-
تسلیت
پنجشنبه 28 بهمن 1400 00:18
-
+
پنجشنبه 28 بهمن 1400 00:13
-
او که ما را هیچ بخواند
چهارشنبه 27 بهمن 1400 00:44
او که ما را هیچ بخواند از هیچ خبر نداشت ما خودمان او را تاج کردیم عبدالله_احتشامی
-
" دوستت دارم " را
چهارشنبه 27 بهمن 1400 00:43
-
می خواهم هر روز ، دور دنیا را بگردم !
چهارشنبه 27 بهمن 1400 00:42
گفتم : می خواهم هر روز ، دور دنیا را بگردم ! گفت : مگر می شود ! گفتم : طُ ... ثابت کن ، دنیای من هستی ! آغوشت ... کافیست ، تا من هر روز ! دور دنیا را بگردم . مهدی_قاسمی_نسب
-
وقتی بهشت عزوجل اختراع شد
چهارشنبه 27 بهمن 1400 00:31
وقتی بهشت عزوجل اختراع شد حوا که لب گشود عسل اختراع شد آهی کشید و آه دلش رفت و رفت و رفت تا هاله ای به دور زحل اختراع شد آدم نشسته بود، ولی واژه ای نداشت نزدیک ظهر بود … غزل اختراع شد آدم که سعی کرد کمی منضبط شود مفعول و فاعلات و فعل اختراع شد «یک دست جام باده و یک دست زلف یار» اینگونه بود ها…! که بغل اختراع شد
-
حالا فهمیدی:((
چهارشنبه 27 بهمن 1400 00:28
-
یک لحظه دیدمت
چهارشنبه 27 بهمن 1400 00:17
یک لحظه دیدمت یک عمر، درون همهی آینههایی... معصومه صابر
-
کمی زندگی
چهارشنبه 27 بهمن 1400 00:16
-
تو تکراری ترین حضورِ روزگار منی
چهارشنبه 27 بهمن 1400 00:12
اینکه باید فراموشت میکردم را هم فراموش کردم تو تکراری ترین حضورِ روزگار منی و من عجیب به آغوش تو از آن سوی فاصلهها خو گرفتهام... سید_محمد_مرکبیان
-
زمستان
چهارشنبه 27 بهمن 1400 00:11
-
اگر بخواهد می بارد
چهارشنبه 27 بهمن 1400 00:08
نه به طلوع تابستانست نه به غروب زمستان نه به شوق بهار نه به بونه پائیز اگر بخواهد می بارد زمان نمی شناسد چشمانم را می گویم . . . فائزه صحرایی
-
زمستان
سهشنبه 26 بهمن 1400 02:54
-
ببین در سطر سطر صفحه ی فالی که می بینم
سهشنبه 26 بهمن 1400 02:53
ببین در سطر سطر صفحه ی فالی که می بینم تــو هـــم پایان تلخـــی داری ای آغــــاز شیرینـم ببین در فال "حافظ" خواجه با اندوه می گوید : کـــه مـن هـم انتهـــای راه را تاریک می بینم تو حالا هرچه می خواهی بگو حتی خرافاتی برای من کـــه تآثیری ندارد ، هر چــه ام اینـم چنان دشوار می دانم شب کوچ نگاهت را کـــه از...
-
فقط خدا
سهشنبه 26 بهمن 1400 02:52
-
عشق!
