-
خدا خواست ، خود را کند منجلی
شنبه 24 آذر 1403 11:51
خدا خواست ، خود را کند منجلی به کن فیکون کرد صنع علی خدا را به نام علی یاد کن به نام خداوند اعلی ، علی یا علی گویم و بر می خیزم یا علی گویم و می پرهیزم با علی سر به فلک می سایم بی علی در دو جهان بی چیزم سید محمد رضاموسوی
-
من شعرِ نوام قافیه انگار ندارم
شنبه 24 آذر 1403 11:50
من شعرِ نوام قافیه انگار ندارم آرامم و هنگامهی گیتار ندارم بارانم و در قطره بیاراسته حُسنم در ساقهی نیلوفریام خار ندارم من در تپشِ قلبِ قلم زنده به تحریر از جنس غرورم ولی آزار ندارم در گسترهی زیستن از پنجرهی مهر صحرایم و در مرز تو دیوار ندارم بر چهرِ افق خط لب ِ خاکم و افلاک انگار به جز دل به کسی کار ندارم آوایم...
-
ماه منی جان منی همدم شب های منی
شنبه 24 آذر 1403 11:49
ماه منی جان منی همدم شب های منی بستر آرام دلم قصه ولا لای منی تلخ شدم زهر شدم بنده ی این دهر شدم کام مرا قند تویی شهد ومربای منی خسته ودرویش منم ، حاکم درگاه تویی حاجت هر لحظه تویی مرد اهورای منی آبیِ دریا شده ای راکد و متروک منم موج تویی اوج تویی وسعت دریای منی شاعر شبهای توام خاتم اشعار منی جان منی جان منی شاعر...
-
به نام خداوند هور و هزار آسمان
شنبه 24 آذر 1403 11:47
به نام خداوند هور و هزار آسمان خداوند هفت رنگ رنگین کمان به نام همان ایزد رهنمای خداوند نام و خداوند جای شود باز این دفتر رهنمون که گیرد قلم اندرون همچو خون شود باز این دفتر شعر ما که گردد پر از شور زان شهر ما پر از عشق و امید پر از رنگ و بوی پر از نیکی و خب شود این سبوی به نام خداوند چوب و قلم خداوند جان و خدای صنم...
-
مژه ی دو چشم مستت هدف شکار دارد
شنبه 24 آذر 1403 11:44
مژه ی دو چشم مستت هدف شکار دارد بخیال آن که امشب دل بی قرار دارد به هوای تار مویت شب و روز ناله کردم تو بیا که این دل من غمِ بیشمار دارد گل باغ آرزویم به خزان نشست و حالا چکنم که در زمستان هوس بهار دارد چه خوش است گفتگویی چه غزل چه یک ترانه کلماتِ عاشقانه و پر از قصار دارد غزلی سروده ام تا همه ی جهان بفهمند که جمالِ...
-
ای ماه ای نایش سرد، هوایش گرم
جمعه 23 آذر 1403 12:09
ای ماه ای نایش سرد، هوایش گرم هلالش گرد ، نامش نرم می زند نقش بر آب و چاه می زداید ظلمت از راه کی چنین بود زیبارویی چون خویش؟ کی چنین بود گردونه گویی چون خویش؟ سر تا سرش چال و چاله نماند بس او چون رخ لاله فرسنگ ها زمین را عجب فاصله نکند دریغ آن رنگارنگ را هاله هاله ز چارده شب کند رنگش به زرد گویی گردش یک دم پر از زر...
-
سخن ناب
جمعه 23 آذر 1403 12:07
-
زخمی ِدردی عمیقم بی قراری میکنم
جمعه 23 آذر 1403 12:07
زخمی ِدردی عمیقم بی قراری میکنم هرشبم را از نبودت گریه زاری میکنم آرزوی رفته بر بادم کجایی تا سحر در پی دیدار تو شب زنده داری میکنم صبحها از فکر دیدارت مشوش می شوم هر شبم را از نبودت گریه زاری میکنم مثل برگی در خزانم تازیان بر پیکرم هم وصال باد و باران یاد یاری میکنم اول آذر برفت و چارده روزی گذشت تا نفس دارم برایت بی...
