ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
دنیا برای من و تو ، جای تباهی ست
وقتی که روی قلب ها پر از سیاهی ست
آدم نمانده....یا که چون گنجی نهان است؟
چون یوسفی ایستاده در چنگال چاهی ست.
احساس ها، هستند و تلخ و بی وضویند
خندیدن و خنداندن انسان، چه واهی ست
در جمع هستی و خیالت دورتر هاست
از عشق تا حس تنفر ....یک دوراهی ست
می خوابی و دنیا ....کمی می خواند از عشق
بیداری ات اما، شبیه بودن گل و گیاهی ست
چشمانشان سمت تو ، سو سو می زند و
نگاهشان سردر گم ....چشم و نگاهی ست
من و تو ....اینجا چون غریبه گیج و تنها
انسان بمانیم و نمانیم بی پناهی ست
آنها که پوشیدند و خوردند و شکستند
آینده شان بودن کنار تخت شاهی ست.....
اینجا همین، ماندن و از احساس خواندن
تنها امید من و تو .....و سر به راهی ست.
نرجس نقابی