ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
از مرزهای بسته ی خاورمیانه ات
تا جنگهای تشنه به خون زمانه ات
سر می کشد به عمق شعور شبی بلند
سونامی ِ رها شده بر روی شانه ات
تا قعر زندگی و گذر از پل صراط
با خود کشیده است مرا رودخانه ات
سر می زند به عرشه ی بی نا خدای شعر
خوابی که می پرد همه شب از کرانه ات
از هست و نیست ساقطم انگار می کند
دستی که ناگهان برود زیر چانه ات
عشق تو خواب تازه ای از مرگ ومیر داشت
در بر گرفته نیمه شبم را بهانه ات
چیزی نمانده است که از هم بپاشد این...
پلهای پیش و روی مرا موریانه ات
- مهدی نژادهاشمی