-
ای که نفس در نفس افتاده ای
جمعه 23 آذر 1403 12:05
ای که نفس در نفس افتاده ای کنج کدامین قفس افتاده ای.؟ خوار بدان آن همه خاشاک را خار به چشمان بس افتاده ای بس مخفف بسیار ست.. پیروز پورهادی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 23 آذر 1403 12:04
-
با سکسکه ی زمین ،
جمعه 23 آذر 1403 12:03
با سکسکه ی زمین ، کالسکه به پیش میرفت هیچ سکونی نبود در کارش سرش را انداخته بود پائین ، بدنبال کار خویش میرفت بالماسکه ی دُور و بر، براش دلچسب نبود زیرا ، بدنبالِ دل ریش میرفت سورچی ، دلش قیلی ویلی میرفت ، تا برساند ، مسافران را به مقصد ، تا برسد به منزل خویش ، به کنارِ زنِ بیمارش اما به سکسکه افتاد آن مَرکب کالسکه...
-
در دنیای امروز ز عبادت گویی بر سخره گیرند
جمعه 23 آذر 1403 12:02
در دنیای امروز ز عبادت گویی بر سخره گیرند زبازیهای مسخره وچرندیات،به روز وباکلاس گویند ز خدا و پیمبر و روایت و حدیث گویی چُرت زنند ز رقاص وخواننده و نوازنده، کِیف کنند و برطبل زنند گرخفه باشی وساکت هیچ نگویی زِهی آنان گویند ز پشم گوسفند شروع و به موی رقاص هند جویند آنان نوحه خواندندو برسر وسینه زدندو بررازکردند آن...
-
اینجا بهشت خوب خدا ، شهر پاک من
جمعه 23 آذر 1403 12:01
اینجا بهشت خوب خدا ، شهر پاک من فنوج من نماد صفاست و پلاک من بر صخره ها و خاک و گلش بوسه میزنم آیینه ی بلوچ مهِ تابناک من فروغ قاسمی
-
عشق همان صور
جمعه 23 آذر 1403 12:00
عشق همان صور خیالیست که حول محور منظومه شمسی قلبمان میگردد ندا نصراللهی
-
این جهان هم میرود از پیش چشم
جمعه 23 آذر 1403 11:58
این جهان هم میرود از پیش چشم چشم بگشائید، بر سودای خشم این نصیحت نیست، بشنو از برت کین جهان خُشکد، چو برگان درخت بذر عالَم را، تو از عالِم بگیر او ندارد هیچ میلی در ضمیر او به جز الله ندارد هیچ یار او نخواهد هیچ یاری، در دیار نطفه ات را، گر خودت نبوسته ای از درون خویش، آگاه گشته ای آنچه از بیرون میلت می کشد از درونت...
-
بیا و صیقلِ خش باش امشب
پنجشنبه 22 آذر 1403 13:44
بیا و صیقلِ خش باش امشب دلم راحال خوبش باش امشب ستار آسمان بی فروغم پری رو و پریوش باش امشب فضا هم میل شورش دارد انگار تو آب روی آتش باش امشب رحمت حسینی
-
حال خوب
پنجشنبه 22 آذر 1403 13:42
-
چشم من از دیدن تو تا ابد هم سیر نیست
پنجشنبه 22 آذر 1403 13:41
چشم من از دیدن تو تا ابد هم سیر نیست پیش من بر گردجبران گناهت دیر نیست داستان من وَ تو چون داستان روز و شب روزهایش کوته و شبهای آن شبگیر نیست گر زدم بر آب و آتش تا ترا آرم به دست حکم قاضی هم بگوید کار من تقصیر نیست تا وکیل تو شدم دانی چه آمد بر سرم پاسخ حرفِ حق اینجا ، جز غل و زنجیر نیست گر به سر پیرانه باشد دل جوان...
-
گذشته دیده ام را کرده مجروح
پنجشنبه 22 آذر 1403 13:40
گذشته دیده ام را کرده مجروح نگه را برده در چشمان مذبوح گذشته سایه ام را برده درگور بدن را کرده خالی از دل و روح علیرضا قدیانی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 22 آذر 1403 13:38
-
سلام ای وطن ۔ای سرزمین اریایی
پنجشنبه 22 آذر 1403 13:37
سلام ای وطن ۔ای سرزمین اریایی تو میراث دلیران واهورایی زبانم قاصر است زین قهرمانان یلان سرزمینم ان بیشماران تواز خون سیاوشها وامیرفراهانی تودر سینه هزاران زخم وویرانی وطن تومهدتمدن براین زمینی نیست دراین گیتی همچین نگینی بگردم دورآن مردمان باصفایت که هرگز نبینند جوروجفایت درود بران ترکان یل درهر قبیله سلام بران کردان...
