ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
پرسید که: چونی ز غم و درد جدایی؟
گفتم: نه چنانم که توان گفت که چونم
سعدی
مشامم جایی جامانده
در شکوفههای آن دورها
در عطرهای نیامده
در روزهای نرسیده
در رویاهای کال..
نیلوفرثانی
من فکر میکنم آن چه موجب رنجش آدمها از یکدیگر میشود،
این است که:
غالبا ما آدمها توقع داریم طرف مقابلمان،
به تمام وقایع دنیا از زاویهی دید ما نگاه کند!
در صورتی که درون هر آدمی،
دنیای متفاوتی وجود دارد
که با پذیرش این تفاوتها،
روابط شکل مناسبتری خواهند داشت.
دوست داشتن هیچوقت زورکی نبوده و نیست...!
نمیتوانی با مهربانی ات کسی را مدیون خودت کنی و موظفش کنی دوستت داشته باشد.
دوست داشتنی که از روی دِین و تشکر باشد،دوست داشتن نیست اصلا.
نمیتوانی کسی را مجبور کنی تپش قلبش را با حرارت دست های تو تنظیم کند،
که در شلوغی شهر یک باره به یادت بیفتد و دلش قنج برود...
من این را خوب فهمیده ام دوست داشتن منطق نمی شناسد و عشق،دلیل...
اگر روزی فهمیدی پشت دوستت دارم های رابطه ات،
دلیل است،
منطق است،
دِین و انجام وظیفه است،
دکمه ی لقِ پیراهن که با چنگ و دندان می ایستد،نباش.
فقط همین...
مهسا پناهی
انسان بزرگ نمیشود
جز به وسیله ی فڪرش،
شریف نمیشود،
جز به واسطه ی رفتارش،
و قابل احترام نمیگردد
جز به سبب اعمال نیڪش...
شیر شد هر کس کنارت، خط بکش بر باورش
سکه را این بار برگردان به روی دیگرش
دور خود چرخید، در راه تو هر کس پا گذاشت
دایره فرقی ندارد این سرش با آن سرش
گاه در هر حالتی یکرنگ بودن خوب نیست
مثل تقویمی که با تو زرد شد سر تا سرش
حال تو چون حرکت تقویم سال شمسی است
اولش با روی خوش می آیی اما آخرش
قهر در اوج یکی بودن هم آری ممکن است
مثل روحی که نگنجد در وجود پیکرش
مومنم کردی به عشق و جا زدی تکلیف چیست؟
بر مسلمانی که کافر می شود پیغمبرش