-
بخند
پنجشنبه 7 دی 1396 11:18
-
ستارههایم را باور کن
پنجشنبه 7 دی 1396 11:17
ستارههایم را باور کن در شبی نیمه مهتابی که با یاد تو سحر میشود من از بیکران آسمان در این شب تاریک برای تو ستاره میچینم ستارههایم را باور کن ... خدا میداند کابوسهای من تا چه اندازه هولناکاند من از ترس نبودنت تا صبح چراغ خانه را روشن میگذارم و مهتاب میچینم برای بستری که تو دیگر در آن نیستی ... "شهره...
-
من از تو..
چهارشنبه 6 دی 1396 10:37
-
یاد تو می وزد
چهارشنبه 6 دی 1396 10:33
یاد تو می وزد ولی بیخبرم ز جای تو ... "حسین منزوی"
-
ماهی قرمز
سهشنبه 5 دی 1396 10:54
-
عطر توست در هوا...
سهشنبه 5 دی 1396 10:53
عطر توست در هوا... میآیی یا رفتهای؟؟؟ "علیرضا روشن"
-
امواج دریا
دوشنبه 4 دی 1396 11:12
-
روی دیوار کافه ها بنویسید
دوشنبه 4 دی 1396 11:12
روی دیوار کافه ها بنویسید اگر روزی دو نفره آمدید از آن به بعد از پذیرفتن هر کدامتان با فرد دیگری یا تنها معذوریم...
-
مادرم مدرک پزشکی ندارد؛
یکشنبه 3 دی 1396 11:04
مادرم مدرک پزشکی ندارد؛ ولی دستهایش کاری میکنند که هزار قرص و دوا نمیکند... شماره نظام مهندسی ندارد؛ ولی از منِ ویرانه با حرف هایش یک آدم نو می سازد... نقاش نیست؛ ولی با یک کلام لبخندی روی لبهایم میکشد که هزار نقاش از پسش بر نمی آیند... ندیده ام توی استدیو ضبط صدا وقت بگذراند، ولی آهنگِ صدایش از هر موسیقی گوش نواز تر...
-
قوی نیستی؟
یکشنبه 3 دی 1396 10:59
قوی نیستی؟ عیبی ندارد ادای قدرتمندها را درآور آنقدر نقش آدم قوی را به خودت بگیر تا خودت باور کنی وگرنه این جماعت فرق آدم قوی و نقش قوی را به این زودی ها نمیفهمند تنها تلاش شان احترام به قدرت است و له کردن ضعیف پس حتی اگر قوی نیستی تظاهر به قدرت کن تا زیر پاهایشان له نشوی ... #سیما_امیرخانی
-
درهای_دوزخ
شنبه 2 دی 1396 10:08
تنها و رها شدهایم چون کودکانی گم کرده راه در جنگل، وقتی تو روبهروی من می ایستی و مرا نگاه می کنی، چه می دانی از دردهایی که درون من است، و من چه می دانم از رنجهای تو... و اگر من خود را پیش پای تو به خاک افکنم و گریه و زاری سر دهم تو از من چه می دانی بیش از آنچه از دوزخ می دانی آنهم آنچه دیگری برای تو بازگو می کند که...
-
گنجایش دیگری ندارد دل من
شنبه 2 دی 1396 10:07
گنجایش دیگری ندارد دل من همچون قدح شراب لبریز توام... #شفیعی_کدکنی
-
خدا
جمعه 1 دی 1396 10:33
-
️حالا که ما یاد گرفته ایم
جمعه 1 دی 1396 10:32
️حالا که ما یاد گرفته ایم در هوا مثل یک پرنده پرواز کنیم و در دریا مثل یک ماهی شنا کنیم. فقط یک چیز باقی مانده یاد بگیریم مثل یک آدم روی زمین زندگی کنیم. جورج برنارد شاو
-
هیچ دقت کرده اید؟
پنجشنبه 30 آذر 1396 11:01
هیچ دقت کرده اید؟ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺩﺭ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ. ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺁﺏ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺼﺮﻑ ﻧﻤﯿﮑﻨﻨﺪ. ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﻣﯿﻮﻩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ. ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ . ﮔﻞ ، ﻋﻄﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﻧﻤﯿﺪﻫﺪ. ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ، ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺍﺳﺖ پس گذشت وفداکاری قانون طبیعت است بی قانونی کنی از انرژی مثبت اطرافت محروم خواهی شد
-
درین محاکمه تفهیم اتهام ام کن
پنجشنبه 30 آذر 1396 10:59
درین محاکمه تفهیم اتهام ام کن سپس به بوسه ی کارآمدی تمام ام کن اگرچه تیغ زمانه نکرد آرام ام، تو با سیاست ابروی خویش رام ام کن به اشتیاق تو جمعیتی ست در دل من بگیر تنگ در آغوش و قتل عام ام کن شهید نیستم اما تو کوچه ی خود را به پاس این همه سرگشتگی به نام ام کن شراب کهنه چرا؟ خون تازه آوردم... اگر که باب دلت نیستم حرام...
