باور کن که هیچ کجای دنیا

باور کن هیچ کجای دنیا
بوسه
برای اتفاق افتادن نیست
همان طور که تو
برای رفتن نبودی
به خدا راست می گویم
وقتی دست هایت مال من نیست
خط عمر کف دستم
روز به روز کوتاه تر می شود


"مهدیه لطیفی"

خواستند از عشق

خواستند

از عشق

آغوش و بوسه را

حذف کنند

عشق

از آغوش و بوسه

حذف شد...


"افشین یداللهی"

از تو..

    از تو

      در دلم بهارها مانده است و

    بر سرم زمستان ها!


"احسان پرسا"

غیر از تو ازین پنجره

غیر از تو
ازین پنجره
همه چیز دیده می‌شود
یعنی از پنجره

هیچ چیز دیده نمی‌شود


رسول یونان

خدایا خدایا دختران نباید خاموش بمانند.

بر زمینه‌ سربی‌ صبح ، سوار
خاموش ایستاده‌ است
و یالِ بلندِ اسبش در باد پریشان‌می‌شود ..

خدایا خدایا
سواران نباید ایستاده‌باشند
هنگامی که حادثه اخطارمی‌شود ..


کنارِ پرچینِ سوخته
دختر ، خاموش ایستاده‌است
و دامنِ نازک‌اش در باد تکان‌می‌خورد ..

خدایا خدایا
دختران نباید خاموش بمانند
هنگامی که مردان نومید و خسته پیر می‌شوند ...


" احمد شاملو "

دستان من نمی توانند

دستانِ من نمی‌توانند
نه نمی‌توانند
هرگز این سیب را
عادلانه قسمت کنند
تو
به سهم خود فکر می‌کنی
من به سهم تو

.....

"گروس عبدالملکیان"

باید خودم را بگذارم کنار خودم

باید
خودم را
بگذارم کنارِ خودم
و پیاده‌رو را
تا آخرین سنگفرش
شانه به شانه راه برویم...
غروبی آرام
برای یک تنهاییِ دونفره !



{ سید محمد مرکبیان }

هیچ چیز غم انگیزتر از این نیست که

ارنستو ساباتو می‌گوید:

 

هیچ چیز غم انگیزتر از این نیست که

کسی که دوستش داری

هیچ تلاشی برای نگه داشتنت نکند

تو غافلگیری رگبار بودی

تو غافلگیری رگبار بودی
و من
مردی که چتر به همراه نداشت ...

از: گروس عبدالملکیان

زمین ادامه دستی است که به گندم می رسد

زمین ادامه دستی است که به گندم می رسد

زمین ادامه یک عشق است که سرخ ترین پیراهن را بر تن دارد .
و من ادامه زیباترین ترانه های ترس خورده بابابزرگ به ترکه های ناظم و درد بلند جریمه
به وحشت سود و زیان تاجر زنگ حساب
به کوچه های خشک آب شاهی و یخ بر خر
سکوت ماندگار پدر
و فرفره های بی باد میرسم.
چه کسی آیا
سه ماه تعطیلی ده سالگی ام را از تخم مرغ فروش و تاجر بازار امتحان حساب بازپس میگیرد
جز من که از زمین تو می رویم.
زمین ادامه یک شعر است که عشق را ادامه شبنم می داند

و سرخ ترین شال را برای شانه های فقیرت می بافد در سرخ باد سرود و سپیده.
زمین ادامه یک ریشه است تا همیشه بیشه.
زمین ادامه یک سفره است که گرده نان را به گرده گرفته است.
صحرا به انفجار تر باران ایمان دارد.
چشم بادامی من
زمین ادامه یک گنبد ستاره است و دشمن ادامه شهرزاد هزار و یک شب خواب است
زمین اما
به گندم میرسد
زمین… به سفره مردم میرسد.

 

از: شهیار قنبری