-
در کنار هم خواهیم آرمید
پنجشنبه 24 شهریور 1401 00:55
در کنار هم خواهیم آرمید خواه یکشنبه باشد، یا دوشنبه شب باشد یا بامداد، نیمهشب یا نیمروز دلدادهگی، مثل همهی دلدادهگیهاست این را به تو گفته بودم در کنار هم خواهیم آرمید دیروز چونین بود فردا نیز چونان خواهد بود لویی آراگون
-
گفته بودی برایت شعر بگویم
پنجشنبه 24 شهریور 1401 00:53
گفته بودی برایت شعر بگویم بابونه ها رقصیده اند در پیچ و خم یادت یک تابستان خورشید شده ام زمزمه کوچک تنهایی سری به احوال شب بوها بزن سپیدار پای زمین قولت را به آمدن می دهد بغض سرکش دلتنگی تمام آسمانم را ابری می کند خیال خیس بارانی بگو برایم از هوایی که نفس می کشی زیور_غلامی
-
برای ایستادن من
چهارشنبه 23 شهریور 1401 00:53
برای ایستادن من هزاران زن زمین خوردند وَ هزاران زبان زنده به گور شدند در گورِ دهان... چه حرفها پشت لبهایم ماند و شعر نشد حق های کاغذی ام را تاریخ در جیب هایی تاریک مچاله کرد و من سالهاست در سنگر شعر پناه گرفته ام مینا_آقازاده
-
السلام علیک یااباعبدالله
چهارشنبه 23 شهریور 1401 00:52
-
یادت هست شبی آمدی به دیدارم؟
چهارشنبه 23 شهریور 1401 00:50
یادت هست شبی آمدی به دیدارم؟ ماه و مهتاب شدی به شبانگاهم نفس شدی و دلم لرزید جان در جان شدی و دلم لغزید مریم_سپهوند
-
چه می شود اگر زندگی
چهارشنبه 23 شهریور 1401 00:49
چه می شود اگر زندگی زندگی باشد ما آسان باشیم آسمان ، وسیع آوازها ،عجیب اصلا نگران نگفتن نباشیم سیدعلی_صالحی
-
السلام علیک یااباعبدالله
چهارشنبه 23 شهریور 1401 00:46
-
به انتظار چه نشسته ای
چهارشنبه 23 شهریور 1401 00:09
به انتظار چه نشسته ای دنیا دیگر جای ماندن نیست اینجا همه چیز را از پشت پنجره می بینند و انتظار عشق ... هوا کمی پیچیده است پنجره را باز کن تو هم اینجا چیزی گم کرده ای مانند آغوش بی دغدغه باد یا حسی گمنام و حض آغوش آزادی دیگر یادگرفته ام دلتنگ نباشم مرا ببخش... به خاطر تمام روزهای نبودنت مثل تمام دلخوشی و غروب های پائیز...
-
حال خوب
چهارشنبه 23 شهریور 1401 00:07
-
نباید حس ماجراجویی آدم ها رو از بین برد،
چهارشنبه 23 شهریور 1401 00:05
نباید حس ماجراجویی آدم ها رو از بین برد، آدم ها همیشه دوست دارن بازی کنن. واسه همینه که بعضی از نویسنده ها پایان داستان شون رو نمی نویسن، شعبده بازها راز جادوهاشون رو به کسی نمی گن و خیلی از آدم ها واسه هم احساس شون رو بیان نمی کنن، چون می ترسن که بازی تموم شه. وقتی آدم ها می فهمن که چی تو سرت و قلبت می گذره دیگه...
