نگرانیها همچون بیماریهایند؛ باید آنها را پذیرفت،
بدترین کاری که میتوان انجام داد، شورش علیه آنهاست.
| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
در چشمانش گم میکرد خود را ،سیاهی شب
از من چه انتظاری می رفت ؟
علی قهرمانی
کلافه ام
چشمهایم بیقرارند
و خیال آغوشت
بی هوا یادم میکند
در گوشه ی بن بست دلم
و من
هر روز تکرار میشوم
عصرهای هر روز
آرزوهایم را
به دست باد میسپارم
کاش پایِ قاصدک در میان بود !
مهناز چالاکی
