-
آن شب که دلم دلش دلی تنها شد
جمعه 16 شهریور 1403 12:29
آن شب که دلم دلش دلی تنها شد خامی بنمود و در دلش غوغا شد سوگند به نیمه شب دلم دریا بود تا اینکه شبی ز حال ما جویا شد رامین خزائی
-
بی عشق تو دنیاست پریشان و غم انگیز
جمعه 16 شهریور 1403 12:28
بی عشق تو دنیاست پریشان و غم انگیز با عشق تو زیباست گُل افشان و دل انگیز قلبم شده صد پاره نگارا به یقین هست تیرِ مژه ات تیز تر از نیزه یِ چنگیز روح از بدنم رفت همان دَم که تو رفتی چندان که شدم سردتر از آخرِ پاییز دیشب من و مهتاب به یادِ تو نشستیم ناهید رسید از ره و پروین و زُحل نیز با آمدنت باز به جسمم تو دیدی من زنده...
-
شعرهای بی حسابم
جمعه 16 شهریور 1403 12:26
اه بر دنیای پوچم اه بر این حال خراب اه بر این بیگانگی ها اه بر این رویا و خواب اه کشیدن بی ثمر بود باوری در پی نداشت فرصت بودن گذشتو حاصلی با من نداشت روزگار؛ ارام رفتو رفتنش را من ندیدم تا که خود در آیینه روزگارِ رفته دیدم پیچ و تاب موهایم چینِ این دستان خسته رنگِ بی رنگیِ دنیا بر تنِ دنیا نشسته رهگذر بودم و رفتم...
-
نمیگویم از میخک بوسهی سیاه شب بر تنم
جمعه 16 شهریور 1403 12:22
نمیگویم از میخک بوسهی سیاه شب بر تنم میگویم از پرتوهای ماه تو که رگ میدوزند بر خوابهای مُردهام نمیگویم از سکوتِ نسیمِ در گذر از رواق میگویم از آهنگ تو که فرود میآید از آسمانهای شوپن عصبهای طلایی عشق تو درناهای خفتهی قلبم را بیدار میکنند اینک که من در این حریم تیره و سرد شوق میزبانی ابریشم و کهربای تو را...
-
تو را در باد میبینم
پنجشنبه 15 شهریور 1403 12:47
تو را در باد میبینم که پیراهنت بر تنت پَر پَر پَر پرنده میشود پَر پَر پَر پرزنان میرود با باد و تو میمانی در تنت که نگاه کنی به پرنده بودنت شبنم حکیم هاشمی
-
دین را هستم، تعصّبِ دین را، نه
پنجشنبه 15 شهریور 1403 12:46
دین را هستم، تعصّبِ دین را، نه رنجش گاهی، ولی دمی کین را، نه با خلق خدا و با خدا، خودخواهی؟ نه نه نه نه، نه من کنم این را، نه محمد شریف صادقی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 15 شهریور 1403 12:43
-
بیا که می مستانم آرزوست
پنجشنبه 15 شهریور 1403 12:37
بیا که می مستانم آرزوست بیا که سرو بستانم آرزوست بیا که این باغ اسیر جغدند بیا که بلبل گلستانم ارزوست سیاوش دریابار
-
شبی را بی تو سرکردم میان بغض و تنهایی
پنجشنبه 15 شهریور 1403 12:35
شبی را بی تو سرکردم میان بغض و تنهایی نخوابیدم به امیدی که بالینم ز در آیی دوباره کنج این خانه خیالاتی شدم انگار به هرجا بنگرم جانا تو را بینم که آنجایی بگیری دست من شاید دلم آرام گیرد یار بزن شانه به گیسویم بپوشان رَختِ زیبایی چنان افسرده ام جانا پی آرامش محضم کنارم نیستی لاقل بریزی استکان چایی چو بگشودی به رویم در...
-
حلول ماه ربیع الاول مبارک
پنجشنبه 15 شهریور 1403 12:33
-
قرارمان بی وفایی نبود نازنینم
پنجشنبه 15 شهریور 1403 12:31
قرارمان نبود دل بی تابم را با بوسه روی عکس هایت آرام کنم... قرارمان نبود هر زمانی تو را کم داشتم چشمانم را بسته و تورا کنارم تصور کنم... قرارمان بی وفایی نبود نازنینم قرارمان..قرار شادی بود...قرار زندگی بود... عزیزِ بی وفایم این دل بی قرار که در انتظارت میتپد هنوز به یاد لحظاتی که در کنارم بودی، زیر لب نامت را زمزمه...
