ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
آبان هم رسید ...
با کوله باری پر از باد و باران و برگ های نارنجی .
با حال و هوای دلبرانه ای ، که آدم را ناخودآگاه ، شیفته و عاشق می کند .
با لطافتِ کم نظیری ، که خیابان ها را آماده می کند برای قدم زدن .
درختان ، مهیای یک تغییر شده اند ، و تغییر ، بارزترین نشانه ی تکامل است .
آسمان ، خودش را آماده کرده تا تمامِ دردهای ته نشین شده اش را ببارد ، و زمین ، برای بی قراری هایش ، آغوش وا کرده .
کاش ، همراهِ برگ های خشکِ پاییز ، تمامِ کینه و دشمنی و غم ها بریزد ،
کاش دوباره مثلِ گذشته ، غمخوار و چاره سازِ هم باشیم .
هوا ، هوای رفاقت است و همدلی ،
فصل ، فصلِ دوست داشتن ،
و ماه ، ماهِ بخشش ،
ماهِ خوب بودن ...
"مهر" نیست ،
مهربانی که هست !
باران زیباست
باران نامها را می شوید
و همه بی نام می شوند
آن وقت
تو برای من می شوی
من برای تو
و ما برای تمام دنیا
باران زیباست
باران دلها را می شوید
آن وقت دل تو برای من می شود
دل من برای تو
و دل ما برای تمام دنیا
باران زیباست
باران آرزوها را می شوید
آن وقت آرزوی من برای تو می شود
آرزوی تو برای من
و آرزوی ما برای تمام دنیا
باران زیباست
باران دنیا را می شوید
آن وقت تمام دنیا برای ما می شود
و ما برای تمام دنیا
باران خاطره ها را می شوید
آن وقت
من و تو
تمام دنیا
خاطره باران می شویم
شیرزاد حسنی
دعوتت میکنم
به حریم آغوشی که
پیش از تو
احتکار کرده است
تمام گرمای عشقش را ....
نیلوفر ثانی
زیبا
کنار حوصله ام بنشین
بنشین مرا به شط غزل بنشان
بنشان مرا به منظره ی عشق
بنشان مرا به منظره ی باران
بنشان مرا به منظره ی رویش
من سبز می شوم
محمد_رضا_عبدالملکیان
می شناسمت
چشمهای تو
میزبان آفتاب صبح سبز باغهاست
می شناسمت
واژه های تو
کلید قفلهای ماست
می شناسمت
آفریدگار و یار روشنی
دستهای تو
پلی به رؤیت خداست
شفیعی کدکنی
من دنیای واقعی را دوست دارم
زیستن در ناممکنها بیهوده و غمانگیز است
نمیشود از رنگ دریا ماهی گرفت
نمیشود از عکس درختان میوه چید
برکههای رویا، پرندگان را سیراب نمیکنند
مرا ببخش
فراموشت کردم
نمیتوانستم به دیواری در دوردستها تکیه کنم!
رسول_یونان
ریسمان پاره را می توان دوباره گره زد
دوباره دوام می آورد
اما هر چه باشد ریسمان پاره ای است
شاید ما دوباره همدیگر را دیدار کنیم
اما در آنجا که ترکم کردی
هرگز دوباره مرا نخواهی یافت!
.............
برتولت برشت