"قلبت "سفید، مانند برف

"قلبت "سفید، مانند برف
"دهانت" شیرین و پر حرف
چشمت، چراغی پر نور
دستت، پناهی پر شور
تو، همه ی خوبیهای جهانی
می شود؛ آیا، برای من ،بمانی
تو،آغوشت، پناه گریه هایم
کند پاک، دستهایت ، اشکهایم
دو فنجان چای و یک جلد حافط
بخوانی شعرهای نغز و نافذ
بخندیم و بگوییم و بخوانیم
زغم آزاد و از هم، در نمانیم
چه رویایی! چه رویایی!
عجب !! جمع دل آرایی!!
ولی افسوس، این خواب است
دعاهای دل من ،بی جواب است


مریم ابراهیمی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.