-
وفاداری زیادی
جمعه 16 آبان 1399 16:02
-
هیچ توجه کردهای بعد از مدتی آشنایی با کسی،
جمعه 16 آبان 1399 16:01
هیچ توجه کردهای بعد از مدتی آشنایی با کسی، چطور ظاهر او در نظرت تغییر میکند ؟ میتواند خوشتیپترین مرد روی زمین باشد ولی وقتی حرفی برای گفتن ندارد، به یک آدم کاملاً معمولی تبدیل میشود ! و وقتی معمولیترین مرد، در مورد آنچه که برایت ارزش و اهمیت دارد صحبت میکند، در عرض دو دقیقه آنقدر دوست داشتنی میشود که نپرس ..
-
گر تو آزاد نباشی
جمعه 16 آبان 1399 16:00
گر تو آزاد نباشی نه همین غمکده، ای مرغک تنها قفس است گر تو آزاد نباشی همه دنیا قفس است تا پر و بال تو و راه تماشا بسته است هر کجا هست، زمین تا به ثریا قفس است تا که نادان به جهان حکمروایی دارد همه جا در نظر مردم دانا قفس است. فریدون مشیری
-
با یک فریاد تو
جمعه 16 آبان 1399 15:59
با یک فریاد تو همه پرندگان پرواز کردند و با یک نگاه تو کوهها بر جای ماندند و موج ها همچنان در کف دستان تو می خروشند بیژن جلالی
-
کسی هست ، که در سکوت دوستت میدارد ،
جمعه 16 آبان 1399 15:58
کسی هست ، که در سکوت دوستت میدارد ، در سکوت احترامت میکند ، و میان خودش و جاناش تو را آرزو میکند ، دور میشود ، وقتی میبیند که تو با دیگری سرگرمی ؛ غرورش او را از نزدیک شدن به تو باز میدارد ، و به عشق بسنده میکند ، به خاطرِ عشق ... ! نزار قبانی
-
آه ســــــردی ز لــبــم
جمعه 16 آبان 1399 15:49
آه ســــــردی ز لــبــم خــــورد بـــــه روی شـیـشـــه... از هـــــوای دلــم مــــــن، شـیـشـه چــه خــون هـا بـاریــد... رضا_غلامی
-
احترام به خود با بیست قانون
جمعه 16 آبان 1399 15:37
احترام به خود با بیست قانون قانون اول: اگر فکر میکنی کاری اشتباهه، انجامش نده! قانون دوم: در صحبتها همیشه دقیقن همون چیزی رو بگو که منظورته قانون سوم: هیچوقت طوری زندگی نکن که سعی کنی همه رو از خودت راضی نگه داری؛ هیچ وقت. قانون چهارم: سعی کن هر روز یاد بگیری و دست از یادگرفتن بر نداری. قانون پنجم: در صحبت با...
-
دلم آرامش ِتُرد وُ لطیف ِصبح شالیزار…
جمعه 16 آبان 1399 15:35
دلم باران… دلم دریا… دلم لبخند ماهی ها… دلم اغوای تاکستان به لطف مستی انگور… دلم بوی خوش بابونه می خواهد. دلم یک باغ پر نارنج… دلم آرامش ِتُرد وُ لطیف ِصبح شالیزار… دلم صبحی… سلامی… بوسه ای… عشقی… نسیمی… عطر لبخندی… نوای دلکش تار و کمانچه، از مسیری دورتر حتی… دلم شعری سراسر دوستت دارم، دلم دشتی پر از آویشن و گل پونه...
-
غروب نزدیک است
جمعه 16 آبان 1399 15:34
غروب نزدیک است و چه اتفاقی خوش تر از این گاهی برای طلوع زیباتر باید تا عمق شب فرو رفت... ندا کاوسی وحید
-
بهار
جمعه 16 آبان 1399 15:33
بهار ادامه پیراهنِ توست که روزی میانِ گلها وزیده است سهیل محمودی
-
بهار تابستان پاییز زمستان چه فرقی می کند
جمعه 16 آبان 1399 15:29
بهار تابستان پاییز زمستان چه فرقی می کند وقتی سیصد و شصت و پنج طلوع نبودنت را پشت غروب سرخ محو می کند فریباسیدموسوی
-
انتظار
جمعه 16 آبان 1399 15:27
-
پشت درخت توت
پنجشنبه 15 آبان 1399 15:59
برایم مهم نیست او رفته است و دیگر سراغی از من نمیگیرد. مهم این است که عشقی را که آنقدر به آن نیاز داشتم با خودش برده است. او کالای پُربهایی را به یغما برده است...
-
شادیای که با کسی تقسیم نشده است، شادی نیست!
پنجشنبه 15 آبان 1399 15:59
شادیای که با کسی تقسیم نشده است، شادی نیست!
-
نیامدن هزار بهانه می خواست
پنجشنبه 15 آبان 1399 15:56
نیامدن هزار بهانه می خواست و آمدن یکی.. دلتنگت بودم...
