باز تشییع شد اوهامِ هولناکِ زندگی

باز
تشییع شد
اوهامِ هولناکِ زندگی
بر شانه های
خاکستریِ سرنوشتی
که نوشته شد
با خونِ دل

پیکری
بویِ هم آغوشی
گرفت
در سینه ی تب دارِ
خاک

دیگر
بیمی نیست
از های و هویِ روزگار

ببار
ای دیدگانِ غم گرفته.


فریبا صادق زاده

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.