-
خواب دیدم ما را
شنبه 13 دی 1399 18:35
خواب دیدم ما را بُریدند و به کارخانهء چوببری بردند! آنکه عاشق بود پنجره شد، آنکه بیرحم، چوبهء دار، از من اما دری ساختند برای گذشتن ...! پل_الوآر
-
انتظار
شنبه 13 دی 1399 18:34
-
چون دوستت دارم راهی پیدا خواهم کرد تا نور زندگی تو باشم،
شنبه 13 دی 1399 18:34
چون دوستت دارم راهی پیدا خواهم کرد تا نور زندگی تو باشم، حتی اگر در تاریکترین و دلگیرترین حال خود باشم... جسیکا_کاتوف
-
و جز اینم هنری نیست
شنبه 13 دی 1399 18:31
و جز اینم هنری نیست که آشیانِ تو باشم تختت و تابوتت احمد_شاملو
-
همیشه فاصلهای هست
جمعه 12 دی 1399 18:18
همیشه فاصلهای هست دچار باید بود سهراب سپهری
-
دلم می خواست تا یک شب بگویم “
جمعه 12 دی 1399 18:17
دلم می خواست تا یک شب بگویم “ دوستت دا…” نه امان از عقل مغروری که ما را تا جنون برده
-
رهروانِ سپیدهدمان و بامدادانیم
جمعه 12 دی 1399 18:16
رهروانِ سپیدهدمان و بامدادانیم رهروانِ خورشیدها و سحرگاهانیم. نه از شبمان پرواییست نه از روزگاران غمزده و نه از ظلمات ما را که رهروان خورشیدها و سحرگاهانیم...
-
زندگی همهی مردم آن چیزی
جمعه 12 دی 1399 18:11
زندگی همهی مردم آن چیزی نیست که خودشان ساختهاند ؛ زندگی بعضی افراد چیزی است که دیگران برای آنها ساختهاند !
-
آیا عشق مطلق به این معنی نیست که
جمعه 12 دی 1399 18:09
آیا عشق مطلق به این معنی نیست که اول آدم بتواند دیگری را درک کند و او را با تمام چیزهای درون و بیرونش ، حتی با سایه هایش دوست داشته باشد؟
-
پیرزنی شوم
جمعه 12 دی 1399 18:05
پیرزنی شوم آلزایمر بگیرم زنگ بزنم انگار پسرم هستی بگویم : چقدر!!! دلم برایت تنگ است
-
عزیزم
جمعه 12 دی 1399 18:04
داغی تابستان بر گونههایت و زمستان سرد بر قلب کوچکت نشستهاست تغییر خواهی کرد عزیزم زمستان بر گونههایت و تابستان به قلبت خواهد آمد... هاینریش هاینه
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 12 دی 1399 18:04
باید پنجره ها را بست مردم رنجهایشان را مانند بادبادکهای رنگی یک جشن بیهوده در هوا رها کرده اند.
-
امنترین نقطه ی دنیا ،آغوش سراپا اشتیاق تو بود
جمعه 12 دی 1399 18:02
امنترین نقطه ی دنیا ،آغوش سراپا اشتیاق تو بود در نبرد کشنده ی خفقان احساس!!! ای مرهم تمام دردهای من سخت است تیماری کنی؟! حدیثه_حسین_زاده
-
از صدایت می بوسم تو را
جمعه 12 دی 1399 18:01
از صدایت می بوسم تو را صدایت که این همه گنجشک در دلم رها می کرد
-
خلق عشق مسئلهای نیست
پنجشنبه 11 دی 1399 18:15
خلق عشق مسئلهای نیست حفظ عشق مسئله است عاشق شدن مهم نیست عاشق ماندن مهم است عاشق شدن حرفهی بچههاست عاشق ماندن هنر مردان و دلاوران مهم پنجاه سال بعد است دوام عشق، دوام زیبایی و شکوه عشق... نادر ابراهیمی
-
بعضى آدما یه کارى میکنن
پنجشنبه 11 دی 1399 18:11
بعضى آدما یه کارى میکنن که نمیتونى دیگه دوسشون داشته باشى ولى دلت برا زمانى که دوسشون داشتى تنگ میشه.... اموشنال استوری
-
بمان! انار برایت شکسته ام که غمم را
پنجشنبه 11 دی 1399 18:08
بمان! انار برایت شکسته ام که غمم را به این بهانه برای تو... دانه دانه بگویم ... #محمد_رفیعی
-
تو را به آغوش کشیدم
پنجشنبه 11 دی 1399 18:06
تو را به آغوش کشیدم و بعد از آن به هر آغوشی دست رد زدم ! ماهی ای که آرامش دریا را تجربه کرده محال است دلش را به تنگ کوچک کنار پنجره خوش کند...
