-
و شاید پاییز
یکشنبه 27 مهر 1399 13:18
و شاید پاییز حکایت عشق زنجیروار برگ هاست هر کدام به خاطر دیگری خود را به زمین می اندازند و صدای خش خش خرد شدنشان در زیر پای ما آخرین پچ پچ های "دوستت دارم" است سمانه_مظلوم
-
کسی به در کوبید
یکشنبه 27 مهر 1399 13:18
کسی به در کوبید بلند شد موهایش را مرتب کرد در را باز کرد باد بود برگشت آشفتهمو شهاب مقربین
-
در خیابانهایی ... که هرگز ... آمد و شد نداشت...
یکشنبه 27 مهر 1399 13:17
در خیابانهایی ... که هرگز ... آمد و شد نداشت... در ساعاتی که می دانستم ... مشغولِ کار است... در خانههایی ... که اصلاً صاحبانِ آنها را نمی شناخت... همیشه منتظرش بودم ! . . . . بزرگ_علوی
-
حق با تو بود
یکشنبه 27 مهر 1399 13:16
حق با تو بود میبایست میخوابیدم اما مادربزرگها گفتهاند: چشمها، نگهبان دلهایند... حسین پناهی
-
قسم به پاییز...
یکشنبه 27 مهر 1399 13:15
قسم به پاییز... و به پچ پچ عاشقانه ی برگ های در حالِ افتادن ! قسم به بوسه های آخر... و به باران های گاه و بی گاه... قسم به آغوش های خالی... قسم به عشق... که من... پاییز به پاییز... باران به باران... آغوش به آغوش دل تنگِ توام.... ! . . . سوسن_درفش
-
عیدتون مبارک
یکشنبه 27 مهر 1399 13:15
-
خوشبختی را نمی توان وام گرفت ..
یکشنبه 27 مهر 1399 13:14
خوشبختی را نمی توان وام گرفت .. خوشبختی را نمی توان برای لحظه ای نیز به عاریت خواست .. خوشبختی را نمی توان دزدید نمی توان خرید نمی توان تکدی کرد .. بر سر سفره ی خوشبختی دیگران، همچو یک مهمان ناخوانده، حریصانه و شکم پرورانه نمی توان نشست ، و لقمه ای نمی توان برداشت که گلوگیر نباشد و گرسنگی را مضاعف نکند .. پرنده ی...
-
عشق ما صدایی شد
یکشنبه 27 مهر 1399 13:13
عشق ما صدایی شد در دهان پرنده ای و به دور دست ها رفت و بین شاخ و برگ درختان گم شد ... (:
-
حالا تو مراد منی و شعر مریدت
یکشنبه 27 مهر 1399 13:12
حالا تو مراد منی و شعر مریدت حالا نفسی میشود آیا نکشیدت؟! هر بار گرهخورده نگاهت به نگاهم یک چشم به حرف آمد و یک چشم شنیدت دلبستگی ساقه خشکیده و ریشهست دل بستنِ انگشت من و موی سپیدت بیعطر تنت سخت پریشانم و ای کاش میشد کلمه از حجره عطار خریدت ای شانه تو خانهترین خانه ممکن! سرمستم و در دست من افتاده کلیدت دل را به...
-
خانه ام اَبری ست امّا؛
یکشنبه 27 مهر 1399 13:10
خانه ام اَبری ست امّا؛ در خیالِ روزهای روشنم... نیما یوشیج
-
سکوت کن
شنبه 26 مهر 1399 13:04
سکوت کن نگذار صدایت را نه اشک جاری چشمانت نه ضربان نامنظم قلبت نه جهان سیاهت نه نفسهای به شماره افتاده ات نه بغضهای گلوگیرت فریاد کنند مردن و نفس کشیدن را به لحظه هایت بیاموز
-
چهره آدما وقتی..
شنبه 26 مهر 1399 13:03
-
چون دلت با من نباشد
شنبه 26 مهر 1399 13:00
-
#مادر
شنبه 26 مهر 1399 13:00
آدم نباید از اهانت دیگران نسبت به خویش گذشت کند. مادر آهسته پاسخ داد بله! با این وجود به ما زن ها در تمام عمرمان اهانت می شود... #مادر #ماکسیم_گورکی
-
+من از چهلسالگی میترسم
شنبه 26 مهر 1399 12:59
نزدیک به #چهل_سالگی که باشی تازه میفهمی وقتی میگویند دلم ریخت، یعنی چه! دلت میخواهد خیلی چیزها را کشف کنی. همان چیزهایی را که تا به حال تجربه نکردی یا شاید هم تجربه کردهای و فراموشت شده. تازه دلت میخواهد شیطنت کنی. حتا اگر دلخوشی هم از چیزی نداشته باشی. وقتی میفهمم یکی پیدا شده که اینطور دلم برایش میلرزد،...
