در سڪوت فریادے ست

در سڪوت فریادے ست
ڪه نمی شنویم
و در چشم هاے سرخ شده
دریایی ست ڪه نمی بینیم
و نمی توان قطره اے از آن را چشید !
و فقط سڪوت میماند و
یڪ نقطه
درون دفترے سفید.....

زندگی خانه ای ست با هزاران پنجره

زندگی خانه ای ست
با هزاران پنجره ..
دلت را بسوی هر کدام بگشایی،
زندگی سهم تو را از همانجا
می‌دهد ..
پنجره ی امیدواری را بگشا
که وجودت را از آن سرشار کنی

ای دل غمدیده، حالت بِه شود،
دل بد مکن
وین سرِ شوریده بازآید به سامان،
غم مخور

دَورِ گردون، گر دو روزی
بر مرادِ ما نرفت
دائما یکسان نباشد حالِ دوران،

غم مخور ...

حافظ

حال دوران دائما یکسان نباشد غم مخور...



حال دوران دائما یکسان نباشد غم مخور...

میگن هر چیزی به وقتش قشنگه،

میگن هر چیزی به وقتش قشنگه،
به موقع اش خوبه باشه،
از زمانش که بگذره...
شاید مثل قبل انتظارشو نکشی،
برات جذاب نباشه،
اما من میگم، اگه خواستت از ته دل باشه،
با گذر زمان هیچ وقت،
ارزششو، اندازشو، شوقشو کم رنگ نمیکنه،
که اگه برات کم رنگ شد،
بدون هیچ وقت احساس واقعی نبوده،
از صمیم قلب و عشق نبوده...
اگه به همین راحتی با گذر زمان
از عطش بندازتت،
اینو بدون، اصلا تشنگی نبوده...
احساس واقعی خواستن،
دوست داشتن...
همیشه ماندنیه،
هیچ وقت فراموش نمیشه...
هیچ وقت جاشو با چیزی عوض نمیکنه...
اصلِ اصله...
مثل یه الماس گوشه ی قلبت،
تا همیشه...❤️

دل کندن تا وقتی سخته که خودت نخوای

دل کندن تا وقتی سخته که خودت نخوای
تصمیم که بگیری ، طوری دل میکَنی که
انگار هیچوقت هیچ دلبستگی ای نبوده ...!

دلم رادیویی است اسقاطی

دلم رادیویی است اسقاطی

که هیچ موجی را نمی گیرد

جز موج موهایت.

وحید عمرانی

آدم های خوب رنج بیشتری می کشند

آدم های خوب رنج بیشتری می کشند
چون از رنج دیگران هم رنج می برند

دلم به بوی تو آغشته است

دلم به بوی تو آغشته است
سپیده دمان
کلمات سرگردان برمی خیزند و
خواب آلوده دهان مرا می‌جویند
 تا از تو سخن بگویم

 کجای جهان رفته‌ای؟

نشانِ قدم هایت
چون دانِ پرندگان
همه سویی ریخته است

باز نمی‌گردی، می‌دانم

و شعر
چون گنجشک بخارآلودی
بر بام زمستانی به پاره یخی
بدل خواهد شد...