-
نمی دانم به عشقم می رسم یا نه، نمی دانم
چهارشنبه 29 آذر 1396 11:07
نمی دانم به عشقم می رسم یا نه، نمی دانم ولی بین امید و نا امیدی زنده می مانم عجب تصمیم دشواری است دقت کن نمی خواهی که در پایان بگویی من پشیمانم از این پاییز ها بسیار در اعماق ذهنم هست زمستانم را نمی فهمم فقط فکر بهارانم نمی گویم خیالم راحت است از او نمی گویم ولی دلگرم می مانم به چشم پاک ایمانم مردد مانده ام در واقعیت...
-
حرفهای زیادی بلد نیستم
چهارشنبه 29 آذر 1396 11:04
حرفهای زیادی بلد نیستم من تنها چشمان تو را دیدم وگوشه ای از لبخندت که حرفهایم را دزدید از عشق چیزی نمی دانم اما دوستت دارم کودکانه تر از آنچه فکر کنی می خواهم امروز از تو بنویسم حتی اگر دیر شده باشد. . . رضاصالحی
-
عاقبت قلب تو را
سهشنبه 28 آذر 1396 10:55
-
خیالم را که میهمان باشی ،
سهشنبه 28 آذر 1396 10:55
خیالم را که میهمان باشی ، زنبق های شعر از کویر واژگانم می شکفد . به اِعجازی شاعر عشق تو می گردم . و در عروجی نورانی ؛ یاد تو ؛ در صندوقچه ی سربه مُهر قلبم ، فرود می آید ... مگو بازی با کلمات است ! این احساس است که به مصاف آمده است . قهرت را غلاف کن ... از: زهره طغیانی
-
بنا به ماندن اگر باشد،
دوشنبه 27 آذر 1396 10:49
بنا به ماندن اگر باشد، من آدمِ در سایه بودن نیستم... اینکه مخفى ام کنى و کسى وجودم را حس نکند... اینکه بودنم را نفى کنى... باید شانه به شانه قدم بزنیم تمامِ پیاده روهاى شهر را... باید تمامِ کافه هاى شهر؛ شاهدِ دو نفره هایمان باشد... باید احساس کنم بودنت را! من از دوست داشتن های یواشکی بیزارم..
-
شهرمن دفتر خاطراتمه
دوشنبه 27 آذر 1396 10:48
-
طبیعت
یکشنبه 26 آذر 1396 11:04
-
دیالوگهای ماندگار..
یکشنبه 26 آذر 1396 11:03
دیالوگهای ماندگار.. جودی: «من تمام عمرم رو روی این کار گذاشتم.» بانی: « میدونیم و خیلی هم هیجان زده ایم؛ اما یکم ترسیدیم.» جودی: «تنها چیزی که باید ازش بترسیم، خود ترسه.»
-
در یلداهای بی نهایت هر روزمان
شنبه 25 آذر 1396 10:33
در یلداهای بی نهایت هر روزمان آنقدر به دنبال آرزوهای گم شده ی خودمان گشتیم که روزهایمان به کوتاهی نگاهمان شد ! آرزویم ماندگاری یلدا در نگاهت است؛ نه فقط در شب هایت ... "علیرضا اسفندیاری"
-
زندگی شما
شنبه 25 آذر 1396 10:33
-
گر بگویم که " تُو " در خون منی
جمعه 24 آذر 1396 11:18
گر بگویم که " تُو " در خون منی بهتان نیست #هوشنگ_ابتهاج
-
دوست داشتن
جمعه 24 آذر 1396 11:15
-
قرعه عاشقی
پنجشنبه 23 آذر 1396 10:24
-
آنقدر عشق در دلم شور می زند
پنجشنبه 23 آذر 1396 10:23
آنقدر عشق در دلم شور می زند که فکر می کنم لباس سربازی را پوشیده ام که دلباخته دختری از قبایل دشمن بوده است. ناصر رعیت نواز: قدیمی نوشت