...من عاشق رنگ ها بودم

...من عاشق رنگ ها بودم
هنوز هم ...
تا آنکه
غبار
بر چهار فصلم کشیدند !
حالا نمیدانم
فصل هایم کدامند ؟!


یاسین جاری مورجان

قسم به برگ، ریزِ پاییز

قسم به برگ، ریزِ پاییز
قسم ...
به انارِ سیاه قسم !!
قسم به خاطره ها ...
به دلِ تنگ و یار قسم !!


مریم مینائی

می خواهم از عشق بنوازم

می خواهم
از عشق بنوازم
یا که عشق را تصویر کنم؟
شیفته ام ...
واله آن حرف نگفته
واله آن بود و نبودها
چه زیباست عشق!
انتظارش افزون تر
گاه غریب
گاه آشناتر از خیال
ای عشق به چه مانی تو !؟
من هر آن می گردم
هر کجا ...
پی یک اشارتی
پی یک عبارتی
که کند فریاد
از خنده


سکینه اسدزاده

قلب تو;

قلب تو;
زندان شعر های من است...
گاهی مرا به مهر درآغوش گیر;
این تپش های عاشقانه ات...,
شعرهایم را;
یکی ,یکی آزاد خواهد کرد...


سیدحسن بدیعیان خیرآبادی

سمت چشمان تو یک پنجره باشد کافیست

سمت چشمان تو یک پنجره باشد کافیست
چشم من خیره به آن منظره باشد کافیست
تو به من خیره شوی، من به تبسم هایت
خنده بر روی لبت یکسره باشد کافیست
فاصله دفتر تقدیر مرا پُر کردست
سهم من چند ورق خاطره باشد کافیست
گریه خوبست ولی فکر غرورم هستی؟
بغض دل پشت همین حنجره باشد کافیست

گفتی از فاصله ها خسته شدی درد بس است
خواستی بسته شود پنجره؟ باشد....کافیست
حمیدرضادولتی

دل من باز چو نی می‌نالد.

دل من باز چو نی می‌نالد.
ای خدا خونِ
کدامین عاشق
باز در چاه چکید؟


هوشنگ ابتهاج

وقتی می‌گوییم عشق

وقتی می‌گوییم عشق
بر خود می‌لرزیم
زیرا عشق
گم کردنی‌ست
نه پیدا کردنی


بیژن جلالی