ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
طلوع نور در کوچه عشق...
هر که را میدیدم سرگردان به دنبال خود بود
دل کنجکاو شد و کوچه عشق را مسیر قرار داد
غروب خورشید
من نیز سرگردان به دنبال خود بودم!!!
گویی آن کوچه ,کوچه از دَست دادن بود
ساسان مردوخی
گلدوزی می کنم
شعر نگاهت را بر دستمالی
می بندم به چشمانم
های های سرخ می ریزد
بر قامت گونه
در خلوت شب
زاویه به زاویه دلتنگی را
وجب می زنم
بر خانهای که عطر تو
لای درزهایش رخنه کرده
طاقتم طاق
بریده نفس
از بی تابی مرغ انتظار
ارغوان را بپرسید
پس کی باز می شود
در این قفس
مرضیه شهرزاد
رفتی و بعد از تو تمام شهر خالیست
حتی برایم زنده ماندن احتمالیست
آنقدر شبها در نبودت گریه کردم
در برکه ی چشم سیاهم خشکسالیست
عطر غزلهای کسی پیچیده اینجا
یا رد پای غصه ای در این حوالیست؟
آماده اند تا خون شعرم را بریزند
حال و هوای هر شب من پرتقالیست
بعد از تو هر فصلی که من دیدم خزان بود
دور و بر عشقت فقط گل های قالیست
دیشب گرفتی دستهای خسته ام را
تاآمدم باور کنم دیدم خیالیست
سمیه ملکی
زمزمه راهبه را می شنوم
در پس تاریک ترین خواب بیداری
سکوت کوه در وجودم زبانه می کشد
پرده های نقش دار زمانه را نمی خواهم
مرا به دیدار چشمه های ناب خوش , صدا بزن
ابرهای تیره را از کنار پرتو نازک خورشید نوشیده ام
مرا با گرمای سلامت خراب کن
من هنوز طعم خوشرنگ نگاهت را به یاد دارم
باز مرا با وعده های بیهوده ات شاد کن
احسان ناجی
این ابرها هم اگر نروند,
فردا شب
از سمت دیگری
مهتابی می شود,
بعد این همه سال,
ماه
تمام سوراخ های آسمان را بلد است.
محمد احسان هادی
چندین هزارم از شعر کوتاه
لیک بیقرارم چون قصه کوتاه
کوهی بزرگم پژواک یک آه
اسرار عشقم کوتاه کوتاه
علی اکبری
دلم یک شعله میخواهد
زنم بر هیزم افکار خاموشم
کند آواز
این آتش
که خوابیده به زیر
تلی از خاکستر عمرم
و..............
اکنون شعلهها از زیر خاکستر
سرودی داغ میخواند
فاطمه آقاخانی نژاد