-
چه کسی می داند
دوشنبه 5 آبان 1399 13:03
چه کسی می داند عشق با این همه زیبایی چه رنگی دارد! من فقط می دانم عشق رنگی است که به هرکس نمی آید امیر وجود
-
گفتا که دلت کجاست ؟ گفتم بر او
دوشنبه 5 آبان 1399 13:01
گفتا که دلت کجاست ؟ گفتم بر او پرسید که او کجاست ؟ گفتم در دل #ابوسعید_ابوالخیر
-
مهرخوبان دل و دین از همه بی پَـــروا برد
دوشنبه 5 آبان 1399 13:00
علامه طباطبایی مهرخوبان دل و دین از همه بی پَـــروا برد رُخ شَــطرنج نبُرد آنــچه رخ زیبـــا برد تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت از سَمَک تا به سُهایش کشش لیلی برد من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه ذرٌه یی بودم و مِهــــر تو مــرا بالا برد من خَس بی سر و پایم که به سیل افتادم او که می رفت مرا هـــم به دل دریا...
-
آخـــــرِ هفته که شد
دوشنبه 5 آبان 1399 12:55
آخـــــرِ هفته که شد جاده ی بیخیالی را بگیر و دور شو آن قدر دور که دستِ هیچ دغدغه ای به دلخوشی هایت نرسد نرگس صرافیان
-
اگر زمستان بگوید بهار در قلب من است،
دوشنبه 5 آبان 1399 12:55
اگر زمستان بگوید بهار در قلب من است، چه کسى زمستان را باور مى کند؟ در هر نقطه اى عشقى نهفته است...
-
انتظار
دوشنبه 5 آبان 1399 12:53
-
غم و افسوس به انسان فرصت اندیشیدن نمی دهد
دوشنبه 5 آبان 1399 12:52
غم و افسوس به انسان فرصت اندیشیدن نمی دهد بنابرین بـــــرای نادان نگه داشتن انسان باید ، اندوهگینش کرد فردریش نیچه
-
عیدتون مبارک
دوشنبه 5 آبان 1399 12:51
-
در ره منزل لیلی که..
یکشنبه 4 آبان 1399 13:06
-
مرا تا بیابان بی انتهای جنون برد
یکشنبه 4 آبان 1399 13:00
مرا تا بیابان بی انتهای جنون برد کسی با نگاهش، مرا تا درندشت دریای خون برد! مرا بازگردان، مرا ای به پایان رسانیده آغاز گردان... حمید مصدق
-
دلم تنگ است برای خانه پدری
یکشنبه 4 آبان 1399 12:57
دلم تنگ است برای خانه پدری برای گلدان های شمعدانی کنار حوض برای بوی زعفران شله زردهای نذری برای قرمزی و شیرینی یک قاچ هندوانه برای خوردن یک استکان کمر باریک چای برای قند پهلویش برای پنیر و گردویش برای خواب روی پشت بام ،یک شب پرستاره برای پریدن از جوب برای هیاهوی بچه ها پشت دیوار هر خانه خانه ی پدری یک بهانه بود دلم...
-
در تـ♥ـو خلاصه میشوم، با تـ♥ـو زلال می شوم
یکشنبه 4 آبان 1399 12:56
در تـ♥ـو خلاصه میشوم، با تـ♥ـو زلال می شوم از پر پیراهن تـ♥ـو، پر پر و بال می شوم در شب یلدایی تـ♥ـو، صاحب روز می شوم صاحب تحویل شب اول سال می شوم در قفس ابری شب، ماه اسیر بوده ام با تـ♥ـو رهاتر از همه، ماه هلال می شوم با تـ♥ـو زلال می شوم، پر پر و بال می شوم شعر محال می شوم، بر این روال می شوم تا ملکوت جذبه ات، شبانه...
-
ﺧﻄﯽ ﮐﺸﯿﺪ ﺭﻭﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﻮﺍﻝ ﻫﺎ
یکشنبه 4 آبان 1399 12:49
ﺧﻄﯽ ﮐﺸﯿﺪ ﺭﻭﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﻮﺍﻝ ﻫﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻫﺎ، ﻣﻌﺎﺩﻟﻪ ﻫﺎ، ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﻫﺎ ﺧﻄﯽ ﮐﺸﯿﺪ ﺭﻭﯼ ﺗﺴﺎﻭﯼ ﻋﻘﻞ ﻭ ﻋﺸﻖ ﺧﻄﯽ ﺩﮔﺮ ﺑﻪ ﻗﺎﻋﺪﻩ ﻫﺎ ﻭ ﻣﺜﺎﻝ ﻫﺎ ﺧﻄﯽ ﺩﮔﺮ ﮐﺸﯿﺪ ﺑﻪ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺧﻮﯾﺸﺘﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﻝ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﮐﺸﯿﺪ ﺩﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻧﯿﺰ ﺧﻂ ﮐﺸﯿﺪ ﺧﻄﯽ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺩﻓﺘﺮ ﺧﻂ ﻫﺎ ﻭ ﺧﺎﻝ ﻫﺎ ﺧﻂ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺟﻤﻠﻪ ﺧﺘﻢ ﺷﺪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺤﺎﻝ ﻫﺎ ﻓﺎﺿﻞ...
