تو را کجا پیدا کنم؟

تو را کجا پیدا کنم؟
از کدام سمت می وزی؟
تا هوشیاری بهار از شیارهای تاریک و عمیق
بیرون آید عاشقانه هایش را به زمین بسپارد

و سرو تمنایش را به افقهای دور بساید
تا سبزینه هایش به تمام شاهراههای
بی تلاطم خشک بنشیند
و دهکده را از سرنوشت موهوم رها کند
تا باغها تمام رایحه ها و شبنم هایشان را از
آن سوی زمان رفته پس بگیرند
تو را کجا پیدا کنم؟
تا نور سرازیر شود بر انجماد زمان
و ستاره های یخ زده به آیین شب بازگردند
اکنون که شوره زارها پذیرای گمشدگانند
تو را کجا پیدا کنم تا عابری که هنگامه های
دیرین گذرگاهش است سراغ راهها را از
بیراهه ها نگیرد
تو را کجا پیدا کنم؟

زهرا یوسفی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.