-
کجاست گوشه آسودهای که چون نعلین
پنجشنبه 25 شهریور 1400 00:55
کجاست گوشه آسودهای که چون نعلین خیال پوچ دو عالم برون درماند
-
ماه
پنجشنبه 25 شهریور 1400 00:53
چراغ های پی در پی این تونل تاریک و طولانی که تمام شود یک ماه می بینیم که تا خانه با ما می آید. علیرضا روشن
-
من بازماندهٔ
پنجشنبه 25 شهریور 1400 00:50
من بازماندهٔ شب های بسیارم زخمیِ دست های بی توئی در بستر فرداها پرویز صادقی
-
او زِ ما فـارِغ
پنجشنبه 25 شهریور 1400 00:49
او زِ ما فـارِغ و ما طالـِب او در همه حـال... فروغی بسطامی
-
باید تحمل
پنجشنبه 25 شهریور 1400 00:48
-
هبوط
پنجشنبه 25 شهریور 1400 00:47
خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیر این هبوط بی دلیل، این سقوط ناگزیر آسمان بی هدف، بادهای بی طرف ابرهای سر به راه، بیدهای سر به زیر ای نظاره ی شگفت، ای نگاه ناگهان! ای هماره در نظر، ای هنوز بی نظیر! آیه آیه ات صریح، سوره سوره ات فصیح مثل خطی از هبوط مثل سطری از کویر مثل شعر ناگهان، مثل گریه بی امان مثل لحظه های...
-
من مَحالم
پنجشنبه 25 شهریور 1400 00:41
من مَحالم تو به مُمکن شدنم فکر نکن ... علیرضا آذر
-
عشق چه می خواهد از ما?
پنجشنبه 25 شهریور 1400 00:32
عشق چه می خواهد از ما? جز دو قلب که بتپد جز دو چشم که مسخ شود و عقلی که دوستت دارم را بفهمد...
-
کم حرف
چهارشنبه 24 شهریور 1400 00:57
-
سخنی نمانده
چهارشنبه 24 شهریور 1400 00:55
سخنی نمانده که نگفته باشیم در روشنای روز پس شبها میگویمت که دوستت دارم عزیزنسین
-
دستِ یک مرد
چهارشنبه 24 شهریور 1400 00:34
دستِ یک مرد مشغولِ کشیدنِ چهره یک زن است و مرد دستِ خود را به سوی عشقها دراز میکند دستِ یک مرد شکل میدهد به چهره یک زن و مرد ترانه خود را میخوانَد زن قد میکشد رشد میکند قد میکشد در کوچهها در میدانها در اتاقها و در اتاقها مرد یک بارِ دیگر آنچه را که دوست میدارد میآفریند و زن هماکنون یک بارِ دیگر مردِ خود...
-
مهمترین چیز در روابط انسانها گفتگو است،
چهارشنبه 24 شهریور 1400 00:30
مهمترین چیز در روابط انسانها گفتگو است، اما مردم دیگر با هم حرف نمیزنند، به هم گوش نمیکنند؛ آنها سینما میروند، تلویزیون تماشا میکنند، به رادیو گوش میدهند، کتاب میخوانند، پستهای روی اینترنت را به روز میکنند، اما تقریبا هرگز با هم صحبت نمیکنند! اگر بنا داریم دنیا را تغییر بدهیم، چارهای جز این نیست که از نو...
-
فاصله
چهارشنبه 24 شهریور 1400 00:29
-
درد عاشق را دوایی بهتر از معشوق نیست
چهارشنبه 24 شهریور 1400 00:28
درد عاشق را دوایی بهتر از معشوق نیست شربت بیماری "فرهاد" را "شیرین" کنید عنصری تبریزی
-
آخرش باید قهرمان خودت باشی ؛
چهارشنبه 24 شهریور 1400 00:27
آخرش باید قهرمان خودت باشی ؛ چون همه مشغول نجات خودشونن!!!
-
دوش به خواب دیدهام روی ندیده تو را
چهارشنبه 24 شهریور 1400 00:24
دوش به خواب دیدهام روی ندیده تو را وز مژه آب دادهام باغ نچیده تو را قطره خون تازهای از تو رسیده بر دلم به که به دیده جا دهم تازه رسیده تو را با دل چون کبوترم انس گرفته چشم تو رام به خود نمودهام باز رمیده تو را من که به گوش خویشتن از تو شنیدهام سخن چون شنوم ز دیگران حرف شنیده تو را تیر و کمان عشق را هر که ندیده،...
