دلبندم من هنوز همانم

دلبندم
من هنوز همانم
هوارِ بی هوا خواه تو ،
نبض سردم
در دستان بی دستگیرت ،
آخرین رمقم
در پاهای بی تمکینت ،
همانم ،
آهی بی پناه در پستویِ سینه
که جرم است
اگر بگویم از اندوه درون ،
مشتی خاک عزا
و فریادی بی فریاد رس
آنگاه که
به فلک می رسد فغانم
بی آنکه بشنود پژواکم را
کسی در زمین....


علیزمان خانمحمدی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد