ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
تو که آمدی عشق
ربطِ همیشهی من با جهان شد
و حوصلهی مدامم
به دوست داشتن
تو که آمدی
دیوار تاریکِ اندوه، سبزشد
و بر قامتِ شعر
عاشقانههای بلند
تو که آمدی
هزار پرنده به نوشیدنِ پرواز
آسمان شد
و هزار آسمان
به لبخند باران ، رنگین کمان
تو که آمدی
جرعههای نفس
هوای مستی گرفت و عشق
نبض حیات و هستی
چه خوب تو آمدی
و چشمهای من
پیشکش انتظاری شد
که لبخند تو را دارد
و عطر معطری که تا همیشه درسینهام
نشانی از تو دارد.
نیلوفرثانی
و بوته ای لابه لای درخت ها یخ زده
بوته ای که حرف می زد،
راه می رفت،
تفنگ می کشید
و آنقدر پرنده در سر داشت
که جنگل صدایش می کردند...
مرا ببخش
اگر بهار نبودم
و شادی تابستان را نشانت ندادم
مرا ببخش
اگر پاییز بودم
و از ترس زمستان
برگ برگ فروریختم
مرا ببخش که اندوه را
نسل به نسل
با خود آوردم
و به قلب کوچکت بخشیدم
" انسانیـت "
تنها چیزی است که ارزش بالیدن دارد
پول ، مقام ، زیبایی
و چیزهایی از این دست
همه برچسبهای بی ارزشی هستند
که بالندگان به آن تنها می خواهند
که کمبودهای انسانی خود را پنهان کنند...