مه روی من، بی من کجا سر می‌کنی تو؟

مه روی من، بی من کجا سر می‌کنی تو؟
غیر از منی را بی‌سبب خر می‌کنی تو

من خود برایت می‌شوم ختم خریت...
با غرغر و نق‌نق مرا کر می‌کنی تو

من گوشه‌گیر و صادق و بی‌ادعایم
با لشکر چشمان خود، شر می‌‌کنی تو


ابیات را یک‌یک برایت می‌نویسم...
با خنده‌ات ابیات، بهتر می‌کنی تو...

هی ریسمان دور من و دل بسته‌ای و
مهر و محبت هم که کمتر می‌کنی تو

مرغ دلم تا بر سر بامت نشیند
با سنگ چشمانت، دلم، پَر می‌کنی تو

گفتم که مجنون خم موی تو هستم
از آن دقایق روسری سر می‌کنی تو

لجباز من، اخموی من، مجنونه‌ی من
با لج خودت را خوب، دلبر می‌کنی تو...

سانیا علی نژاد

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.