخه ها بهتر رشد خواهند کرد... هر قدر ریشه ها "محدودتر" شوند شاخه ها " پژمرده تر " و رشد نایافته تر خواهند شد....
-
هرجا قانون پایان می یابد،
پنجشنبه 2 بهمن 1399 19:37
هرجا قانون پایان می یابد، خودکامگی آغاز می شود . .((جان لاک))
-
پیانو
پنجشنبه 2 بهمن 1399 19:33
دیگران به تو که هیچوقت نبوده ای حسادت می کنند مطمئنّم من از کسی که تو را دارد خوشبخت ترم نگران خاموشی شمع ها نباش همیشه درتاریکی برایت نوشته ام با همین لقمه های کوچک نان و پنیر هم خوشیم کاغذ را هم تحریم کنند خودم را پرت می کنم وسط دریا برایت پیانو خواهم زد دست هایم نوشتن برای تو و پیانو زدن برای تو را دوست دارند حتّی...
-
چون سوی من میل کنی
پنجشنبه 2 بهمن 1399 19:32
چون سوی من میل کنی روشن شود چشمان من... [مولانا]
-
حرف های عاشقانه را کنار بگذار
پنجشنبه 2 بهمن 1399 19:29
حرف های عاشقانه را کنار بگذار اینجا سرزمین خاموشان است کمی نزدیکتر بیا چشم ها زیباتر سخن می گویند میتراپرنیان
-
کاش آدم ها یاد می گرفتند
چهارشنبه 1 بهمن 1399 20:41
کاش آدم ها یاد می گرفتند هر چیزی که بر می دارند ، سر جایش بگذارند همین خود تو ... اگر دلم را می گذاشتی سرِجایِ خودش ... اینقدر بی تابی ات را نمی کرد آذین_قانع
-
مگر می شود
چهارشنبه 1 بهمن 1399 20:36
مگر می شود یک نفر را آنقدر نداشت اما بی نهایت دوست داشت ؟
-
پرنده ای که به تنهایی عادت کرده
چهارشنبه 1 بهمن 1399 20:24
پرنده ای که به تنهایی عادت کرده دیگر بسته یا باز بودن در قفس فرقی به حالش نمی کند درست شبیه من دیگر برایم مهم نیست این در به آمدنت باز شده یا به رفتنت. محمد شیرین زاده
-
بانمکند..
چهارشنبه 1 بهمن 1399 20:23
-
عشق، تبدیل شدن به ایدهآل یک فرد دیگر نیست.
چهارشنبه 1 بهمن 1399 20:20
عشق، تبدیل شدن به ایدهآل یک فرد دیگر نیست. عشق، یافتن فردی است که به شما کمک میکند تا آنچه در شما بهترین است، نمود حاصل کند.
-
+
چهارشنبه 1 بهمن 1399 20:18
-
شعری بودم شنیدنی
چهارشنبه 1 بهمن 1399 20:17
شعری بودم شنیدنی که نادره شاعری سرود مرا و قبل از اینکه بر کاغذ آورد یا برای کسی بخواند چشم از جهان فرو بست نمی دانم ... هستم یا نیستم کجایم یا چیستم! وحید عمرانی
-
یڪ روز صبح بیدار میشوے ،
چهارشنبه 1 بهمن 1399 20:16
یڪ روز صبح بیدار میشوے ، و حس مے ڪنی چقدر دوستش دارے و خدا از خیلی دورترها ، دلش براے جاےِ خالےِ ڪسی ڪـہ دیگر نیست مےگیرد ... " نیڪے فیروز ڪوهے "
-
در میان من و تو فاصله هاست
چهارشنبه 1 بهمن 1399 20:15
در میان من و تو فاصله هاست گاه می اندیشم، می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری! تو توانایی بخشش داری دستهای تو توانایی آن را دارد که مرا زندگانی بخشد چشم های تو به من می بخشد شور عشق و مستی و تو چون مصرع شعری زیبا سطر برجسته ای از زندگی من هستی. حمید مصدق
-
چـہ گویمت ؟ کـہ تو خود با خبر ز حال منے
چهارشنبه 1 بهمن 1399 20:11
چـہ گویمت ؟ کـہ تو خود با خبر ز حال منی چو جان، نهان شدہ در جسم پر ملال منی چنین کـہ مے گذرے تلخ بر من، از سر قهر گمان برم کـہ غم انگیز ماہ وسال منے خموش و گوشـہ نشینم، مگر نگاہ توام لطیف و دور گریزی، مگر خیال منے ز چند و چون شب دوریت چـہ مے پرسم سیاہ چشمے و خود پاسخ سوال منے چو آرزو بـہ دلم خفتـہ اے همیشـہ و حیف کـہ...
-
مولانا شمس را گفت:
سهشنبه 30 دی 1399 20:32
مولانا شمس را گفت: پس زخم هایمان چه؟! و او پاسخ داد: نور از محل آنها وارد میشود