باز پاییز میرسد از راه

باز پاییز میرسد از راه
من هستم چشم به راه تو

جان من باز میشود آرام
باز هم به عشق نام تو


می شود گرم خاطر قلبم
با قدم هایم به سوی تو

باز عشق میشود جریان
با دیدن روی ماه تو


بهاری شد پاییز این قلبم
از بهار سبز چشمان تو

علی قهرمانی

در چشمانش گم میکرد خود را ،سیاهی شب

در چشمانش گم میکرد خود را ،سیاهی شب
از من چه انتظاری می رفت ؟

علی قهرمانی