-
تو زیبایی مثال گندمزاری
جمعه 22 بهمن 1400 00:05
تو زیبایی مثال گندمزاری که با موسیقی نسیم میرقصد یا آبشاری که در آغوش رود جاری میشود و لبخند میزند روح نوازی مثال بارش قطرههای نوازشگر باران به روی قلب ترک خوردهی کویر یا بوسهی ماه بر گونههای سرد شب خیال انگیزی مثال لب به لب شدن موج و ساحل عشقبازی قاصدک و باد هم آغوشی رود و دریا... زیبایِ روح نوازِ خیال انگیرِ من...
-
اگر دوستش داری بگو
جمعه 22 بهمن 1400 00:04
اگر دوستش داری بگو شاید تمام دغدغههایش همین یک جمله باشد ... امیر وجود
-
خدایاشکرت
پنجشنبه 21 بهمن 1400 01:00
-
هرچه هم دور باشم و نباشد
پنجشنبه 21 بهمن 1400 00:56
هرچه هم دور باشم و نباشد او نه تنها در ریشه و خون بیشتر از هرچه در استخوانم رشد میکند عبدالله_احتشامی
-
خدایا
پنجشنبه 21 بهمن 1400 00:53
-
در او غرقم که در آیینه غرق گیسو افشانی ست
پنجشنبه 21 بهمن 1400 00:52
در او غرقم که در آیینه غرق گیسو افشانی ست پریشان کسی هستم که درگیر پریشانی ست تویی آن که رسیدن به وصالش یعنی آزادی برای هرکه چون من در خودش یک عمر زندانی ست همیشه تازه ای و دیدنت یک اتفاق بکر شبیه رویت مهتاب در شبهای بارانی ست مداوا می شوم وقتی که می خندی و می خندم منی که راه رفع دردهایم خنده درمانی ست بیا در دست من...
-
برایم نامی انتخاب کن
پنجشنبه 21 بهمن 1400 00:45
برایم نامی انتخاب کن که راحت بخوانیم، نام من سخت است انگار، در دهانت خوب نمی گردد، من با صدای تو من می شوم، مرا بارها و بارها بخوان! تا به فراموشی خویشتن دچار نشدم،، فاطمه مصطفایی
-
حس خوبی ست
پنجشنبه 21 بهمن 1400 00:43
-
در مکتب عشق
پنجشنبه 21 بهمن 1400 00:41
در مکتب عشق ابر نگاهت می بارد نیازم را بر آسمان شهری که جا مانده عطر تنت... فریبا_سلطانی
-
خدایا
پنجشنبه 21 بهمن 1400 00:40
-
دانه های برف نرسیده به زمین آب میشوند
پنجشنبه 21 بهمن 1400 00:39
دانه های برف نرسیده به زمین آب میشوند حتما نامت را درگوش هم زمزمه میکنند. .. اینها همه از عشق توست میدانم و دلتنگی حتما چیزی شبیه این ست... آرزو هدایتی
-
میخواهم مثل تو باشم
پنجشنبه 21 بهمن 1400 00:13
میخواهم مثل تو باشم یعنی زندگیام را بکنم و دورادور دوستت داشته باشم نمیخواهم عشقم به تو دست و پایم را ببندد مگر چه چیزی را از دست میدهم ؟ یک مردِ بزدل را ؟ و چی به دست میآوردم ؟ لذتِ گهگاهْ در آغوشِ تو بودن را آنا گاوالدا
-
تو هم دردی
چهارشنبه 20 بهمن 1400 01:55
-
در سینه یِ روز موج می زند
چهارشنبه 20 بهمن 1400 01:53
در سینه یِ روز موج می زند عشوه ی لبهات آن گاه که چنگ می زند بر جان نفسهای مقدس عشق... فریبا_سلطانی
-
پروانـه هـا در پیـله دنیـارا نـمی فهمند
چهارشنبه 20 بهمن 1400 01:52
پروانـه هـا در پیـله دنیـارا نـمی فهمند تـقـویـم هـا روز مبـا دارا نـمی فهمند دریا بـرای مـردم صحرا نشیـن دریـاست ساحـل نشینـان قـدر دریـا را نمی فهمند مثل همـه مـا هـم خیـال زندگـی داریـم امـا نـمی دانـم چـرا مـا را نـمی فـهمند هـر روز سـیبـی در مسیـر آب می آیـد دیگـر نیـا این شـهر معـنا را نمی فهمند این مردمان...