-
فِ فدایِ مرتضایم حُجِت الله است علی
پنجشنبه 22 آذر 1403 13:36
فِ فدایِ مرتضایم حُجِت الله است علی چو الف اغازِ مشقم هیبتُ الله است علی آیه ی تطهیر طاهر را اگر تفسیر کنید آل احمد طاهرانند بابُ اَلله است علی طاهره در صید دُر است دُر اعلایِ قدیر نصِ برهانِ مُجلَل خاصَّةُ اللّه است علی باز الف گردیده تقدیر نامِ نابِ فاطمه راز ها دارد که شاید سِرُّ اللّه است علی مات و مبهوت مانده ام...
-
ای آنکه درک می کنی احساس خسته ام
پنجشنبه 22 آذر 1403 13:35
ای آنکه درک می کنی احساس خسته ام قلب غمین، غرور سراپا شکسته ام افسانه های زندگیم واقعی زتوست از تو پر از ترنّم و حسّ خجسته ام تو شاه بیت کلّ غزلهای عاشقی تو قافیه ، تخلص و مضمون به دسته ام غرق بهاری و تو ، طراوت دهِ چمن تو سبزه ای و گل ، به امیدت نشسته ام کابوس زندگی به تنم سخت می نشست با تو بهار د ل من از این خواب،...
-
از تو نوشتم و حیف ،یک شهـر عاشقت شد
پنجشنبه 22 آذر 1403 13:34
از تو نوشتم و حیف ،یک شهـر عاشقت شد خائن به خویش بودم ،این شعر خالقت شد آنقدر خواندم از تو ، در گوش واژه هایم تا که جنون این شعر، در عشق آفتت شد این رسم عاشقی نیست،جانم فدای عهدت هرکس گذشت از شهر ،چندروز صاحبت شد در خـود غریـق بودی ، یادت نماند آخـر ماهِ دلم که این عشق، یکروز قاقیت شد هرکس که لیلیت شد ،مجنون شدی براهش...
-
قسم بر سوره ی مظلوم کوثر
پنجشنبه 22 آذر 1403 13:32
قسم بر سوره ی مظلوم کوثر که شد با فاطمه نورش مصور که بر اجر رسالت فاطمه(س) را عطا کردیم بر تو ای پیمبر (ص) به شکر این دلیل آفرینش فصلِِّ ِ از برای ربّ و وَ انحَر جسارت کرد بر تو عاصِ وائل بگو از قول من هستی تو ابتر سید محمد رضاموسوی
-
دست روی زانوان خود گذاشته،
چهارشنبه 21 آذر 1403 12:03
دست روی زانوان خود گذاشته، به پیش رو نگاه کن تا رسیدنت به آن تنی که بی سر است راه مانده است: یا علی بگو میروی ولی تنم میان قتلگاه منتظر برای دیدن دوباره ات چله ایی بدون سر نشسته است تا برای غربت تو زار زار گریه سر کند سعید خاکستر
-
بچه بودم آرزو در قلب جانم ریشه کرد
چهارشنبه 21 آذر 1403 12:00
بچه بودم آرزو در قلب جانم ریشه کرد بزرگ شوم ، عاقل شوم برای خودم کسی شوم جوانه زدم قد و قامت کشیدم تفکراتم رشد کرد افسوس آهی کشیدم که نپرس دروغ، پستی ،خیانت چیزهایی بود که آموختم همگان خود را گرگ مینامد ولی که چه بسا گرگ شرف دارد سر بر دره گذاشتم ز خود پنهان گشتم کاش می شد بر گردم به کودکی ذات گشته را تعبیر نیست...
-
پاییز
چهارشنبه 21 آذر 1403 12:00
-
او چرا اینچنین میکند؟
چهارشنبه 21 آذر 1403 11:58
او چرا اینچنین میکند؟ اولین پرسش ذهنِ کنجکاوِ بیگناهِ من. اشکهایی را میدیدم که از سرزنش مردم نادان و دانا، لبریز شده بود. میدانم از کدام دسته بودم، اما نمیدانم چرا این چرخه چرخید و گردی زد بر چراهای من. پاسخش را در گوشم نگفت، میدانست درکی از حقیقت ندارم. هرچه گفتند، نفهمیدیم روزگار کاری کرد تا انجامش دهم انجام...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
چهارشنبه 21 آذر 1403 11:54