من منتظر دیدار... با حالت دلسردی

من منتظر دیدار... با حالت دلسردی
افسوس نمی دانی با عشق چه ها کردی

یک بار تو را دیدم... یک عمر پر از دردم
کارم شده در کوچه از فکر تو شبگردی

این بود مرام تو؟... ایوای به حال شعر
تف بر تو و برذاتت ازبس که تو نامردی

آخر چه بلایی بود.... آوار سرم آمد
ای غصه ی ناخوانده تو شورش یک دردی

لبریز تراز گل بود... فواره ی چشمانم
کافیست ببینی تو،رخسار من و زردی


سهم تو غزل کردم...در شام بدون تو
هر بار برایم درد....نیرنگ تو آوردی

بدرود،خداحافظ...من داغ زدم دستم
هی،میکشمت این بار،با وسوسه برگردی

نظرات 1 + ارسال نظر
@ چهارشنبه 26 خرداد 1400 ساعت 11:53

ذکر یونسیه :
لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ

قرآن میفرماید : «وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» را ، آنگاه که خشمناک برفت و پنداشت که هرگز بر او تنگ نمی گیریم و در تاریکی ندا داد : هیچ خدایی جز تو نیست ، تو منزه هستی ومن از ستمکاران هستم
اینم از طرف خدا

ممنونم....تا دلت بخواد دنبال آرامش میگردم..خدا جون شکرت.

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.