-
زیبایی
چهارشنبه 20 بهمن 1400 01:50
-
می نشیند بر بام دل
چهارشنبه 20 بهمن 1400 01:48
می نشیند بر بام دل چکه چکه بوسه از لبِ عشق در شورش مقدسی با عطر آغوش... فریبا_سلطانی
-
سکوت
چهارشنبه 20 بهمن 1400 01:45
-
رفتن همیشه...
چهارشنبه 20 بهمن 1400 01:42
-
من از خدا کــــه تـــو را آفرید ، ممنونم
چهارشنبه 20 بهمن 1400 01:42
من از خدا کــــه تـــو را آفرید ، ممنونم از آن که روح به جسمت دمید، ممنونم از آن که مثل بت کوچکی تراشت داد از آن که طــرح تنت را کشید ممنونم تو راه میروی اندام شهر می لرزد من از تمــام درختان بیـــد ممنونم در این غروب ، در این روزهای تنهایـی از اینکه عشق به دادم رسید، ممنونم من از کسی که عزیز مرا به چاه انداخت و آن...
-
مات
چهارشنبه 20 بهمن 1400 01:39
-
اینجــا به دل سپردن من گیر داده اند
چهارشنبه 20 بهمن 1400 01:37
اینجــا به دل سپردن من گیر داده اند مشتی اجل به بردن من گیر داده اند اینجا همیشه آب تکان می خورد از آب اما بـــه آب خوردن من گیـــــر داده اند مانند شمع در غم تو آب می شوم مردم به فرم مردن من گیر داده اند چشم انتظار دست تو اصلا نمی شوم وقتـــی به شال گردن من گیر داده اند در شهر،حس و حال برادر کشی پُر است گرگان بـــه...
-
آدم بهتره رو فکرش هم فکر کنه..
سهشنبه 19 بهمن 1400 00:45
-
نگاهم کن که شب گم شه ، نگاهم کن که پیدا شم
سهشنبه 19 بهمن 1400 00:43
نگاهم کن که شب گم شه ، نگاهم کن که پیدا شم نگاهم کن نگاهم کن ، نذار تنها ترین باشم به تو می بخشم آواز و چراغ و شبنم و نور و به تو می بخشم این قلب به تو محتاج مغرور و تو ابرا رو بگیر از من که چشمام خیسه بارونه به دور از تو پروانه ، تو حبس پیله می مونه نگاهت را نثارم کن ، گل وحشی تو رامم کن بتابون عشق و تو چشمام ، شروعم...
-
چتر را ببند! بگذار باران ببارد
سهشنبه 19 بهمن 1400 00:42
همان عصر! همان چای ! همان دیدار! همان لبخند! همان ... که آرزو شده! *** چتر را ببند! بگذار باران ببارد و تازه کند! تمام خاطرات گذشته را... تولد باران زیباست ... ام البنین دهقان
-
آمدنت به زندگیم
سهشنبه 19 بهمن 1400 00:41
آمدنت به زندگیم چیزی شبیه فاجعه ی سویسو بوپال چرنوبیل زلزله حلب و گردباد کورنیگا بود همان اندازه ویرانگر همان اندازه دلخراش و همان اندازه کشنده... زینب احمدی +اینا چی بودند:)))
-
تو حق نداری.
سهشنبه 19 بهمن 1400 00:40
-
برای من
سهشنبه 19 بهمن 1400 00:39
برای من همین ازتو نوشتن و با توقدم زدن در شعرهایم هم کافیست... لعنت به اوکه تورادارد وهمچنان دنبال خوشبختیست... سمانه_طایی +یه دوره از زندگیم همه دفتر و زندگیم s شده بود..عشقی که یهویی آمد و سالها درگیرم کرد وآخرش هم هیچ:)))و فقط ماند از آن سالها پریشانی و استرس:( ولی به نظر من بهترین روزهای زندگیم بود با آنکه چیزی جز...
-
تمام من تو می شود
سهشنبه 19 بهمن 1400 00:28
تمام من تو می شود به وقت عشق می شوم خوابی که رؤیایش تو باشی و یا ابری پر از بارانِ تو و گلدانی لبِ شب های مهتابی که گل هایش تو باشی و یا حالا که واژه واژه من تو می شوم در عاشقانه ای به وقت عشق پرویز صادقی
-
دردناکه اما قشنگه
سهشنبه 19 بهمن 1400 00:27