-
زیر لب میخونه:
پنجشنبه 11 دی 1399 18:05
زیر لب میخونه: "آخ که دیگه فرنگیس، عشق تو داغونم کرد" توی خلسه انگشتاش بین موهام میگم "فرنگیس کیه؟" میبوستم عمیق و طولانی به مغزِ مست شدم فشار میارم که یادم بمونه مردا برای فرار از سوالایی که دلشون نمیخواد به جواب برسه، میبوسن عمیق و طولانی... فرناز صادقی
-
دوریات همان چهار فصل زندگیست
پنجشنبه 11 دی 1399 18:05
دوریات همان چهار فصل زندگیست زمستان...زمستان...زمستان و"پاییز" که همان زمستان بزک شدهایست که برای رنگ کردن روزهای زندگیام میآید بهار و تابستان با تو کوچ کردند من ماندهام و چهار فصل تکراری با دوهوای سرد و دلگیر. سوسن_شیخ_محبوبی
-
تو رفتی..
پنجشنبه 11 دی 1399 18:05
تو رفتی.. و من همچنان با دو فنجان چای منتظر نشسته ام.. روی همان صندلی و همان قرار آخر در ازدحام جمعیت چنان در تکاپوی دیدنت چشم میگردانم گویی بدنبال حبه قندی برای شیرینی چایَم رفتهای همینقدر ساده، همینقدر منتظر همینقدر خوشبین و همینقدر چشم به راه سوسن_شیخ_محبوبی
-
دلتنگی
پنجشنبه 11 دی 1399 18:04
-
درخت حرف تبر را به دل نمی گیرد
پنجشنبه 11 دی 1399 18:02
درخت حرف تبر را به دل نمی گیرد پدر ببخش رجـرهـای گـاه گـاهم را
-
شاید این را شنیده ای که زنان
پنجشنبه 11 دی 1399 18:01
شاید این را شنیده ای که زنان در دل « آری » و « نه » به لب دارند ضعف خود را عیان نمی سازند رازدار و خموش و مکارند آه، من هم زنم، زنی که دلش در هوای تو می زند پر و بال دوستت دارم ای خیال لطیف دوستت دارم ای امید محال و زخمهای من همه از عشق است از عشق، عشق، عشق فروغ فرخزاد
-
زندگی
چهارشنبه 10 دی 1399 18:28
-
چه لازم است بگویم
چهارشنبه 10 دی 1399 18:26
چه لازم است بگویم که چه مایه میخواهمت؟ چشمانت ستاره است و دلت شک...
-
گاهی آدم به دروغ متوسل میشود تا طرف را نیازارد ،
چهارشنبه 10 دی 1399 18:25
گاهی آدم به دروغ متوسل میشود تا طرف را نیازارد ، ولی فکر نمیکنم اثرش ثمربخش باشد ، درد شدید ناشی از شنیدن حقیقت ناپدید میشود ، حال آنکه درد عذاب آور دروغ باقی میماند ، این دردیست که آدم را میخورد.
-
و کاش در این جهان مردهگان را روزی ویژه بود،
چهارشنبه 10 دی 1399 18:23
و کاش در این جهان مردهگان را روزی ویژه بود، تا چون از برابرِ این همه اجساد گذر میکنیم تنها دستمالی برابرِ بینی نگیریم: این پُر آزار گندِ جهان نیست تعفنِ بیداد است...
-
ماهی ها با خودکشی نمی میرند
چهارشنبه 10 دی 1399 18:19
سکوت زمزمه می کند و باغی که با حضور تو صدای پرنده هایش را می شنیده ام... دست هایی دهان دلم را گرفته آرام می نویسم دوستت دارم تو بلند بخوان انگار روی پل هوایی ایستاده ای من خودم را ازاین طبقه هم پرت کنم تا کلمه ها هستند نفس می کشیم ماهی ها با خودکشی نمی میرند نگاه کن سال هاست کسی مرا نمی بیند و دستکش هایم هنوز گرمند...
-
[ فرق بین رفاقتِ دو روزه و رفاقتِ چَندین ساله،
چهارشنبه 10 دی 1399 18:18
[ فرق بین رفاقتِ دو روزه و رفاقتِ چَندین ساله، مثل فرق بین چایی کیسهای و چایی بهار نارنج دارِ آتیشی میمونه... دوتاش چاییه،امّا اینکجا و اونکجا! ]