-
نبود تو یعنی
چهارشنبه 31 شهریور 1400 00:51
نبود تو یعنی اغاز برگ ریزان دفتر عـشق زمـستان بی شک آمدنی ست ... نیلوفر ثانی
-
آنچه را که بیندیشیم، خلق خواهیم کرد
چهارشنبه 31 شهریور 1400 00:50
آنچه را که بیندیشیم، خلق خواهیم کرد آنچه را که احساس کنیم، جذب خواهیم کرد آنچه را که تصور کنیم، همان خواهیم شد زیرا زندگی یک پژواک است هرآنچه میفرستیم باز میگردد هرآنچه میکاریم درو میکنیم هرآنچه که میدهیم باز میگیریم و هر آنچه که در دیگران میبینیم در ما وجود دارد! زندگی یک پژواک است، همیشه به سمت ما باز میگردد. پس...
-
ادعای بی تفاوتی سخت است
چهارشنبه 31 شهریور 1400 00:47
ادعای بی تفاوتی سخت است آن هم نسبت به کسی که زیباترین حس دنیا را با او تجربه کردی مارگارت آتوود
-
خدا کند که کسی حالتش چو ما نشود
چهارشنبه 31 شهریور 1400 00:40
خدا کند که کسی حالتش چو ما نشود سر تمام عزیزانتان جدا نشود برادران شما را یکی یکی نکُشند میان حرمله ها عمه ای رها نشود کسی به چشم ترحم نگاهتان نکند خطاب دختر ساداتتان "گدا" نشود مباد قسمت طفلانتان شود سیلی ح س ی ن گفتن طفلی هجا هجا نشود هوای دست حرامی به مَعجَری نرسد لگد جواب سوال "مرا کجا..." نشود...
-
خواه شکر ریز و خواهی زهر در جامم که تو
چهارشنبه 31 شهریور 1400 00:36
خواه شکر ریز و خواهی زهر در جامم که تو گرچه زهرم می چشانی از شکر شیرین تری #وحشی_بافقی
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 31 شهریور 1400 00:36
خیابان شعر بلندیست وقتی من با قدمهای تو قدم میزنم مهدیه لطیفی
-
چون صبح ولای حق دمیـدن گیرد
چهارشنبه 31 شهریور 1400 00:35
چون صبح ولای حق دمیـدن گیرد جان در تـن زنــدگان پریـدن گیرد جایی برســد مـرد که در هر نفسی بیزحمت چشم دوست دیدن گیرد "حضرت_مولانا"
-
غافلگیرم کردی
چهارشنبه 31 شهریور 1400 00:30
غافلگیرم کردی درست مثل شعر در دلم نشستی درست مثل عشق و به من جانی تازه بخشیدی درست مثل جوانی تعجب میکنم نکند تو آنی نکند تو همانی محمدرضا عبدالملکیان
-
وقتی خدا بهشت معطر درست کرد
سهشنبه 30 شهریور 1400 01:13
وقتی خدا بهشت معطر درست کرد از برگ گل برای تـو پیکر درست کرد می شدکه مهربان وپرازعشق وبا وفا اما تو را بـه شیوه ی دیگر درست کرد یعنـــی برای عشوه ی خونریزت ای عزیز ابرو نساخت ، تیغه ی خنجر درست کرد او قصد خیر داشت که زیبایت آفرید اما قشنگ بودن تو شر درست کرد بالا بلند من تــو کجایــی و من کجا ؟ ما را مگر نه اینکه...
-
تا دل نشود عاشق
سهشنبه 30 شهریور 1400 01:06
تا دل نشود عاشق دیوانه نمی گردد تا نگذرد از تن جانانه نمی گردد گریان نشود چشمی تا آنکه نسوزد دل بیهوده بگرد شمع پروانه نمی گردد
-
دیوار سکوت لبانت ترک خورده
سهشنبه 30 شهریور 1400 01:05
دیوار سکوت لبانت ترک خورده خودم را حبس کرده ام در تنگنای اذکار زبانت، شاید لحظه ای ترحم باران بر جانم ممکن شود و غزلی ناب بوسه زند در این ظلمت کویر بر پیاله ی چشمان ستاره ها! مرتضی سنجری
-
مگر از عشق می توان برید
سهشنبه 30 شهریور 1400 01:04
مگر از عشق می توان برید وقتی پایِ چشم های تو در میان باشد.. نیلوفر_ثانی
-
لیوان چای روی میز
سهشنبه 30 شهریور 1400 01:03
لیوان چای روی میز در انتظار یک بوسه است نه تو می آیی و نه او گرم می ماند چه گناهی دارد سماوری که داغ دیده است؟!
-
ادامه دهنده(خدایاشکرت)
سهشنبه 30 شهریور 1400 00:58
نشسته ام وسط زندگی، صبور، غمگین، امیدوار، خسته و ادامه دهنده، و ادامه دهنده...