-
یاامام رضا(ع)
شنبه 26 مهر 1399 12:56
-
#دنیای_سوفی
شنبه 26 مهر 1399 12:54
سوفى! اگر من مىخواستم در این درسها تنها یک چیز به تو یاد دهم، آن بود که: " در قضاوت عجله نکن...! " #دنیای_سوفی #یوستین_گوردر
-
یاحسین(ع)
شنبه 26 مهر 1399 12:53
-
هرلحظه گنج بزرگیست
شنبه 26 مهر 1399 12:52
هرلحظه گنج بزرگیست گنجتان را آسان از دست ندهید زمان به خاطر هیچکس منتظر نمی ماند فراموش نکنید: دیروز به تاریخ پیوست فردا معماس و امروز هدیه از امروزتان لذت ببرید . لحظه ها تنها مهاجرانی هستند که هرگز باز نخواهند گشت *لحظه هاتون پر از آرامش*
-
باغچه
شنبه 26 مهر 1399 12:49
تو اوّلین روزنه ی نوری از پنجره ی زندان برای مردی اعدامی خیره به پاکت خالی سیگار صدای پیش از بهت بزرگی که می گوید: آزادی ! *** آدم بی تو کنار هزار آدم دیگر تنهاست گل محمّدی من خداحافظی تو مرگ تمام باغچه های دنیاست... # دنیا غلامی
-
تماشایی ست چشمانت به وقت نازکردن ها
جمعه 25 مهر 1399 12:32
تماشایی ست چشمانت به وقت نازکردن ها چه آشوبی به پا کرده ست این اعجازکردن ها تو از گل بهتری صد بار ، پیش گل نمی گویم دلم می سوزد از این شیوه ی ممتاز کردن ها به دستم شاکلیدی داده چشمانت که آسان شد برایم قفل رویای غزل را ، باز کردن ها ببر با خود مرا خاتون ! ببر هرجا که می خواهی که زیبا می شود در سایه ات پرواز کردن ها...
-
تسلیت
جمعه 25 مهر 1399 12:30
-
فاصلهگذارے اجتماعے
جمعه 25 مهر 1399 12:29
فاصلهگذارے اجتماعے فقط جوون ایرانے و آرزوهاش ...
-
«عشق» نه آدمیزاد است و نه جانوری بیرحم و درنده...
جمعه 25 مهر 1399 12:26
«عشق» نه آدمیزاد است و نه جانوری بیرحم و درنده... نه چشم های هیز دارد و نه چنگال آماده... «عشق» یک حال خوب است برای تابِ زخم های وامانده...
-
از شوق به هوا میپرم چون کودکیم
جمعه 25 مهر 1399 12:20
از شوق به هوا میپرم چون کودکیم و خوشحال که هنوز معمای سبزِ رودخانه از دور برایم حل نشده است آری از شوق به هوا میپرم و خوب میدانم سالهاست که مُردهام...
-
هر کس ز حُسن دوست متاعی گرفته است
جمعه 25 مهر 1399 12:20
هر کس ز حُسن دوست متاعی گرفته است بیچاره من که از غمش آتش گرفته ام ...
-
ما فراموش نمیکنیم،
جمعه 25 مهر 1399 12:19
ما فراموش نمیکنیم، بلکه چیزی خالی در ما آرام میگیرد.
-
من معشوقه خوبی نیستم !
جمعه 25 مهر 1399 12:19
من معشوقه خوبی نیستم ! اما یک نفر ، یک روز مرا با تمام نابلدی هایم دوست خواهد داشت ...
-
همهٔ دریاها از آنِ تو
جمعه 25 مهر 1399 12:18
همهٔ دریاها از آنِ تو یک کوزه آب از آنِ من...
-
باغبان می تواند تصمیم بگیرد چه چیز به درد چغندر می خورد
جمعه 25 مهر 1399 12:17
باغبان می تواند تصمیم بگیرد چه چیز به درد چغندر می خورد اما هیچ کس نمی تواند برای مردم ، اگر خودشان نخواهند خیر و صلاح را انتخاب کند .