| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
عمـر سـر کردم ، زمانی از گریبان سـر بر آرم
مثل موری ناتوان از شوقِ شُکرش پَر بر آرم
در کتابِ آفـرینش ، با بصیرت می کنم غـور
تا به معنی راه یابم ، دود از این دفتر بر آرم
دل برای سکه ی کم قدرِ دنیا ، خوش نسازم
بیشتر خون می خورم چون غنچه ی گل زر بر آرم
بس که بنیادِ جهانِ عـاشقی دارد تزلزل
کشتیِ دل را از این دریای بی لنگر بر آرم
فصلِ باران ، چون صدف تا کی دهان باید گشودن ؟
مثل غوّاص ، از دهانِ آب صد گوهـر بر آرم
صـاف سازم لـوحِ دل را ، بی خیالِ آرزو ها
هر نفس از سینه تا ، آیینه ی دیگر بر آرم
دل ، دو نیم از آه کردم تا بیابم ذوالفقاری
در جهادِ نفس با خود ، تیغِ پُر جوهر بر آرم
می کنم خود را در این عبرت سرا پـامال ، عمری
تا سر افرازانه پرچم ، در صفِ محشر بر آرم
جواد مهدی پور