-
جنون عشق چه رنگی ست؟
یکشنبه 4 آبان 1399 12:48
زرد. قرمز. آبی جنون عشق چه رنگی ست؟ میخواهم پی آن را بگیرم بر در و دیوار رنگـ بزنم هفت رنگ رنگین کمان را شاید آخر به تو برسم تویی که مرا در فضایی معلق میان رنگین کمانی از عشق رها کردی...
-
عنکبوت، سالهاست
یکشنبه 4 آبان 1399 12:47
عنکبوت، سالهاست تار می تند به پای طعمه اش طعمه اش هزارپاست. میثم داوودی
-
در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر
یکشنبه 4 آبان 1399 12:43
در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد عشق ها می میرند رنگ ها رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ.... دست ناخورده به جا می مانند ...... #اخوان_ثالث
-
ای خوشا آن دم که بنشینیم رویاروی دوست
یکشنبه 4 آبان 1399 12:40
ای خوشا آن دم که بنشینیم رویاروی دوست شکوه دل باز رانم یک به یک با موی دوست ... [ ابن حسام خوسفی ]
-
ما تماشاچیانی هستیم
یکشنبه 4 آبان 1399 12:40
ما تماشاچیانی هستیم که پشت درهای بسته مانده ایم ! دیر آمدیم ! خیلی دیر ... پس به ناچار حدس میزنیم ، شرط میبندیم ، شک میکنیم ... و آن سوتر در صحنه بازی به گونه ای دیگر در جریان است. حسین پناهی
-
به کسی ندارم الفت زجهانیان مگر تو
یکشنبه 4 آبان 1399 12:39
به کسی ندارم الفت زجهانیان مگر تو اگرم تو هم برانی سر بی کسی سلامت سعدی
-
اندوهش غروبی دلگیر است
یکشنبه 4 آبان 1399 12:39
اندوهش غروبی دلگیر است در غربت و تنهایی هم چنان که شادی اش طلوع همه آفتاب هاست احمد شاملو
-
تا خواستهام از تو تُرا خواستهام
یکشنبه 4 آبان 1399 12:38
تا خواستهام از تو تُرا خواستهام از عشق تو خوان عشق آراستهام خوابی دیدم و دوش فراموشم شد این میدانم که مست برخاستهام [ مولانا ]
-
پیش من میآیی عطر بزن، شاد بپوش
شنبه 3 آبان 1399 12:29
پیش من میآیی عطر بزن، شاد بپوش دامنی سادهتر و تازهتر از باد بپوش پیش من میآیی گیره به موهات نبند شاد و آزاد بیا، ساده و آزاد بپوش روز دیدار تو داغ است، حواست باشد شال شهریور و پیراهن مرداد بپوش
-
دلم میخواست
شنبه 3 آبان 1399 12:28
دلم میخواست بین شبها و روزهات بین دستها و نفسهات بین بوسها و لبهات چنان سرگردان شوم که نفهمم دنیا کدام طرف میچرخد چرا میچرخد نارنجی دلم میخواست بین خندهها و موهات اسم تو را صدا کنم و وقتی گفتی جانم جانم را از نبودنت نجات دهم با یک نگاه عباس معروفی
-
من از آن توأم
شنبه 3 آبان 1399 12:27
من از آن توأم من از آن توأم چون ستارگان که از آنِ آسماناند من از آنِ توأم چون رودخانهها که از آنِ دریایند من از آن توأم به سانِ اشکهایی که به چشمهای تو تعلق دارند و من از آنِ توأم چون ریههایت که جانشان به نفسهای تو بند است محدثه منصوری
-
به دستانم گفته ام
شنبه 3 آبان 1399 12:27
به دستانم گفته ام گاهی نبض گل شبدر را بگیرند تا تپش موسیقی روییدن را بشنوند و گاهی به گلخانه هم سری بزنند تا خواهش نور به روزنه را به تماشا بنشینند. علیرضا زرقانی
-
من در پی واژه های گمُ شده ام
شنبه 3 آبان 1399 12:11
من در پی واژه های گمُ شده ام میان این همه برگ های شیدا گویی پائیز همه را شاعر کرده حتی قلم رنگ می بازد با عطسه ی درختان زمین همرنگ طلا می شود مرتضی سنجری
-
خدایا
شنبه 3 آبان 1399 12:11
-
انگشتان نوازشگر عاشق
شنبه 3 آبان 1399 12:10
انگشتان نوازشگر عاشق مثال رقاص باله ای ست میان موهای معشوق که نفس را به مسلخ میکشد ثریا_شاهی
-
تو هم بیچاره ای! بیچاره چون شیری که می داند
شنبه 3 آبان 1399 12:10
تو هم بیچاره ای! بیچاره چون شیری که می داند فقط وقت عبور از حلقـه ی آتش تمـاشـاییست ...
-
به من بگو زلال چشمهایت را از کدام
شنبه 3 آبان 1399 12:07
به من بگو زلال چشمهایت را از کدام چشمه چیده ایی ؟که با این اشتهای وحشی هنوز جرات نگاهشان را ندارم ! عجیب نیست برای تویی که سال هاست رویاهایم را قدم می زنی و خوب فریادهای مجنون درونم را می شناسی رضا—روستا