-
سنگِ کهکشان منم
سهشنبه 18 آذر 1399 16:54
سنگِ کهکشان منم گردنِ بلند آبشار تویی چتر کهنه پدربزرگ منم برف خوشنمای نقره بار تویی واگن سیاه مانده از نبرد منم ایستگاه اول بهار تویی... محمدعلی سپانلو
-
نه اینکه گفتنِ دوستت دارم کار سختی باشد
سهشنبه 18 آذر 1399 16:53
نه اینکه گفتنِ دوستت دارم کار سختی باشد نه اینکه ابراز عشق خیلی جگر بخواهد! اینکه بگویی فلانی از یک جایی به بعد تمام لحظات شب و روزم را گرفته ای دستت! اینکه بی پروا وبی ملاحظه حرفت را بزنی کار سختی نیست کار وقتی سخت میشود که به ادامه اش فکر میکنی به اینکه آمدیم و او هم عاشق من شد حالا جگر میخواهد دلت هوایی نشود و پای...
-
کدام پرنده با بوی تن تو
سهشنبه 18 آذر 1399 16:49
کدام پرنده با بوی تن تو پرواز میکند که باران را اینگونه عاشقانه مینوشم؟ بیژن نجدی
-
چو قایقی بر کرانه ساحل
سهشنبه 18 آذر 1399 16:48
چو قایقی بر کرانه ساحل دل خواست در کنار تو آرام گیرد ... محمد شیرین زاده
-
چه خوشست دیداری در اوج
سهشنبه 18 آذر 1399 16:47
چه خوشست دیداری در اوج وقت تماشای نگاهی که دلش قرصِ ماه است.. نیلوفرثانی
-
بگو به کودک و دیوانه که قدر خود دانید
دوشنبه 17 آذر 1399 16:57
بگو به کودک و دیوانه که قدر خود دانید که از جهان شما خوب تر جهانی نیست
-
تنهائی ...
دوشنبه 17 آذر 1399 16:51
تنهائی ... وجه ِ تمثیل ِ هزار سر و یک سودا ست . . .
-
دوستت داشتهام
دوشنبه 17 آذر 1399 16:51
دوستت داشتهام دوستت دارم، دوستت خواهم داشت، برای زاده شدن تنها جسم کافی نیست این کلام نیز لازم است... کریستین بوبن
-
از تمام این راهها قطارها میگذرند
دوشنبه 17 آذر 1399 16:50
از تمام این راهها قطارها میگذرند با اینکه خانهی تو خیلی دور است... اورهان ولی
-
قوی تر ها امّا ... به خود ِ شان نمی بازند . . .
دوشنبه 17 آذر 1399 16:49
قوی ها ... دیگران را می بَرند ... ، قوی تر ها امّا ... به خود ِ شان نمی بازند . . . ـــــــــــــــــــــــــــــــ فرشید فرهادی
-
نگاه که میکنی
دوشنبه 17 آذر 1399 16:48
نگاه که میکنی فرقی با سیگار، ندارم دود میشوم! .......... داریوش سهرابی
-
چه گناهی کردهام
دوشنبه 17 آذر 1399 16:46
چه گناهی کردهام که در خوابم هستی، در بیداریام نه در قلبم هستی، در چشمم نه در سرم هستی و در آغوشم نه؟ علی سیدصالحی
-
در برابر آینه یک جور زیبایی
دوشنبه 17 آذر 1399 16:44
در برابر آینه یک جور زیبایی در رختخواب جور دیگر. گوش به شایعات نده سرمه بر چشمانت بزن گرگ و میش غروب به قهوهخانه بیا تا دل حسودان بسوزد. مردم حرفشان را خواهند زد خیالت نباشد مگر عاشق نیستیم ما؟... اورهان ولی
-
هر حرفی که نمیزنی مصرعی می شود...
دوشنبه 17 آذر 1399 16:44
هر حرفی که نمیزنی مصرعی می شود... هر دوحرف بیتی... می دانم درآخر شعری از سکوت سروده خواهد شد . . .