-
مگر به غیر تو کَس از دلم خبر دارد
پنجشنبه 15 شهریور 1403 12:29
مگر به غیر تو کَس از دلم خبر دارد دعای غیر تو بر ما ، مگر اثر دارد برای این من حیران بیا و کاری کن به راه مانده به جز تو رهی دگر دارد دلم شکسته ترین شد در این زمانه دون گدای خسته چه خونی در این جگر دارد سلام ضامن آهو ، سلام خوان کرم سلام آنکه نشانِ خدا به سر دارد ضمانتم کن و بگذار دست پر بروم از این حرم که به خود...
-
برق دانشگاه رفته روی ماهت کاش بود
پنجشنبه 15 شهریور 1403 12:27
برق دانشگاه رفته روی ماهت کاش بود پای ما در جلگهٔ سبزینهراهت کاش بود چون خیار لتحریم افتاده کج در ظرف ظهر سرکهٔ دلجویی در دلوِ نگاهت کاش بود هیبت گرما شبیهِ بازویِ اسفندیار گردنِ دستانمان اندر پناهت کاش بود گو رود برق از پگاهان تا سحر اما به شرط اینکه مهر ما کمی یادِ پگاهت کاش بود نظم واعظ چون گلاب اندیشهاش مانند...
-
عشق است غزل در ره دلدار سرودن
پنجشنبه 15 شهریور 1403 12:25
عشق است غزل در ره دلدار سرودن در آیینه عکس رُخ آن یار بدیدن هرشب نگران پَر زده در ساحل رویا در خواب خوش آن چشم غزلوار بدیدن با دل نگهی کرده و اسرار بدیدن در موج نگاه و تب دلدار تپیدن چون تشنهای از چشمهی عشاق چشیدن یعنی همه جا عکس رُخِ یار بدیدن اکرم نوری
-
تا نقش تو بر دلم پرداز زدند
چهارشنبه 14 شهریور 1403 12:53
تا نقش تو بر دلم پرداز زدند با تو بجوشید و همراز زدند پنجاه گذشت و همچنان راز آلود از تو جدا نشد دل و اعزاز زدند عبدالمجید پرهیز کار
-
یاضامن آهو
چهارشنبه 14 شهریور 1403 12:52
-
مـوج مـژگـان نـیـازِ سـاحـل نـگـاهِ تـوســت
چهارشنبه 14 شهریور 1403 12:49
مـوج مـژگـان نـیـازِ سـاحـل نـگـاهِ تـوســت دِلـبـر خـلوت نـشیـن مَـنـظـرِ پِـگـاهِ تـوســت هـان شِـکـوفـهٔ الوان ای جـانِ شـاهِقِ عـشـق شـمع مَحفـل تـویی کـلبهٔ دل پـنـاه تـوســت مـی سُـرایـمـت ای شـور آفـریـن غـزلِ عـشـق یــار آرزوی افــقِ طَـلــعـت مــاهِ تــوســـت سیمین پورشمسی
-
می تازد بادی خوف ناک
چهارشنبه 14 شهریور 1403 12:46
می تازد بادی خوف ناک در سردگاه شب آفتاب گردان های بالغ این بهاروندان شرم ناک با سری سنگمند در رکوع. باد اما سفاک تر از دیروزها با دستانی آغشته به خوناب می گذرد از بهار خواب خانه با سرهای بریده بر دامان. فردا در شبگاهی سرد آیا مانده آفتاب گردان ها را به ناجرم این گونه گردن نخواهد زد دست های داس پرست ارباب ها؟ افسوس...
