ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
رفت هم چو پرنده از این شهر پرواز کرد
عشق را ندید و با من سر جنگ آغاز کرد
رفت تا غم عشق او در جوانی پیر کند
آخر این غم عشق سر دیوانه گی ها باز کرد
من که گفتم عشق من را می کشاند گوشه قبر
این سخن نشنید از من خود را لجباز کرد
رفت تا یک روز بشود درد غم در کنج دلم
عاقبت با رفتنش من را ترانه سا ز کرد
در مقابل عشق او دادم همه هستی و قلب
او فقط بر عشق من یک عمر خنده ناز کرد
فکر کردم چند روزی او قهر باشد و دور
رفت با لج از زندگی من به دائم پرواز کرد
من که یک عمری بدهکارم به این دل
رفت برای آن رقیبان عشق را ابراز کرد
سجاد اوسیانی