-
تنها با عشق تو را به مبارزه میخوانم
یکشنبه 28 شهریور 1400 00:40
تنها با عشق تو را به مبارزه میخوانم میان لحظهای و لحظهای دیگر آنگاه تو پیروز میشوی و عشق در برابرت شکست میخورد ای روزگار هان من نامهام را برای تو مینویسم تا اعتراف کنم که تو سلطان عالمی تو میزیی تا همه چیز را کامل بمیرانی غادة السمان مترجم : عبدالحسین فرزاد
-
دوستت داشتم
یکشنبه 28 شهریور 1400 00:37
دوستت داشتم گویی هنوز هم دوستت میدارم و این احساس مدتی پابرجاست اما بگذار عشقم بیش از این تو را نیازارد آرزویم این نیست که سبب درد و رنج تو باشم دوستت داشتم و با تو شناختم نومیدی را رشک و شرم را ، اگرچه بیهوده در جستجوی عشقی لطیفتر و حقیقیتر از عشق من باش چرا که خدا به تو بخشیده فرصت دوباره عاشق شدن را...
-
می دانستم که برای معشوقه باید گل خرید
یکشنبه 28 شهریور 1400 00:35
می دانستم که برای معشوقه باید گل خرید اما ما گرسنه بودیم پولی که برای خرید گل کنار گذاشته بودیم را خوردیم ییلماز گونی
-
پنجرهها عشق را دوره میکنند
یکشنبه 28 شهریور 1400 00:34
پنجرهها عشق را دوره میکنند در واپسین روزهای شهریوری که به باران رسیده است ؛ در "جنگ و صلحی " در حال گذار میان بودن و نبودن هنوز میتوانم نگاهم را به بیرون بدوزم و تو را از لا به لای برگهایی که قرار ندارند به شعرهایم برسانم سیده مریم وهابی
-
السلام علیک یااباعبدالله
یکشنبه 28 شهریور 1400 00:30
-
هر چه سعی می کنم
یکشنبه 28 شهریور 1400 00:25
هر چه سعی می کنم بیشتر خودم را تصور کنم بیشتر تمام می شوم...! بهرام شریفی
-
از تو شروع شدهام
یکشنبه 28 شهریور 1400 00:14
از تو شروع شدهام مثل یک شعر عاشقانه بریده بریده نفس میکشم پیراهن سرخ میپوشم از تو شروع شدهام مثل یک شعر عاشقانه بریده بریده نفس میکشم پیراهن سرخ میپوشم و میگذارم گوشههای دامنم در باد برقصد تو هم آتشی بر پا کن در صحن جنگلی تن ما تا با صدای پرهیجان پرندگان تپنده به دور آتش بومی برقصیم دور از چشم گیتارهای...
-
سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست...
یکشنبه 28 شهریور 1400 00:04
به قول محمدعلی بهمنی . . . . . . سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست...
-
گره روسری ات را
شنبه 27 شهریور 1400 01:02
گره روسری ات را در لایه های مختلف متنی پیدا می کنی و چشم های مثلا عسلی ات را که در مقابل هر تاویلی مقاومت می کند علی_باباچاهی
-
سربازان عشق باخته
شنبه 27 شهریور 1400 00:59
هرروز هم صدای کلاغ عزادار پهن می کند بهانه را روی سیم تیر برق ها تادر لابه لای خبرهای پرکلاغی برسد به دلی که تمام چشم ها به بن بست نگاه اوست برسد به مهر خیابان یکطرفه منتهی به شانه هایی سالها در قرق سربازان عشق باخته ثریا_قاسمی
-
فصلها فروریخته اند
شنبه 27 شهریور 1400 00:58
فصلها فروریخته اند و من با همین دستی که از آینه درآمده ست عنابهای رسیده را از سرشاخه ها چیده ام، و این طرح این پیکر آویخته بر دیوار و سایه ها این فرشته ی یک-بال نه رجعتی دوباره می کند به بهشت و نه پای شکسته ش را می نشاند بر خاک. دوست من! صدای یک دست چیست؟ لیلا_فرجامی
-
تو را دوست میدارم.
شنبه 27 شهریور 1400 00:56
روزی که با تو از عشق خود گفتگو کردم، امیدوار بودم دریچه تازهیی به روی زندگی خودم باز کنم. پیش از آن، همهچیز داشتم به جز تو! آنچه مرا از زندگی مأیوس کرده بود همین بود که نمیتوانستم قلبی به صفا و صداقت تو پیدا کنم که زندگی مرا توجیه کند؛ که دلیلی برای زندگی کردن و زنده بودن من باشد. حالا من از زندگی چه دارم؟ به جز...
-
عشق یک طرفه
شنبه 27 شهریور 1400 00:54
-
یک بوسه از رُخَت ده
شنبه 27 شهریور 1400 00:54
یک بوسه از رُخَت ده و یک بوسه از لبت تا هر دو را چشیده بگویم کدام بهْ؟ میرفندرسکی
-
یادت هست
شنبه 27 شهریور 1400 00:52
یادت هست گفتی مثل باران بهاری طراوت می دهی حالا تو ببار من از باریدن خسته ام میتراپرنیان
-
لبیک یا حسین
شنبه 27 شهریور 1400 00:50
-
همیشه اکثریت با احمقهاست ...
