از بخت بد هر کس که قصدِ خود زنی دارد

از بخت بد هر کس که قصدِ خود زنی دارد
با من سرِ جنگ است و با من دشمنی دارد

از هر کسی دیدم.. و یا روزی خوشم آمد
در سینه اش یک قلبِ سنگ و آهنی دارد

دستم نمک اصلا ندارد..من گناهم چیست
اصلا بگو یک ذره, قد ارزنی... دارد

ای تفف به این بختی که من دارم..چه بختی است
با هر که افتادم زمانی... شیونی دارد

یا بی وفایی می کند,اهل ریا کاری ست
یا با وفا و وعده های خرمنی دارد

یا جمله ای اصلا نمی گوید به من لال است
یا یک زبان تیز و تلخِ صد مَنی دارد

یا اهل بازی است و اهلِ دل سپردن نیست
یا بد حسود هست و هوای خوردنی دارد

باور بکن دیگر نمی دانم..... بُز آوردم
این آدم از بالا و پایین ایمنی دارد..

این بختِ بد این غم مرا بد می کُشد روزی
این رنج و بد شانسی خدایا واکسنی دارد؟

در زیر این یک کاسه شاید کاسه ای باشد
شاید کفِ دستم چه دانم.. سوزنی دارد !


سعید غمخوار

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.