-
سروی بودم
پنجشنبه 15 آبان 1399 15:55
سروی بودم زیر سایهام نشستند خوردند و خفتند بیدار شدند و مرا بریدند شمس لنگرودی
-
من شیفته خوشیهای سادهام،
پنجشنبه 15 آبان 1399 15:54
من شیفته خوشیهای سادهام، آنها آخرین پناه جانهای محزونند...
-
در "مغز" و تنها در "مغز" است
پنجشنبه 15 آبان 1399 15:53
در "مغز" و تنها در "مغز" است که گناهان بزرگ روی میدهند!
-
جاناتان مرغ دریایی
پنجشنبه 15 آبان 1399 15:51
همین حالا مهمترین درس زندگیات را به تو دادم. هرگاه میخواهی به چیزی برسی، چشمهایت را باز نگهدار، تمرکز کن، و مطمئن باش که دقیقا میدانی چه میخواهی. هیچکس با چشمهای بسته بههدف نمیرسد خوب از این به بعد چه اتفاقی میافتد؟ به کجا میرویم؟ آیا مکانی به نام بهشت وجود دارد؟ خیر جاناتان چنین مکانی وجود ندارد بهشت یک مکان...
-
عشق مرا از من به تو تبعید می کند
پنجشنبه 15 آبان 1399 15:51
عشق مرا از من به تو تبعید می کند دنیا ناپدید می شود و تو تمام دنیای من می شوی پرویزصادقی
-
انتظار
پنجشنبه 15 آبان 1399 15:50
-
آرزو کن! آرزو کن آن اتفاقِ قشنگ رُخ بدهد
پنجشنبه 15 آبان 1399 15:49
آرزو کن! آرزو کن آن اتفاقِ قشنگ رُخ بدهد رویا ببارد دختران برقصند قند باشد بوسه باشد خدا بخندد به خاطرِ ما! ما که کاری نکردهایم.
-
تا آن هنگام که،در عشق ورزیدن کودک هستی
چهارشنبه 14 آبان 1399 14:52
تا آن هنگام که،در عشق ورزیدن کودک هستی تا آن هنگام که، در عشق ورزیدن کودک هستی، میان تو و من، به قدر دریاها و کوه ها فاصله ست. اگر رو به روی تو به سکوت بنشینم رواست، که سکوت در محضر زیبایی، زیباست، سخنان عاشقانه ی ما، ویرانگرِ عشق است، واژگان آنگاه که بر زبان آیند ، از بین میروند، داستان های عاشقانه ، خرافات و فریب ،...
-
زن پنجره را گشود
چهارشنبه 14 آبان 1399 14:48
زن پنجره را گشود باد با هجومی موهایش را چون دو پرنده بر شانهاش نشاند پنجره را بست دو پرنده بر روی میز بودند خیره در او سرش را پایین آورد در میانشان جاداد وآرام گریست...
-
چگونه باورمان شد که عشق درمان است ؟
چهارشنبه 14 آبان 1399 14:48
چگونه باورمان شد که عشق درمان است ؟ چگونه؟ آه هنوز خاطره ها می جوند دل ها را چون زخم های گرسنه.. نصرت رحمانی
-
تنهایى درونمان انقدر بزرگ شده
چهارشنبه 14 آبان 1399 14:47
تنهایى درونمان انقدر بزرگ شده که جاى انتظارِ دوست داشته شدن، انتظار را دوست داشتیم. جمال ثریا
-
برای انهدام یک تمدن ۳ چیز لازم است:
چهارشنبه 14 آبان 1399 14:46
برای انهدام یک تمدن ۳ چیز لازم است: خانواده نظام آموزشی الگوها برای اولی منزلت زن را باید شکست، دومی منزلت معلم، سومی منزلت بزرگان و اسطورهها...
-
من روز خویش را با آفتاب روی تو
چهارشنبه 14 آبان 1399 14:46
من روز خویش را با آفتاب روی تو کز مشرق خیال دمیده است آغاز می کنم من با تو می نویسم و می خوانم من با تو راه می روم و حرف می زنم وز شوق این محال که دستم به دست توست من جای راه رفتن پرواز می کنم فریدون مشیری
-
هر چیزی آنجا پنهان است، می دانیم
چهارشنبه 14 آبان 1399 14:45
هر چیزی آنجا پنهان است، می دانیم هنگامی که رودخانه از یخ پوشیده است، از خطاهایی بپرس که بدان مرتکب گشتهام، از کرده هایی که موسوم به زندگی گشت، و نکرده هایی که در خیال،کاهلانه سر می رسند، برخی به علاج می مانند،برخی چون درد، از عشق و بیزاری بپرس،که فرقش در بدترین حالت چیست، گوشم با تو خواهد بود. می توانیم چشم انتظار...
-
من پاره پارههای تو را جمع خواهم کرد
چهارشنبه 14 آبان 1399 14:44
من پاره پارههای تو را جمع خواهم کرد و خود در تو خواهم خفت و تو در من خواهی رویید. شیرکو بیکس