-
زیباترین نگاه ِاردیبهشتی
جمعه 14 آذر 1399 16:39
زیباترین نگاه ِاردیبهشتی وقتی باهر لبخندت پر میشود عطر اقاقی دردلم . . .
-
دلتنگی به قلبت که برسد
جمعه 14 آذر 1399 16:38
دلتنگی به قلبت که برسد هیچ چیز جلو دارش نیست خدا کند دست کم به چشمهایت سرایت کند اشک ها را سرازیر میکند و ای اگر به قلب دومت سرایت کند حتی توان ایستادن را از تو میگیرد نه پای رفتن داری و نه پای ماندن تنها باید تا التیام قلبت بنشینی تا ثانیه های دلتنگی بگذرد ((مرجان آقا بابایی))
-
دلتنگی
جمعه 14 آذر 1399 16:37
-
من پای پیاده ، کنار ساحل ، صدای بارون…
پنجشنبه 13 آذر 1399 17:46
من پای پیاده ، کنار ساحل ، صدای بارون… من کور بشم ای کاش ، جلو چشامه خاطره هامون! هــی یادت میادش ، میزاشتی با عشق سر روی شونم… تو صدام میکردی ، بهت میگفتم دردت به جونم ، دردت به جونم ….! مثله موهات دلم پریشونه ، آخه بی تو چطور برم خونه! چشامو تا کی گریه بلرزونه پس تو کجایی؟؟؟!نه بارون نه دریا نه جاده نه ابرا!!!...
-
آنکس که وفای به عهد و پیمان نکند، دین ندارد.
پنجشنبه 13 آذر 1399 17:43
آنکس که وفای به عهد و پیمان نکند، دین ندارد. . . . ﴿رسول اکرم صل الله علیه و آله و سلم/ بحارالانوار/ج٧٥/ص٩٦﴾
-
و نجـواهای تو ...
پنجشنبه 13 آذر 1399 17:30
و نجـواهای تو ... چـون آیه به آیه ی یاسیـن آرام بخـشند . . .
-
دل ِ دخـــتـــرکی
پنجشنبه 13 آذر 1399 17:29
دل ِ دخـــتـــرکی کـُنج ِ اتاقم سخت گرفته . . . چقدر چشم های دخترکـــ شبیه ِ من است . . . مریم جاوید
-
غم در دل تنگ من..
پنجشنبه 13 آذر 1399 17:28
-
هر تکه ام را در گوشه ای از مسیر سفر جا گذاشتم
چهارشنبه 12 آذر 1399 17:02
هر تکه ام را در گوشه ای از مسیر سفر جا گذاشتم جز گلوله ی اشک هایم برای روزی که اگر دلم برای خودم تنگ شد بغضم را تیرباران کند. آزاده_آرمان
-
چه پائیز زیبایی ست
چهارشنبه 12 آذر 1399 17:01
چه پائیز زیبایی ست انگار رنگ موهایت را از برگ درختان وام گرفته ای می خواهم تار زلف اَت را نگه دارم لای دفتر شعرم تا قافیه هایم رنگ عشق بگیرند مرتضی سنجری
-
باید از این پاییز بروم
چهارشنبه 12 آذر 1399 16:59
باید از این پاییز بروم باید دست هایم را از گرداب این طوفان برگ ریز به سمت غوغای سبزینه های گرم بردارم و بروم باید قدم هایم را از این جاده ی بی انتهای حزن آلود به جهانی سرشار از رویش و تازگی ببرم باید بروم این پاییز اگر دست هایش تهی از آمدنت باشد دیگر نوید ِهیچ بهاری آرامم نخواهد کرد و هیچ بارانی تازه ام اگر مشام...
-
آن داغ ننگ خورده که میخندید
چهارشنبه 12 آذر 1399 16:57
آن داغ ننگ خورده که میخندید بر طعنههای بیهده، من بودم گفتم که بانگ هستی خود باشم اما دریغ و درد که زن بودم...
