| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
سکوت شب و آه پر شرر و های های منی
نشان منی، داستان من و ماجرای منی
بیا که دمی با تو سر کنم ای بیکرانگی ام
دوای تب و شور و حال دل بینوای منی
به تیره شبم حکمتی بنما تا که گم نشوم
چراغ من و آفتاب من و رهگشای منی
غبار مرا جز بخاک رهت جستجو چه کنی
به هر سببی ابتدای من و انتهای منی
بهانه کنم لحظه لحظه اگر با ترانه تو را
سرود من و نغمه های دل و سوز نای منی
چگونه تو را در هوای طلب آرزو نکنم
پگاه من و مشرق سحر و روشنای منی
کجا بروم تا خبر دهی از روز آمدنت
که میرسی و مژده میدهی و پا به پای منی
اگرچه تو را آسمان نظر وسعتی دگر است
به کنج قفس آب و دان من و اقتضای منی
علی معصومی