-
نمیتوانم خودم را به دیوار بکوبم
چهارشنبه 23 شهریور 1401 00:03
نمیتوانم خودم را به دیوار بکوبم نمیتوانم خودم را به آلبوم بچسبانم نمیتوانم بروم خیابان، داد بزنم: «نگاهم کنید!» . من خاطرۀ دستهای توأم سکانس عاشقانۀ فیلمی اجتماعی که پیش از اکران عمومی باید بریده میشدم. "لیلا کردبچه" از کتاب آوازکرگدن
-
البته که دوستت دارم احمق جان
چهارشنبه 23 شهریور 1401 00:00
البته که دوستت دارم احمق جان ولی آزارت می دهم دلیلش هم صاف و ساده این است که دوستت دارم این را می فهمی ؟ آدم کسانی را که به آنها بی تفاوت است آزار نمی دهد "ارنستو ساباتو"
-
پاییز که می آید
سهشنبه 22 شهریور 1401 01:54
پاییز که می آید رُفتگر دلتنگی هارا میان برگ های پاییزی دسته می کند و تن رنجورِ عریان بید را در آغوش می گیرد می دانستی!؟ درختان تمام قد به شوق پاییز می میرند. معصومه رمضانزاده
-
لبیک یا حسین(ع)
سهشنبه 22 شهریور 1401 01:52
-
گفتنِ شعر برای تو
سهشنبه 22 شهریور 1401 01:52
گفتنِ شعر برای تو آسان نیست. مثلِ فراموش کردنت...! آنقدر به نیامدنت ادامه بده تا شاعر شوم. آنقدر برایت شعر بنویسم تا بیایی...! علی رضا عزتی
-
خوش به حال او
سهشنبه 22 شهریور 1401 01:51
خوش به حال او که سرزمین ش جولانگاه اسب افسار گسیخته توست چشمانش آیینهگاه رُخ دیوانه کننده توست خوش به حال او که تنش قتلگاه بوسه های سر بریده توست پیرهن گل دارش منزلگاه آغوش سراسر گداخته توست و هرازوُ هزاران خوش به حالش که تمنای از خواستهِ توست چی ماه بخشنده
-
السلام علیک یااباعبدالله
سهشنبه 22 شهریور 1401 01:48
-
هنوز بوسه هایش بوی باران میدهد بوی
سهشنبه 22 شهریور 1401 01:46
هنوز بوسه هایش بوی باران میدهد بوی دلتنگی کوچه ها بوی یاسهای فرو ریخته از دیوار خانه زنی که چشمانش پر بود از تقویمهای پاییزی ایرج بهرام نژاد
-
دلتنگ نگاه توام
سهشنبه 22 شهریور 1401 01:45
-
یک بار دیگر بگو "دوستت دارم"
سهشنبه 22 شهریور 1401 01:44
یک بار دیگر بگو "دوستت دارم" تا خودت ببینی چگونه روحم در کسری از ثانیه می پرد... سید_حسین_متولیان
-
السلام علیک یااباعبدالله
سهشنبه 22 شهریور 1401 00:40
-
اعتراف
سهشنبه 22 شهریور 1401 00:35
زندگی تا شانه های مرگ تنها یک اعتراف کم داشت و مرگ بهای سنگینی بود بر شانه های ع ش ق آلا شریفیان
-
باز آمده ای وهم سراغم چه کنی
دوشنبه 21 شهریور 1401 01:07
باز آمده ای وهم سراغم چه کنی مگرت نگفته بودم که دچارم نکنی بنشانده ای تو یاری سر راهم چه کنی ؟ ز کسی خبر ندارم که تو کاری بکنی بیژن سقائیان
-
به لذت خستگی آنروزها
دوشنبه 21 شهریور 1401 01:05
ازبالاتا پایین شهر خیابان به خیابان کوچه کوچه دستها تنیده درهم می رفتیم و می رفتیم و می رفتیم تا کفشهای خیس عرق می سریدند روی زمین ازفرط خستگی اکنون نمی دانم کجایند اون کفشها اما من هنوزهم خیابان به خیابان کوچه به کوچه درپی همون ردپاها دنبال آدمهاش می گردم وبهر سکوئی که برسم می نشینم . . . به لذت خستگی آنروزها رحیم...
-
کاش گاهی, دل ما را, به سر انگشت خیالت بخری؟
دوشنبه 21 شهریور 1401 01:04
کاش گاهی, دل ما را, به سر انگشت خیالت بخری؟ من همان بَرده ی بازار جنونم, کز بدِ حادثه ممنوعه ترین ممنوعه ی این شهر غریبم... اعظم حسنی
-
لبیک یا حسین(ع)
دوشنبه 21 شهریور 1401 01:03
-
سکوت تنها قربانی کوچه نیست
دوشنبه 21 شهریور 1401 01:02
سکوت تنها قربانی کوچه نیست وقتی که تو چنگ میزنی جای ناخن هایت را نگاه کن قلبی درون پنجره پرتاب می شود. معصومه صفری
-
بی تفاوت نفس می کشم
دوشنبه 21 شهریور 1401 00:59
بی تفاوت نفس می کشم لمس می کنم, تن زخمی روزگارم را شب را به روز, روز را به شب خواب را به بیداری, بیداری را به خواب دل خوشم و از عشق حذر می کنم من در برزخ سرد تنهایی ام به آتش جهنم عشق, گداخته نخواهم شد. مریم_سپهوند
-
تمام این ترانه ام فدای یک نگاه تو
دوشنبه 21 شهریور 1401 00:59
تمام این ترانه ام فدای یک نگاه تو نگیردش به دامنم شراره های آه تو کجا نشسته ای گلم که سبزه ها رسیده اند گلاب جام این دلم معطر از پگاه تو قدم به دیده ام نما که منتظر بمانده ام به سر شده جوانی ام ز غم شدم تباه تو نقاب چهره بر مکش چو پرده ها دریده اند هوای گرگ نفس دمی نظر کند به چاه تو گمان کنم شکوفه ها نوید نو بهاره اند...
-
السلام علیک یااباعبدالله
دوشنبه 21 شهریور 1401 00:58