من کمی دریا دلم

من کمی دریا دلم
نیست اما رودی در ورود
میشوم خشکیده وخالی ز بود
با نمک آسود گردم
برفی اما دل کبود
از نفس افتم, نا امن ساحلم
گرده ها خیزد زمن
بر کند ریشه های هرچه بود
غرق من دیگر نباشد, , چون کسی
گم شوند در من بسی

رضا شاه شرقی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.