شنبه 27 شهریور 1400 00:39
شاید درست باشد که نمیتوان تمام مردم را همیشه گول زد ... اما میشود تعداد کافی از مردم را تا مدتها فریب داد تا بر آنها حکومت کرد. همیشه اکثریت با احمقهاست ...
-
هیچ تمدنی از بیرون مغلوب نخواهد شد؛
شنبه 27 شهریور 1400 00:34
هیچ تمدنی از بیرون مغلوب نخواهد شد؛ مگر آنکه از درون نابود شده باشد...
-
همه ی ما "دو" زندگی داریم
جمعه 26 شهریور 1400 01:24
همه ی ما "دو" زندگی داریم دومی وقتی شروع میشه که می فهمیم یک زندگی بیشتر نداریم و باید ازش نهایت لذت رو ببریم.
-
ﻣﺮﺍ ﻣﺴﺖ ﮐﺮﺩﯼ، ﺷﺮﺍﺑﯽ ﻣﮕﺮ؟
جمعه 26 شهریور 1400 01:23
ﻣﺮﺍ ﻣﺴﺖ ﮐﺮﺩﯼ، ﺷﺮﺍﺑﯽ ﻣﮕﺮ؟ ﮔﺮﻓﺘﯽ ﻣﺮﺍ، ﺷﻌﺮ ﻧﺎﺑﯽ ﻣﮕﺮ؟ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺳﺮﺍﻍ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻧﺴﯿﻢ ﮔﻞ ﻧﻮﺭﺱ ﻣﻦ، ﮔﻼﺑﯽ ﻣﮕﺮ؟ ﺭﻫﺎﻧﺪﯼ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﻏﻢ ﺗﺸﻨﮕﯽ ﭼﻪ ﺳﺒﺰﻡ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ، ﺁﺑﯽ ﻣﮕﺮ؟ ﺯﺑﺮﻕ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﭼﻨﺎﻥ ﮐﻮﻩ ﺑﺮﻑ ﺩﻟﻢ ﺁﺏ ﺷﺪ، ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﻣﮕﺮ ؟ ﺗﻮﯾﯽ ﺭﻭﺷﻨﯽ ﺑﺨﺶ ﺷﺒﻬﺎﯼ ﻣﻦ ﮔﻞ ﻧﻮﺭﺱ ﻣﻦ، ﻣﺎﻫﺘﺎﺑﯽ ﻣﮕﺮ؟ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺁﯾﻢ ﺍﻣﺎ ﺩﺭﯾﻎ ﻣﺮﺍ ﻣﯿﻔﺮﯾﺒﯽ، ﺳﺮﺍﺑﯽ ﻣﮕﺮ؟
-
با خیال یار در یک پیرهن خوابیدهام
جمعه 26 شهریور 1400 01:21
با خیال یار در یک پیرهن خوابیدهام برندارد سر ز بالین، هر که بیدارم کند! صائب تبریزی
-
زندگی یعنی چه ؟
جمعه 26 شهریور 1400 01:19
از خیاطی پرسیدند: زندگی یعنی چه ؟ گفت : دوختن پارگی های روح با نخ توبه !!!! از باغبانی پرسیدند : زندگی یعنی چه ؟ گفت: کاشت بذر عشق در زمین دلها، زیر نور ایمان !!!!! از باستان شناسی پرسیدند : زندگی یعنی چه ؟ گفت : کاویدن جانها برای استخراج گوهر درون !!!!! از آیینه فروشی پرسیدند : زندگی یعنی چه ؟ گفت : زدودن غبار...
-
بوسه یعنی
جمعه 26 شهریور 1400 01:16
بوسه یعنی آنطور که دلم میخواهد لبانت را بدوزم حمید رها
-
بنگر به بخردان
جمعه 26 شهریور 1400 01:14
بنگر به بخردان که فرو بسته راهشان بنگر به ابلهان و شکوه کلاهشان اینان چه کرده اند... که چونین به ناز و نوش وآنان چه بوده است به گیتی گناهشان... شفیعی کدکنی
-
از تو دور شدم
جمعه 26 شهریور 1400 01:09
از تو دور شدم مثل ابر از دریا اما هرجا رفتم باریدم. رسول یونان
-
انتظار
جمعه 26 شهریور 1400 01:08
﷽ خدای تو با خدای زکریا که در پیری و با وجود نازا بودن همسرش فرزند عطا فرمود، یکی ست خدای تو با خدای مریم که بدون همسر، به او فرزند عطا فرمود یکی ست مشکلت هرچه بزرگ باشد، حاجتت هرچه به نظرت محال باشد، خدا را بخوان و به او اعتماد کن بگو خدایا حاجتی بزرگ دارم او چنین می فرماید: قَالَ کَذَلِکَ قَالَ رَبُّکَ هُوَ...
-
خدا
جمعه 26 شهریور 1400 01:05
-
جهان اگر برپاست هنوز کسی
جمعه 26 شهریور 1400 01:04
جهان اگر برپاست هنوز کسی کسی را دوست دارد اگر چه دیر اگر چه دور ... معصومه صابر
-
تک درخت محصور در میان آینه ها
پنجشنبه 25 شهریور 1400 01:03
تک درخت محصور در میان آینه ها خود را جنگل می بیند دریای خیره به آسمان خود را قطره ... سید محمدرضا حسینی
-
تو به صد آینه از دیدن خود، سیر نهای!
پنجشنبه 25 شهریور 1400 01:02
تو به صد آینه از دیدن خود، سیر نهای! من به یک چشم ز دیدار تو، چون سیر شوم؟