دوستت دارم

دوستت دارم
اما نمى‌توانى مرا در بند کنى

همچنان که آبشار نتوانست
همچنان که دریاچه و ابر نتوانستند
و بند آب نتوانست

پس‏ مرا دوست بدار
آنچنان که هستم
و در به بند کشیدن روح و نگاه من
مکوش‏
مرا بپذیر آنچنان که هستم 

"غاده السمان"

روشنای زندگی‌ام

روشنای زندگی‌ام
نسیم من
فانوس‌ام
بیانیه باغ‌های من‌
پلی به سمت من بکش از عطر نارنج‌
جایی به من بده
چون شانه عاجی
در میان شب گیسوانت‌
و آنگاه فراموشم کن‌

"نزار قبانی"
ترجمه سیامک بهرام پرور

لب های تو نایاب تر از آب حیات است

لب های تو نایاب تر از آب حیات است

تو سوزن پنهان شده در خرمن کاهی


"میثم قاسمی"

همه منهای تو تلخ اند، به اندازه ی چای

همه منهای تو تلخ اند، به اندازه ی چای

بده آن خنده ی چون قند، که می دانی را


"صالح دروند"

عشق، میدان جنون است نه پس کوچه ی عقل

عشق، میدان جنون است نه پس کوچه ی عقل

دل دیوانه مهیاست، اگر می خواهی ...


"پوریا شیرانی"

تو عاشقانه ترین نام

تو عاشقانه ترین نام 
و جاودانه ترین یادی
تو از تبار بهاری تو باز می گردی
تو آن یگانه ترین رازی ای یگانه ترین 
تو جاودانه ترینی 
برای آنکه نمی داند 
برای آنکه نمی خواهد 
برای آنکه نمی داند و نمی خواهد 
تو بی نشانه ترین باش
ای یگانه ترین


محمود مشرف آزادتهرانی

او با همه گرم است! پس این عادت اوست!

او با همه گرم است! پس این عادت اوست!

لعنت به هر آنکسی که هم صحبت اوست


بی مهری و بی وفائی و بدعهدی

مانند لباسی ست که بر قامت اوست

 

محمد فرخ طلب فومنی

دلواپس خودم که نه!دلواپس تو ام!

دلواپس خودم که نه!دلواپس تو ام!

تیرى که مى رسد،به پرِ من نمى خورد!!


حرف منِ قفس زده را گوش کن رفیق

این آسمان به دردِ پریدن نمى خورد!!

 

امید روزبه

مثل آن مرداب غمگینی که نیلوفر نداشت

مثل آن مرداب غمگینی که نیلوفر نداشت
حال من بد بود اما هیچ کس باور نداشت!

خوب می دانم که "تنهایی" مرا دق می دهد
عشق هم در چنته اش چیزی از این بهتر نداشت!

آنقدر ترسیدم از بی رحمی پاییز که
ترس من را روز پایانی شهریور نداشت!

زندگی ظرف بلوری بود کنج خانه ام
ناگهان افتاااد از چشمم، ولی مو برنداشت!

حال من، حال گل سرخی ست در چنگ مغول
هیچ کس حالی شبیه من ...-به جز "قیصر"- نداشت!

مریم آرام