نه به نام می‌شناسمت

نه به نام می‌شناسمت
نه به نشان
چگونه بیابم تو را
از یک شعرِ سپیدِ ناتمام؟!
گفته بودی؛
دوستت دارم
ای حسرتِ بارش
نهفته در نگاه
ای خطِ خنده‌ی دروغین
کنجِ لب
...
آری!
من حسرتِ بارشم
همان خنده‌ی دروغین
آن شاعرِ آبی پوش
که ناگفته از شعرهایش
تو را می‌خواند!
تو کیستی؟
که
نه به نام می‌شناسمت
نه به نشان
چگونه بیابم تو را
از یک شعرِ سپیدِ ناتمام؟!


ناهید ساداتی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.