ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
فردا زودتر از فلق میزنم به دریا
و خواهم انداخت به آب کابوس زندگی را
و دور میشوم از خشکی
و دست تکان خواهم داد برای ساحلنشینان
و با رؤیایی شیرین
سوار بر قایقی پر از آزادی و خیال
پاروزنان گم میشوم از
شهر غمبار کنار دریاها
و سفر خواهم کرد به دوردستها
و به آنجا که نباشد خبری از
ناله ماهیگیران زندگی غرق شده
و ساحل بوی ماهیهای مرده ندهد
و دیگر
صدای شادی کودکان کار
شلوغ کند زمین را
و آواز پرندگان بهاری
نوازش کند گوشهای منتظر را
و رقص موهای دختران زیبارو در باد
چشمها را مشتاق دیدن کند
و آنگاه سفر خواهم کرد تا پایان خیال
به آنجا که شاید
بهشت با فرشتههایش
میزبان بندهای فراری از زمین سرد باشد.
عبدالله خسروی