-
چیزی بگو گاهی چنانم بیتو
دوشنبه 22 دی 1399 18:42
چیزی بگو گاهی چنانم بیتو که عبور سایهای از کنارم نگرانم میکند شمسلنگرودی
-
پس زنده باد امید...
دوشنبه 22 دی 1399 18:40
در ازدحام این همه ظلمت بی عصا چراغ را هم از من گرفته اند اما من دیوار به دیوار از لمس معطر ماه به سایه روشن خانه باز خواهم گشت پس زنده باد امید... سیدعلی صالحی
-
آنـچه از هـمه درد نـاک تـر اسـت
دوشنبه 22 دی 1399 18:36
آنـچه از هـمه درد نـاک تـر اسـت جــدایی نـیست دوسـت داشـتن کـسی سـت کـه خـود مـی دانی هـرگز بـه او نـخواهی رسـید محمد شیرین زاده
-
همه یِ ما باید کسی را داشته باشیم
یکشنبه 21 دی 1399 18:35
همه یِ ما باید کسی را داشته باشیم که وقتی یک روز ، روزِ ما نبود بنشینیم رو به رویش و غرغر کنان از سیر تا پیازِ تمامِ بد بیاری هایمان را برایش تعریف کنیم و او هم لبخند به لب گوش کند و پایانِ هر جمله مان بگوید "حق داشتی پس اینقد عصبی بشی، حالا ولش کن مهم نیست، فدایِ سرت" . میدانید آدم هرچقدر هم قوی باشد باید...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 21 دی 1399 18:34
گاهی خوابت را میبینم بیصدا بیتصویر مثلِ ماهی در آبهای تاریک که لب میزند و معلوم نیست حبابها کلمهاند یا بوسههایی از دلتنگی توماس ترانسترومر
-
برف میبارید و ما آرام
یکشنبه 21 دی 1399 18:33
برف میبارید و ما آرام گاه تنها گاه با هم راه می رفتیم چه شکایت های غمگینی که میکردیم یا حکایتهای شیرینی که می گفتیم هیچ کس از ما نمیدانست کز کدامین لحظه شب کرده بود این باد برف اغاز هم نمی دانست کاین راه خم اندر خم بکجامان میکشاند باز برف میبارید و پیش از ما دیگرانی همچو ما خشنود و نا خشنود زیر این کجبار خامشبار از...
-
اشتباه اول من این بود که به تو اعتماد کردم
یکشنبه 21 دی 1399 18:24
اشتباه اول من این بود که به تو اعتماد کردم اشتباه دوم من این بود که عاشقت شدم اشتباه سوم من این بود که فکر می کردم با تو خوشبخت می شم اشتباه بعدی من این بود که تو رو صد بار بخشیدم اشتباه هزارم من این بود که هیچ وقت خودم رو از پنجره پرت نکردم بیرون هنوز هم دارم اشتباه می کنم که با تو حرف می زنم مصطفی مستور
-
بزرگ شدن:(
یکشنبه 21 دی 1399 18:22
برف ده سالگی بخاطر آدم برفی هایش برف چهارده سالگی بخاطر اخبار و تعطیلی هایش برف هجده سالگی را درست یادم نیست در میان افکار یخ زده بودم برف بیست سالگی قدم زدن های عاشقانه و رد پاهایم برف بیست و پنج سالگی به بعد فقط سرد بود و سرد بود و سرد... صادق_هدایت
-
زمستان
یکشنبه 21 دی 1399 18:21
-
هر چی عقل آدم بیشتر بشه
یکشنبه 21 دی 1399 18:19
هر چی عقل آدم بیشتر بشه دوستهای آدم کمتر میشن !
-
همیشه در زندگی هر کس،
یکشنبه 21 دی 1399 18:17
همیشه در زندگی هر کس، یک دماغه ی صخره ای وجود دارد که یا به سلامت از آن می گذرد یا کشتی اش به آن می خورد و متلاشی می شود. مشکل اینجاست که تو همیشه نمی توانی دماغه ی صخره ای زندگی ات را تشخیص بدهی. گاهی دریا کاملا مه آلود است و تو قبل از آنکه ملتفت بشوی به صخره خورده ای.
-
دلم کلبهای میخواهد میان برفها
یکشنبه 21 دی 1399 18:17
دلم کلبهای میخواهد میان برفها و در کوهستانی که جز تو هیچکس آنجا نباشد هر صبح بیدار شوم ذوق کنم که برف باریده که هوا سردتر شده و تو با چشمانی خمار در آغوش داغت پناهم دهی! #نرگس_صرافیان_طوفان
-
برگردیم به زمان هاى قدیم
یکشنبه 21 دی 1399 18:15
برگردیم به زمان هاى قدیم به ما تکنولوژى نیامده جانم... برایت نامه مینوسم! از مبدأ معلوم، به مقصدِ نا معلوم... عزیزِ جانم؛ سلام کلام را کوتاه میکنم! ملالى نیست جز دلتنگى هاى هر شب و مرورِ تمامِ خاطراتى که اى کاش از ذهنَت پاک نشده باشد! همین! دلتنگِ "تو"، "من" علی_قاضی_نظام
-
دو روز در زندگیتان از مهمترین
شنبه 20 دی 1399 18:32
دو روز در زندگیتان از مهمترین روزهای زندگی شما هستند؛ روزی که به دنیا آمدید و روزی که بدانید چرا به دنیا آمدید...! #مارک_تواین
-
مهربان باشید
شنبه 20 دی 1399 18:30
مهربان باشید تمام کسانی که می شناسید همگی درگیر جنگی سخت هستند !
