-
مبادا آدمى در این شهر باشد،
جمعه 14 شهریور 1399 12:44
مبادا آدمى در این شهر باشد، که تو را بیشتر از من دوست داشته باشد که تو را بیشتر از من بلد باشد که بتواند به چشم بهم زدنى، با زمزمه ى کلمه اى کنارِ گوشَ ت، لبخند را به لبانت هدیه کند که مبادا بداند حالِ خرابت، چگونه خوب شدنى ست من همانقدر که دوستت دارم، چند برابرش را حسودم جانم حسادت میکنم به تمامِ آدمهایى که بیشتر از...
-
دیگر خوابت را هم زیر این سقف نمی بیند
جمعه 14 شهریور 1399 12:37
دیگر خوابت را هم زیر این سقف نمی بیند و می داند هیچ خیابانی به این خانه ختم نخواهد شد حتی اگر تمام سیگارهایش را هرروز با ناز الهه ای بکشد که تمام زندگی اش در چمدان کوچکی جا شد گاهی تو را به سفر می فرستد گاه بهشت گاه جهنم و به روی خودش نمی آورد خوشبختی های سیاه و سفیدی را که از حافظه ی چسبناک آلبوم ها کنده ای و اتفاق...
-
به جستوجوی تو، از شب گذشته، آمدهام
جمعه 14 شهریور 1399 12:33
به جستوجوی تو، از شب گذشته، آمدهام هزار بادیه را ، در نوشته آمدهام قدم قدم، همه نام تو را، به ناخن و خون به ساقههای درختان نوشته آمدهام به بویه ی بر و بوم همیشه آبادت زهفت خانِ خرابه گذشته آمدهام دلاورانه ، هزاران هزار جادو را به تیغ معجزهی عشق، کشته آمدهام هزار وادی را ، درّه درّه رد شدهام هزار بادیه را ،...
-
لبیک یا حسین
پنجشنبه 13 شهریور 1399 12:51
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 13 شهریور 1399 12:47
قبل تر ها... احساسات ... تا پشت لب مى رسیدند..... مدت ها آنجا مى ماندند..... سپس حرف مى شدند ... و بعد بوسه.... قبل تر ها... احساسات ... تا پشت لب مى رسیدند..... مدت ها آنجا مى ماندند..... سپس حرف مى شدند ... و بعد بوسه.... امروز.... احساسات اول بوسه مى شوند.. سپس حرف.. و بعد مدت ها پشت لب مى مانند.. #فرزانه_صدهزارى...
-
گاهی ... دلت میخواهد.
پنجشنبه 13 شهریور 1399 12:44
گاهی ... دلت میخواهد... دنج ترین گوشه دنیا بنشینی . . . و با خیال راحت... دلتنگی هایت را پهن کنی ... و دوستت دارم ها را فریاد بزنی.. برای کسی که قرار نیست... هیچ وقت بفهمد دوستش داری . . . #امیر_وجود
-
قدرت
پنجشنبه 13 شهریور 1399 12:40
-
نماز
پنجشنبه 13 شهریور 1399 12:37
-
#چشم_هایش
پنجشنبه 13 شهریور 1399 12:37
در خیابانهایی ... که هرگز ... آمد و شد نداشت... در ساعاتی که می دانستم ... مشغولِ کار است... در خانههایی ... که اصلاً صاحبانِ آنها را نمی شناخت... همیشه منتظرش بودم ! #بزرگ_علوی #چشم_هایش
-
کسی که به سفر عادت دارد،
پنجشنبه 13 شهریور 1399 12:36
کسی که به سفر عادت دارد، می داند که همیشه لحظه ای فرا می رسد که باید رفت. پائولو کوئیلو
-
یاحسین(ع)
پنجشنبه 13 شهریور 1399 12:36
-
بگذار آنچه از دست رفتنی است از دست بِرَوَد...
پنجشنبه 13 شهریور 1399 12:35
بگذار آنچه از دست رفتنی است از دست بِرَوَد... و گرنه تو در قلب یک انتظار خواهی پوسید...!
-
#نامه_های_سوخته
پنجشنبه 13 شهریور 1399 12:34
گفت... یک روزی... یک جایی... باز همدیگر را خواهیم دید؛ خدا کند از یاد نَبَرَد... که از همان روز... همانجا.... منتظر نشستهام! #حامد_نیازی #نامه_های_سوخته
-
چه خوب میشد
چهارشنبه 12 شهریور 1399 12:48
چه خوب میشد اگر میشد از اینکه زندهایم همیشه خوشحال باشیم...