-
دستانت را که میگیرم
چهارشنبه 12 آذر 1399 16:56
دستانت را که میگیرم تازه لحظه های شیرین شروع میشوند تازه عاشقی هایم گل میکنند تازه دلم برایت تنگ میشود تازه میشوم تو... میلاد_میرزایی
-
اجازه بده پاییز را باران را قدم بزنیم.
چهارشنبه 12 آذر 1399 16:52
اجازه بده پاییز را باران را قدم بزنیم. من یکریز حرف بزنم و تو فرسنگها بخندی. بگویی عجیب دیوانه است دوستش دارم. بیا تا برکه بدویم مجید زنگنه زاده
-
زیبایی
چهارشنبه 12 آذر 1399 16:51
-
برایم خبر نیاورید که چه کسی از من بدش میآید،
چهارشنبه 12 آذر 1399 16:50
برایم خبر نیاورید که چه کسی از من بدش میآید، یا پشتِ سرم حرف میزند! بگذارید همه را دوست داشته باشم و گمان کنم آنها نیز مرا دوست دارند... . . . . نجیب_محفوظ
-
چهل زمستان هم
چهارشنبه 12 آذر 1399 16:45
چهل زمستان هم چلچله ها در گوشم بخوانند بهار نمی شوم وقتی نفسهایم را بر لبهایش جا گذاشته ام. آزاده_آرمان
-
دل
چهارشنبه 12 آذر 1399 16:41
-
یک عکس
سهشنبه 11 آذر 1399 17:19
-
سیاستمدار انسان ها را به دو دسته تقسیم می کند:
سهشنبه 11 آذر 1399 17:18
سیاستمدار انسان ها را به دو دسته تقسیم می کند: ابزارها و دشمنان
-
ساعت دو
سهشنبه 11 آذر 1399 17:17
آخرین بار که نگاهت کردم بهارنارنج ها به گریه افتادند ابرها باریدند دریا ها طوفانی شدند قطار ها ایستادند کوچه ها بن بست برگ های درختان زرد درد ها به استخوان رسیده شعر شدند و عقربه ها روی ساعت دو ایستادند ساعت دو ساعت دوستت دارم های بی صداست ساعت قلبی که نفس نفس زنان می دوید می دوید می دوید و یک شهر بهارنارنج به حالش...
-
زمین از آمدن برف تازه خشنود است
سهشنبه 11 آذر 1399 17:15
زمین از آمدن برف تازه خشنود است من از شلوغی بسیار رد پا ، بیزار . . فاضل نظری
-
یا حسین:(
سهشنبه 11 آذر 1399 17:15
نمیدونم چرا با دیدن این عکس یاد اونایی افتادم که پیشونیشون جای مُهر هست و هر کاری دلشون میخواد میکنن !!
-
حال خوب
سهشنبه 11 آذر 1399 17:14
-
چشمانت را مینوشم...
سهشنبه 11 آذر 1399 17:12
چشمانت را مینوشم... و فال میگیرم: جاده های دراز تا ناکجــــــا... چمدانی بسته! پر از بودن... وتو چمدان در دست پای بر جاده...
-
پاییز استــُ
سهشنبه 11 آذر 1399 17:09
پاییز استــُ دوباره برگ ها پُر از سر مشق ِ نام ِ تو . . .
-
نکند باز دل َت غم دارد...؟
سهشنبه 11 آذر 1399 17:08
نکند باز دل َت غم دارد...؟ که شانه های ابر را لرزانده ... و آسمان را این گونه بی قرار کرده است . . .
-
روزها و شبها مثل کلیشههایی که
سهشنبه 11 آذر 1399 17:07
روزها و شبها مثل کلیشههایی که قبلاً تهیه شده باشد میگذرد. بسیار گند، بسیار احمقانه!
-
گفت تو شاعری
دوشنبه 10 آذر 1399 16:46
گفت تو شاعری سنگ در دستان تو چیست ؟ گفتم شاعر در برابر عشق سرخم میکند نه در برابر ظلم جاهد ظریف اوغلو
-
بگذار غرق شوم
دوشنبه 10 آذر 1399 16:44
بگذار غرق شوم در آبی چشمانت آنجا دریایی ست که ماهیانش صید نمی شوند صیادند لیلا قصیرخواه