سهشنبه 26 بهمن 1400 02:51
دردِ بیدرمان نه همه درمان است عشق! ناهید ساداتی
-
کاش... یک بار طعم عشق را " عقل" می چشید
سهشنبه 26 بهمن 1400 02:48
کاش... یک بار طعم عشق را " عقل" می چشید تا از نگفتم نگفت هایش به یکباره دست می کیشد... سید مادح کهنەپوشی
-
سخت بود
سهشنبه 26 بهمن 1400 02:41
-
گرچه از فاصله ی ماه به من دورتری
سهشنبه 26 بهمن 1400 02:36
گرچه از فاصله ی ماه به من دورتری ولی انگار ، همین جا و ، همین دور و بری ماه می تابد و انگار تویی می خندی باد می آید و انگار ، تویی می گذری - بهروز یاسمی
-
کشتی ها را برای دریا می سازند
سهشنبه 26 بهمن 1400 02:29
کشتی ها را برای دریا می سازند محبوبم ! به دریا ببر مرا که پابستِ ماسه های ساحلم پرویز صادقی
-
عیدتون مبارک
سهشنبه 26 بهمن 1400 02:28
-
هم جا برای اینکه بمانم نبود و نیست
سهشنبه 26 بهمن 1400 02:25
هم جا برای اینکه بمانم نبود و نیست هم موقع سفر چمدانم نبود و نیست پشت سرم شب سفر آبی نریخته اند یعنی که هیچ کس نگرانم نبود و نیست رفتم و سخت معتقدم عشق لقمه ای است که هیچ وقت قدر دهانم نبود و نیست گفتند آفتاب تو در پشت ابرهاست ابری درآسمان جهانم نبود و نیست انگار هیچ وقت به دنیا نبوده ام درهیچ جای شهر نشانم نبود و...
-
وقتی خوشبخت هستی
دوشنبه 25 بهمن 1400 01:01
-
ابریشم سیاه دو چشمت
دوشنبه 25 بهمن 1400 01:00
ابریشم سیاه دو چشمت یاد آور شبی زمستانی است من بی ردا بدون وحشت دشنه شادمانه خواب می رفتم ابریشم سیاه دو چشمت خانه ی من است آن خانه ای که در آن خواب می روم و می میرم. خسرو گلسرخی
-
میراثدار نگاه تو
دوشنبه 25 بهمن 1400 00:59
میراثدار نگاه تو دل من است و این دل دوستت دارم را روزی از لبان تو خواهد چید آن روز تمام کوچه پر از دل من می شود و دل تو نیز بر شاخه درختان نارون نشسته دوستت دارم هایش را می شمرد و دل من کوچه را از بوسه پر می کند من و تو یعنی دلهایمان... جووانی بوکاچو
-
قاصدک ها شانه خالی کرده اند
دوشنبه 25 بهمن 1400 00:54
قاصدک ها شانه خالی کرده اند دوستت دارم ها توی دلم حیران مانده اند شاید هم راه خانه ات از حافظه باد پاک شده! هرچه هست کوهها هنوز مثل کوه ایستاده اند زمین هم همچنان گرد است آب هم از آب تکان نخورده فقط انگار کسی عشق را از تمام قصه ها پاک کرده! گیلدا ایازی
-
:)))))))))))))))))))
دوشنبه 25 بهمن 1400 00:48
-
دلتنگی یعنی
دوشنبه 25 بهمن 1400 00:47
دلتنگی یعنی خیابانی شلوغ پر از همه آنها که شبیه تو اند مثل ساعتی که سازش کوک نیست و هیچ منتظری نگاهش نمی کند چیزی شبیه پیانو های بعد از ظهر در کافه هایی که میزی در آن تنها نیست و صدای خنده های تو تنها صدایی است که باورش نمی کنم عشق های کوبیسم از در و دیوار شهر بالا می روند و دوست داشتن های مدرن تلخ تر از همیشه اند این...
-
قول دادم به کسی غیر تو عادت نکنم
دوشنبه 25 بهمن 1400 00:44
قول دادم به کسی غیر تو عادت نکنم از غم انگیزی این عشق شکایت نکنم من به دنبال تو با عقربهها میچرخم عشق یعنی گله از حرکت ساعت نکنم عشق یعنی که تو از آن دگری باشی و من - عاشقت باشم و احساس حماقت نکنم ! چه غمی بیشتر از این که تو جایی باشی بشود دور و برت باشم و جرات نکنم ... عشق تو از ته دل عمر مرا نفرین کرد بیتو یک روز...
-
فکر می کنم اصالت خنده هایت،
دوشنبه 25 بهمن 1400 00:42
فکر می کنم اصالت خنده هایت، برمی گردد به دوران ما قبل تاریخ! همان جا که بشر برای حیات پرمشقتش انگیزه ای یافت! شاید "عشق" درست از همان لحظه، کشف شد! کسی چه می داند؟! نازنین جهانگیری