بوی تو بوی دست های خداست..

بوی تو
بوی دست های خداست
که گل هایش را کاشته، به خانه خود می رود.

...

تو که با منی
صبحانه من لیوانی کهکشان شیری است
و تکه های تازه رعد و برق در بشقابم برق می زند.

...

 

"محمد شمس لنگرودی"

به هم لبخند می زنیم..

به هم لبخند می زنیم..

و هیچ کس

نمی داند

در ذهن مان

چه می گذرد؟!


"کمال شفیعی"

 

بال پروازم را بگشا

دلم گرفته تر از پیله کرم ابریشم کوچکی‌ست

که به تاری آویزان است
بر تک درخت تنهایی...
نور می خواهد،
دستان گرم تو را
تا بشکافد ازدحام دهشتزای بی کسی را
بال پروازم را بگشا


"زهره طغیانی"

تو خوابیده ای آرام

تو خوابیده ای آرام

و من پشت پلک تو آنقدر می بارم

تا پنجره را باز کنی ..

دستهات را زیر باران بگیری و

بخندی ...

 

"عباس معروفی"

دور از تو

دور از تو

فواره‌ی بی‌قرارم

پرپر می‌زنم

که از آسمانِ تهی 

به خانه ی اولم برگردم.

 

"شمس لنگرودی

جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی

جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی

تا آدم گاهی آنجا جان بدهد

مثلا آغـــوش تـــو

جان می دهد برای جان دادن...!

 

"ناصر رعیت نواز"

شعر

شعر

اتفاقی ست در زبان

تو
اتفاقی هستی در شعر
اتفاقی نیست که شاعر
اتفاقی ست
در خلقت.
شاعر: محمدعلی بهمنی

جا مانده است

جا مانده است
چیزی جایی
که هیچ‌گاه دیگر
هیچ‌چیز
جایش را پر نخواهد کرد
نه موهای سیاه و

نه دندان‌های سفید ...

"حسین پناهی"

                                       

بلورین است چشمان مردی که تو را گم کرده

بلورین است

چشمان مردی که تو را گم کرده

از زمستان می آید

نمی داند

شادی پرواز پرستوها

در آسمان بهار

از چیست!

 

"کیکاووس یاکیده"

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم

"سعدی"