یک پنجره برای من کافیست

یک پنجره برای من کافیست
یک پنجره به لحظه ی آگاهی و نگاه و سکوت
اکنون نهال گردو آنقدر قد کشیده که دیوار را
برای برگ های جوانش معنی کند
از آینه بپرس نام نجات دهنده ات را
آیا زمین که زیر پای تو می لرزد تنهاتر از تو نیست ؟


فروغ فرخزاد

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.