-
همیشہ یہ چیزے واسہ
سهشنبه 30 شهریور 1400 00:54
همیشہ یہ چیزے واسہ بہ دست آوردن داشتہ باشید یہ چیزے واسہ جنگیدن مهم نیست مادے و غیر مادیش یہ چیزے واسہ خواستن داشتہ باشید اونجا کہ احساس بے نیازے میکنے اونجا کہ دلت هیچے نمیخواد،از دست میرے...
-
من گمان میکردم که
سهشنبه 30 شهریور 1400 00:51
من گمان میکردم که برای دلباخته کردنش باید لبخند برلبانش بنشانم، ولی هربار که میخندید این من بودم که عاشقش میشدم .. ماریانو رومور
-
از صدای گذر آب چنان فهمیدم
سهشنبه 30 شهریور 1400 00:43
از صدای گذر آب چنان فهمیدم تندتر از آب روان عمر گران میگذرد زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست آنقدر سیر بخند که ندانی غم چیست
-
گاه میپرسند از من، عاشقش هستی هنوز؟
سهشنبه 30 شهریور 1400 00:34
گاه میپرسند از من، عاشقش هستی هنوز؟ بی تفاوت بودنم را گریه میریزد به هم! فرامرز عرب عامری
-
تقدیم به شما دوستان
دوشنبه 29 شهریور 1400 00:50
-
دلم می سوخت برای دلقک بیچاره؛
دوشنبه 29 شهریور 1400 00:49
دلم می سوخت برای دلقک بیچاره؛ زمستان که می شد صورتش همیشه سُرخ بود برای لبخند دیگران مقابل پادشاهی فصل های رنگارنگ تا لقمه ای نان بردارد از سُفره ی دل پر دردش افسوس..، هیچ کس حال پریشانش را هرگز نفهمید! مرتضی سنجری
-
چه زیبا میشد
دوشنبه 29 شهریور 1400 00:48
-
پلــنگ سنگـــی دروازه های بسته شهرم
دوشنبه 29 شهریور 1400 00:48
پلــنگ سنگـــی دروازه های بسته شهرم مگو آزاد خواهی شد که من زندانی دهرم تفاوت های ما بیش از شباهت هاست باور کن تو تلخــی شراب کهنـــه ای من تلخــــی زهرم مرا ای ماهی عاشق رها کن فکر کن من هم یکـی از سنگ های کوچک افتاده در نهــرم کسی را که برنجاند تو را، هرگز نمی بخشم تو با من آشتی کردی ولی من با خودم قهرم تو آهوی...
-
ز آنکه مرا داد لبش؛ نیست لبی را اثرش
دوشنبه 29 شهریور 1400 00:40
ز آنکه مرا داد لبش؛ نیست لبی را اثرش ز آنچه چشیدم ز لبت؛ هیچ لبی را مچشان مولانا
-
می توانی که فریبم بدهی با نظری
دوشنبه 29 شهریور 1400 00:38
می توانی که فریبم بدهی با نظری پنجه انداختهای سوی شکار دگری آه! دیوانه ی آن لحظه ی چشمان توام کــه پلنگانه به قربانـــی خود مینگری آنچنان رد شو کــــه آشفته کنــی موی مرا ای که آسوده دل از بیشه ی من میگذری مرهمی بهتر از این نیست که زخمم بزنی عشق ، آمــاده بکــن خنــــجر بــرنده تـری هیمه بر هیمه ی این آتش سوزنده...
-
بلای فقر ، تنم خسته کرد و روح بکشت
دوشنبه 29 شهریور 1400 00:36
بلای فقر ، تنم خسته کرد و روح بکشت به مرگ قانعم ، آن نیز رایگانی نیست
-
رسیدیم به بهترین فصل سال
دوشنبه 29 شهریور 1400 00:35
رسیدیم به بهترین فصل سال به درختانى که برگشان زرد شده؛ به پاییز که اندوهست و به اندوه که منم. اُزدمیر آصف
-
جیبِ بزرگتر نمیخواهد
دوشنبه 29 شهریور 1400 00:25
جیبِ بزرگتر نمیخواهد چتر هم همینطور پاییز فقط دلبر میخواهد با یک خیابان که خشاب اش پر از عشق باشد و ته مانده های باران بعد آرام آرام ماشه را بچکانی روی گونه اش همین.. مریم قهرمانلو
-
در را بـــه روی حضــرت پاییــــز وا کند...
دوشنبه 29 شهریور 1400 00:20
پاییز میرسد که مرا مبتلا کند با رنگهای تـازه مــرا آشنا کند پاییز میرسد که همانند سال پیش خود را دوباره در دل قالیچـــه جا کند او میرسد که از پس نه ماه انتظار راز ِ درخت باغچـــه را برملا کند او قول داده است که امسال از سفر اندوههــای تازه بیــارد ، خـدا کند او میرسد که باز هم عاشق کند مرا او قـول داده است بـه...
-
از کوچههای شهریور عبور کنم
یکشنبه 28 شهریور 1400 00:43
از کوچههای شهریور عبور کنم عابری میشوم که قدم ، قدم پاییز را نفس میکشد لا به لای درختانی که هوای باران دارند سیده مریم وهابی
-
مهربون باشیم
یکشنبه 28 شهریور 1400 00:41