-
خودش باید باشه
چهارشنبه 12 شهریور 1399 12:46
-
من زمین خیسم
چهارشنبه 12 شهریور 1399 12:45
من زمین خیسم و تو آن موج بلندی که مرا می پوشانی پرویزصادقی
-
یاحسین(ع)
چهارشنبه 12 شهریور 1399 12:44
-
چرخی بزن ،
چهارشنبه 12 شهریور 1399 12:42
چرخی بزن ، مستی نما ، دل را بشوران و برو ... . مولانا
-
نگرانیها همچون بیماریهایند؛
چهارشنبه 12 شهریور 1399 12:42
نگرانیها همچون بیماریهایند؛ باید آنها را پذیرفت، بدترین کاری که میتوان انجام داد، شورش علیه آنهاست.
-
در چشمانش گم میکرد خود را ،سیاهی شب
چهارشنبه 12 شهریور 1399 12:41
در چشمانش گم میکرد خود را ،سیاهی شب از من چه انتظاری می رفت ؟ علی قهرمانی
-
به آفتاب احتیاج داشتم
چهارشنبه 12 شهریور 1399 12:40
به آفتاب احتیاج داشتم احتیاج داشتم به دمیدن صبح تا بیدار شـوم از کابوس خوش آمـدی ! روزگار غم انگیزی داشتم بی تو پرده ی پنجـره ام از ابر بود هر شب با گریه به خواب می رفتم و کشتی ها در بالش من غرق می شدند...
-
پاسخ بده
چهارشنبه 12 شهریور 1399 12:39
-
گوستاوفلوبر
چهارشنبه 12 شهریور 1399 12:29
واقعا چه چیزی بهتر از این که شب، درحالی که باد به شیشه ها می کوبد و چراغ هم روشن است آدم کنار آتش بنشیند و کتابی بخواند. آدم هیچ دغدغه ای ندارد، ساعتها می گذرد. بی حرکت در سرزمین هایی که جلوی چشمت ظاهر می شوند می گردی، فکرت با خیال آکنده می شود و ماجراها را دنبال می کنی یا حتی وارد جزئیاتشان می شوی. فکرت با ماجراها هم...
-
کلافه ام
سهشنبه 11 شهریور 1399 12:57
کلافه ام چشمهایم بیقرارند و خیال آغوشت بی هوا یادم میکند در گوشه ی بن بست دلم و من هر روز تکرار میشوم عصرهای هر روز آرزوهایم را به دست باد میسپارم کاش پایِ قاصدک در میان بود ! مهناز چالاکی
-
شیـطان اندازه یک حبّـــه قند اســــت
سهشنبه 11 شهریور 1399 12:56
شیـطان اندازه یک حبّـــه قند اســــت گاهی می افتـــد تـــوی فنجـــانِ دلِ مــــا حل مــی شود آرام آرام بی آنکـه اصلا ً ما بفهمیـم و روحمـان سـر می کشد آن را آن چای شیــریـن را شیـطان زهـرآگیــن ِ دیــریــــن را آن وقـت او، خـون مـــی شـــود در خـــانه تن مـی چرخـد و مـــی گـردد و مـی مـانـد آنجـا او می شــــود مـن.
-
گاهی آدم میماند بین بودن یا نبودن.
سهشنبه 11 شهریور 1399 12:46
گاهی آدم میماند بین بودن یا نبودن. به رفتن که فکر میکنی اتفاقی میافتد که منصرف میشوی، میخواهی بمانی رفتاری میبینی که انگار باید بروی، و این بلاتکلیفی خودش کلی جهنم است... سیمین دانشور
-
با رفتنت ،
سهشنبه 11 شهریور 1399 12:44
با رفتنت ، از ذهن آینه ها صداقت پر کشید و در بهار جوانی زمستانی نشانم داد . هر روز در آغوش آینه جوانی را می بینم که انگار در زمستان اتراق کرده و برف پیری به سرش می بارد . اگر نیایی نه آینه ها حرف راست زدن بلد می شوند و نه من از زمستان عبور میکنم . #جبارفتاحی_رستا
-
زندگی درون _ ذهنی
سهشنبه 11 شهریور 1399 12:44
زندگی درون _ ذهنی ما تنها چیزی است که برایمان اهمیت دارد. اغلب ما به ندرت می دانیم و درک می کنیم که چنین زیستنی چطور در ما برانگیخته می شود و در میل ناخودآگاه مان نفوذ پیدا می کند
-
و بعد خنده ات به یادم آمد
سهشنبه 11 شهریور 1399 12:37
و بعد خنده ات به یادم آمد و از صمیم قلب گفتم : اگر دوباره بیایی باز هم دوستت خواهم داشت ...
-
بی خیال
سهشنبه 11 شهریور 1399 12:36
بی خیال مشغول قتل عام روزهای زندگیمان هستیم . بیا دوباره متولد شویم و اشتباهات قبل مان را تکرار نکنیم. بیا دوباره متولد شویم همین فردا صبح... فردا که خورشید درآمد آپدیت ورژن جدیدمان را به جهان عرضه کنیم . چرا که نشود ؟ همین فردا صبح...