-
غم و اندوه جدائی نشناسی
چهارشنبه 14 شهریور 1403 12:45
غم و اندوه جدائی نشناسی . تا ، کی ؟ . قدر این طاقت من را ندانی . تا ، کی ؟ خم ابرو به ارادت نگشائی . تا ، کی ؟ بر من عاشق خسته ، رخ خود را ننمائی . تا ، کی ؟ سالهایست که از غیبتت غمگینم .. گر ندانی ، نشماری . تا ، کی ؟ اگه بر تشنه دیداربه بیداری عاشق نه بیائی . شاید این لطف نمائی و به بر خواب بیائی . بر من عاشق بر شعر...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
چهارشنبه 14 شهریور 1403 12:43
-
دلم شد تکه ای کاغذ
چهارشنبه 14 شهریور 1403 12:42
دلم شد تکه ای کاغذ در دست کودکی نوپا یا که شاید برک پاییزی پریشانم ز طوفان ها. درون کوچه ی ظلمت به دنبال چه میگردی شب و ظلمت دهانش باز چراغ صبح را بلعید. معصومه داداش بهمنی
-
این کوچه هایِ شب زده ، پژواکِ بارانی که نیست
چهارشنبه 14 شهریور 1403 12:37
این کوچه هایِ شب زده ، پژواکِ بارانی که نیست در من گریست آن دخترِ هم نام بارانی که نیست دریایِ معنا و هراس ، من هستمِ نفرین شده سنگسارِ بانویِ غزل ، محرابِ لبهایی که نیست پرواز و لمسِ آسمان ، معراجِ شیطانی که نیست بر این زمینِ مرده ریگ ، رقصِ هوس هایی که نیست موعودِ هامون بوسه زد ، بر ترسِ لبهایی که نیست همبسترِ این...
-
در گوشه چشم تو،جهان را دیدم
چهارشنبه 14 شهریور 1403 12:35
در گوشه چشم تو،جهان را دیدم ماه از کنج لبت پیدا بود باد از بوی تَنَت شیدا بود در گوش فلک باز دوصد نجوا بود در جام می اَم باز پُر از سودا بود در خانه دل هلهله ای برپا بود حیران شده خورشید،ویران شده اُمید ز سرمستی و بدمستی پنهان نگاهت حسن سهرابی
-
ازچشمان آسمان انتظارسرک می کشد
چهارشنبه 14 شهریور 1403 12:34
ازچشمان آسمان انتظارسرک می کشد رسیدن بادکنکهارا درمیهمانی ماه وستارگان سید حسن نبی پور
-
ز شوق تو شده کارم خیال پردازی
سهشنبه 13 شهریور 1403 12:46
ز شوق تو شده کارم خیال پردازی برای ماه رخت روز و شب غزل سازی تویی و جنگل سبزی که چشمهایت را شکوفه کرده به اندیشه ی نظربازی خدا قلم زده خرمای گیسوان تو را گمان کنم که به منظور مستندسازی به گونه اشک تو شعری نشسته بر ماه است که لب گشوده به انگیزه ی هم آوازی مرا به چشم تو بازی عشق عادت داد تو را به دل شکنی، دلبری و طنازی...
-
یاضامن آهو
سهشنبه 13 شهریور 1403 12:43
-
پرسه میزد رفتنت را کوچههای آشنا
سهشنبه 13 شهریور 1403 12:41
پرسه میزد رفتنت را کوچههای آشنا شهرلرزان زیر پایت ای عبور بی قرار پابپایِ کوچهها هرسو دویدم در پِیاَت دورباطل میزنم تاانتهای روزگار غربتم راچون خریده سنگفرش شهرمان حسرتی بامن نشسته در محلِ انتظار راه را روشن نموده در مسیر رفتنت برق چشم مردِعاجز، دوره گردِ سوگوار موجِ بیجان میشوم در ساحل ابروی تو قطره یی افتاده...
-
راحت که نیست
سهشنبه 13 شهریور 1403 12:39
راحت که نیست برای چشیدن آزادی ، باید معنایش را فهمید برای فهمیدن ، ناگزیر از تجربه ی اسارتیم چون به دنبال آزادی که بودم ، او به من آزادی داد ، ولی من اسیر او شدم ... رضا اسمائی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 13 شهریور 1403 12:38
-
نوخاسته چون در دل افلاک نشست
سهشنبه 13 شهریور 1403 12:37
نوخاسته چون در دل افلاک نشست خود را متعال دید و دریا را پست دریا متلاطم نشد از نخوت او دریاست زیاد ماه ناقص دیدست. اسد زارعی