-
چشم به راهِ شنیدنت هستم
شنبه 20 دی 1399 18:24
چشم به راهِ شنیدنت هستم نگاهم کن با من سخن بگو فرزاد امین اجلاسی
-
لیوان چای یخ زده!
شنبه 20 دی 1399 18:23
هر چه نبات میریزم در چای تلخ دیروزم شیرین نمیشو د لیوان چای یخ زده! غزاله سادات سعیدی
-
سوالات و جواب هایی که مثل دور باطل میمونه!!
شنبه 20 دی 1399 18:22
سوالات و جواب هایی که مثل دور باطل میمونه!! - چرا هوا آلوده است؟ - چون مازوت میسوزونیم - چرا مازوت می سوزونیم؟ - چون تحریمیم - چرا تحریمیم؟ - چون انرژی هستهای میخواستیم - چرا انرژی هستهای میخواستیم؟ - چون نباید نفت و گاز رو سوزوند - چرا نباید نفت و گاز رو سوزوند؟ - چون آلودگی میاره - آهان
-
فانوسِ قایق راز دلم را به ماه فروخته
شنبه 20 دی 1399 18:20
فانوسِ قایق راز دلم را به ماه فروخته دیو شب صیاد پریای دریاست، رقص اَبرهای سیاه و من که صید آسمان می شوم در ساحل و تن بارانی بندر! مرتضی سنجری
-
ما ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﻃﺮﺩ ﺷﺪﻥ ﻣﺪﻋﯽ ﺷﺪﯾﻢ
شنبه 20 دی 1399 18:20
ما ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﻃﺮﺩ ﺷﺪﻥ ﻣﺪﻋﯽ ﺷﺪﯾﻢ ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ که ﻧﺒﻮﺩﯾﻢ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﻃﺮﺩ ﺷﺪﻥ ﺗﺒﺪﯾﻞ شد ﺑﻪ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﻣﻄﻠﻮﺏ ﻧﺒﻮﺩﻥ و ﻣﺎ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺭﻭﻧﻮﺷﺘﯽ از ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﺟﺎﻣﻌﻪ
-
ترس
شنبه 20 دی 1399 18:19
ما یاد گرفته ایم که از هر چیزی بترسیم کل زندگی ما سرشار از ترس و بـزدلی است ترس از دوزخ ترس از عذاب ما خوب وشریفیم چون میترسیم اما واقعاً فضیلتى که بر ترس استوار است چه ارزشی دارد
-
همه عیب خلق دیدن، نه مروت است و مردی
شنبه 20 دی 1399 18:18
همه عیب خلق دیدن، نه مروت است و مردی نگهی به خویشتن کن که تو هم گناه داری
-
بشارتی به من از کاروان بیار ای عشق
جمعه 19 دی 1399 18:58
بشارتی به من از کاروان بیار ای عشق همیشه رفتن و رفتن! ز آمدن چه خبر!؟ حسین منزوی
-
باید اعتراف کنم من هیچ خبر از مشرق و مغرب ندارم،
جمعه 19 دی 1399 18:58
باید اعتراف کنم من هیچ خبر از مشرق و مغرب ندارم، در سرزمینِ من خورشید از سمت و سوی نگاهِ پر نور و حرارت تو طلوع میکند! و ماهتاب درست همان دقایقی که تو به خواب میروی شجاعتِ سر برآوردن و درخشش پیدا میکند! مـیدانی... خداوند ابهت ماه و خورشیدش را هم بعد از خلقِ چشـمان ِ تو زیر سوال برد! و جهـانی را، تـسلیـمِ زیـبایـی محضِ...
-
هیچ چیز تکان نمی خورد
جمعه 19 دی 1399 18:57
هیچ چیز تکان نمی خورد واینجا بیشتر شبیه عکس است تا زندگی گروس_عبدالملکیان
-
محاله مثل من
جمعه 19 دی 1399 18:56
-
نگاهت، بسان برکهای خواب آلود
جمعه 19 دی 1399 18:55
نگاهت، بسان برکهای خواب آلود که با قتل عام ماهیهای نگرانش سکونِ برکه شدن را می طلبد... چشمهایت مملو از پشیمانیای اجتناب ناپذیر، اما پیشبینی شده ... و مردمکهایت، حلقه هایی شعلهور، از افسوسی شیرین! . . . اما چرا؟ چرا شبیه به مردابی که در انتظار تبخیر، به سینهی بیقلب بیابان تکیه داده؟ چرا شبیه به مریمهای غرق...
-
تو اگر بهار من باشی
جمعه 19 دی 1399 18:54
تو اگر بهار من باشی دلخون هم که باشم لاله لاله برایت شکفته می شوم میناآقازاده
-
خوشا پر کشیدن، خوشا رهایی،
جمعه 19 دی 1399 18:53
خوشا پر کشیدن، خوشا رهایی، خوشا اگر نه رها زیستن، مُردن به رهایی! آه، این پرنده در این قفسِ تنگ نمیخواند... #احمد شاملو
-
دوست داشتن آخرین داشتهٔ آدمیست،
جمعه 19 دی 1399 18:48
دوست داشتن آخرین داشتهٔ آدمیست، پنجره را باز بگذارید ما چیزی برای پنهان کردن نداریم. # سید علی صالحی