از خلاصه ی روزهای انتظار

از خلاصه ی روزهای انتظار
که می دانم حوصله به خرج نمی دهی
تا تمامی حرف‌هایم را بشنوی
فقط این را می گویم:

دلتنگی ام
آنقدر بزرگ شده است
که اگر ببینی
شاید نشناسی!



بهرنگ قاسمی

من در قفس هستم

من در قفس هستم
میله ها در درون من است...

نه رفته‌ای

نه رفته‌ای
نه پیام آمدنی داده‌ای

خانه در تصرف بوی توست

تو نیستی
و خانه در تصرف بوی توست

حس می کنم تنهایی ستاره را

این همه ستارهٔ تنها
یکی به یکی نمی گوید بیا

هر یک
از آسمانهٔ خویش
چونان چشم پرنده
درخشان
از آشیانهٔ تاریک

حس می‌کنم نیش ستاره را در چشمم
طعم ستاره را در دهانم
و طعم یک کهکشان تنهایی را در جانم

کجای جهان بگذارمت تا زیباتر شود آن جا؟

بنویس: «می‌آیم»
تا آشیانه
به گام و به دست و سلام
آراسته شود ..

مثل دانه ای که نور را

مثل دانه ای که نور را
مثل مزرعی که باد را
مثل زورقی که موج را
یا پرنده ای که اوج را
دوست دارمش..!

" فروغ فرخزاد "

امشب

امشب
صدای کبوترانم را نقاشی کردم
در دیوارهای تو به تو، سایه‌ ی تو را شناختم
من آواز خواندم
من با دو تار پیری آواز خواندم و خط‌های آبی رنگ صدای زنی که دوستش دارم آواز خسته مرا رنگی کرد
من و تو آواز خواندیم تا نفس مهتاب خاکستری شد
در نقاشی هایم صدای تو را دیدم
تمام شب مهتاب در مربع خنده های تو کودکیم را نقاشی میکرد
کاش باران ببارد
کاش باران ببارد
بوی کاهگل آواز پرنده را پررنگ تر میکند...

بارالها....

بارالها....

هرچه زیباست مرا یاد تو می اندازد
آن که بیناست مرا یاد تو می اندازد

تو که نزدیکتر از من به منی می دانی
دل که شیداست مرا یاد تو می اندازد

هر زمان نغمه ی عشقی است که من می شنوم
از تو گویاست، مرا یاد تو می اندازد


دیگران هرچه بخواهند بگویند که عشق
بی کم و کاست مرا یاد تو می اندازد

ساعتی نیست فراموش کنم یاد تو را
غم که با ماست مرا یاد تو می اندازد.

چگونه می‌شود با یک سلام آدم را بگیرند از او

چگونه می‌شود با یک سلام
آدم را بگیرند از او
تقویمی با چهار پاییز
به او تحویل دهند؟

- هرمز علی‌پور -

نگاهت...

نگاهت...
تک تیر انداز نقطه صفر مرزی
که در ذهنم واژه ها را نشانه میرود
و هر لحظه
در من
شعری
شهید میشود...

فاطمه سادات حسینی شفیق