-
دنیا که به پایان رسید
چهارشنبه 24 شهریور 1400 00:14
دنیا که به پایان رسید رؤیاها دنیایی دیگر خواهند ساخت و خنده ی تو جای آفتاب را خواهد گرفت رسول یونان
-
عشق گردوی تازه است
چهارشنبه 24 شهریور 1400 00:14
ع ش ق گردوی تازه است اوایل پاییز سراغت میآید دست و دلت را سیاه میکند روزگارت را سیاه میکند و سالها ادامهات میدهد. جواد گنجعلی
-
برایت چه بنویسم ؟
سهشنبه 23 شهریور 1400 00:58
برایت چه بنویسم ؟ هربار تلاش کردم چیزی بنویسم احساس کردم قلبم از جایش کنده میشود تا در سینهی تو جا بگیرد غسان کنفانی مترجم : اسماء خواجه زاده
-
گفتم... فراموش کنم
سهشنبه 23 شهریور 1400 00:54
گفتم... فراموش کنم آنچه ز گیتی دو چشمان تو دیدم همه از خاطر من رفت چشمان تو باقیست هنوز... ابراهیم اولادی
-
چه کسی گفته پاییز دلگیر است ؟
سهشنبه 23 شهریور 1400 00:53
چه کسی گفته پاییز دلگیر است ؟ اصلا انگ دلگیری به پاییز نمی چسبد فصل انار ، فصل نارنگی فصل رنگ های قرمز و نارنجی فصل بادهای باموقع و بی موقع که می پیچد لای موهایت و عطرش مرا مست میکند فصل قدم زدن زیر باران کجایش دلگیر است ؟ به هوای سرمایش دستانم را محکم تر میگیری فصلی که دستانمان بیشتر در هم گره بخورد کجایش دلتنگی دارد...
-
این انسان نیست که با اصالت زاییده میشود ،
سهشنبه 23 شهریور 1400 00:51
این انسان نیست که با اصالت زاییده میشود ، بلکه اصالت زاییدهی انسانهای بزرگ است
-
هر دو به هم عشق میورزیدند
سهشنبه 23 شهریور 1400 00:50
هر دو به هم عشق میورزیدند اما هیچیک را یارای اعتراف آن به دیگری نبود چه دشمنخو ، به هم مینگریستند و بر آن بودند از عشق بگذرند عاقبت از هم جدا شدند و تنها گاه در رویا در اشتیاق هم بودند دیر زمانی بود مرده بودند و خود این را نمیدانستند هاینریش هاینه برگردان : ناصر طهماسب
-
بدترین اتفاق در پاییز آن است که کسی برود
سهشنبه 23 شهریور 1400 00:46
بدترین اتفاق در پاییز آن است که کسی برود رفتن های پاییز با رفتن های دیگر فرق می کند رفتن های پاییز در سکوت انجام می شوند رفتن های پاییز شوخی سرشان نمی شود و زندگی این را به ما خوب یاد داده بود آدم هایی که در پاییز می روند هرگز بر نمی گردند حتی اگر برگردند ، دیگر آن آدم سابق نیستند و این خاصیت پاییز است که همه چیز را...
-
زندگی همین ست
سهشنبه 23 شهریور 1400 00:44
زندگی همین ست آدمی تمام داشته هایش را با یک جمله یا حتی با تنها کلمه ای می تواند از دست بدهد اوغوز آتای مترجم : سیامک تقی زاده
-
وقتی جاده ای هست
سهشنبه 23 شهریور 1400 00:43
وقتی جاده ای هست یعنی دیداری تازه می شود باید رفت و نرسید کیوان مهرگان
-
میان من و چشمهایت
سهشنبه 23 شهریور 1400 00:42
میان من و چشمهایت آن هنگام که چشمانام را در چشمهایت غرق میسازم سپیدهی ژرف را میبینم و گذشتهی کهن را و آنچه را که نمیدانستم میبینم و احساس میکنم هستی میان من و چشمهایت جریان دارد آدونیس مترجم : صالح بوعذار
-
به یاد چشم های قشنگِ گیرنده اش افتادم
سهشنبه 23 شهریور 1400 00:41
به یاد چشم های قشنگِ گیرنده اش افتادم وقتی که به من نگاه می کرد چیزی از او به من سرایت می کرد
-
چه کنم با چه کنم های دلم
دوشنبه 22 شهریور 1400 01:03
چه کنم با چه کنم های دلم
-
من نفهمیدم چرا می نویسم
دوشنبه 22 شهریور 1400 01:02
من نفهمیدم چرا می نویسم از خودم می گویم یا از دنیا برای خودم می نویسم یا برای دیگران اینقدر فهمیدم که پای کسی یا چیزی در میان است از من و دنیا بیشتر از من و دیگران بزرگتر بیژن جلالی