-
مرد، یک دقیقه نیاز دارد
دوشنبه 17 آذر 1399 16:43
مرد، یک دقیقه نیاز دارد که عاشق زنی شود... و روزگاران بسیار که فراموش کند... نزار قبانی
-
میخواهم آنقدر شعر بگویم
یکشنبه 16 آذر 1399 17:03
میخواهم آنقدر شعر بگویم که اگر فردا مُردم نتوانی انکارم کنی میخواهم شعرم چون شایعهای در شهر بپیچد و زنان هربار چیزی به آن اضافه کنند ... | الهام اسلامی |
-
همه عیب هایت را دوست دارم،
یکشنبه 16 آذر 1399 16:57
همه عیب هایت را دوست دارم، جز نبودنت... | محمود درویش |
-
و تو
یکشنبه 16 آذر 1399 16:56
و تو بلندتر از تمام درختان جنگل در من روییدی و اکنون من توام من یک درختم بلندتر از تمام درختان دنیا... | رضا براهنی |
-
چشمانت آخرین چیزیست
یکشنبه 16 آذر 1399 16:55
چشمانت آخرین چیزیست که از میراثِ عشق، باقی میماند! | نزار قبانی |
-
براى آخرین بار
یکشنبه 16 آذر 1399 16:55
براى آخرین بار با چشمانى غمبار به او نگریست و توانست با آخرین نفسش به او بگوید: " فقط خدا مى داند که چقدر تو را دوست داشتم..." | گابریل گارسیا مارکز |
-
شاید بتوان راه بیانش را بست
یکشنبه 16 آذر 1399 16:54
شاید بتوان راه بیانش را بست یا اینکه رگ خون روانش را بست زخمی که روایت گر دردی باشد با چسب نمیتوان دهانش را بست | جلیل صفربیگی |
-
کاش چون پاییز بودم
یکشنبه 16 آذر 1399 16:42
کاش چون پاییز بودم کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم. برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد, آفتاب دیدگانم سرد می شد, آسمان سینه ام پر درد می شد ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد. وه ... چه زیبا بود, اگر پاییز بودم, وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم, شاعری در چشم من میخواند ...شعری...
-
مدتی است ... لبخند میزنم ...
شنبه 15 آذر 1399 16:47
مدتی است ... لبخند میزنم ... بی دلیل عشق می ورزم ... بی تناسب زندگی می کنم ... بی خیال. عباس کیارستمی
-
نیمشب در رؤیا بودم که قناری کنارم آمد
شنبه 15 آذر 1399 16:46
نیمشب در رؤیا بودم که قناری کنارم آمد در چشمانش نگریستم تو آنجا بودی محو ، بهسان رؤیا شیدا ، همچون عشق گفتم چه می خواهی ؟ گفت از رؤیایت بیرون آی بیرون آمدم سپس خویشتن را میان رؤیایی دیگر دیدم و قناری در شکوه شبانه چهچهای سر داد و چشمانش را برایم گشود تو آنجا بودی بودیم شبانه با هم و در قلب عشق محو شدیم با هم قاسم...
-
بیشعورها
شنبه 15 آذر 1399 16:45
-
آنگاه که خشم شعله زد و بالا گرفت
شنبه 15 آذر 1399 16:43
آنگاه که خشم شعله زد و بالا گرفت و همدیگر را مرده و نابود خواستیم شاید نمیدانستیم که دنیا چه جای کوچکی است برای هردومان چه بیرحمانه تن میخراشند تیغهای خاطره این شکنجهگرانِ بیرحم و آنگاه در شبی عذابآلود در گوشِ تو میخوانند رفته است محبوبِ تو برای همیشه و آنگاه از میانِ دودِ عودی که میسوزد با شادی ، تهدید و...
-
من از حکایت عشق تو بس کنم
شنبه 15 آذر 1399 16:42
من از حکایت عشق تو بس کنم هیهات...! مگر اجل که ببندد زبان گفتارم. سعدی
-
:)))))))))))
شنبه 15 آذر 1399 16:40
-
[اگر باشی]
جمعه 14 آذر 1399 16:50
[اگر باشی] اقیانوس ترین آرام جهانم . . .
-
ای عشق، ای ترنم نامت ترانهها
جمعه 14 آذر 1399 16:47
ای عشق، ای ترنم نامت ترانهها معشوق آشنای همه عاشقانهها ای معنی جمال به هر صورتی که هست مضمون و محتوای تمام ترانهها با هر نسیم، دست تکان میدهد گلی هر نامهای ز نام تو دارد نشانهها هر کس زبان حال خودش را ترانه گفت: گل با شکوفه، خوشه ی گندم به دانه ها شبنم به شرم و صبح به لبخند و شب به راز دریا به موج و موج به ریگ...