-
گاهی تورا کنار خود احساس می کنم
جمعه 9 مهر 1400 00:19
گاهی تورا کنار خود احساس می کنم اما چقدر دلخوشی خواب ها کم است محمدعلی بهمنی
-
انتظار
جمعه 9 مهر 1400 00:18
-
چرا حتی بهترین آدم ها
جمعه 9 مهر 1400 00:17
چرا حتی بهترین آدم ها همیشه چیزی را پنهان می کنند؟ چرا حرف چیزهایی که در دل دارند با هم نمی زنند؟ جایی که می دانند حرف هاشان با باد هوا هدر نمی رود چرا چیزهای را که در دل دارند بر زبان نمی آورند؟ چرا ظاهر همه طوری است که انگاری تلخ اندیش تر از آنند که به راستی هستند، طوری که انگاری می ترسند اگر آنچه در دل دارند به...
-
دل آرزوی لعل تو دارد به بوسهای
جمعه 9 مهر 1400 00:16
دل آرزوی لعل تو دارد به بوسهای گر وایهٔ دلم نرسد از تو وایِ دل! ابن حسام خوسفی
-
راز ما از پردهٔ دل عاقبت بیرون فتاد
جمعه 9 مهر 1400 00:11
راز ما از پردهٔ دل عاقبت بیرون فتاد غنچه بوی خویش را تسخیر نتوانست کرد صائب تبریزی
-
کسی تلفن زده است اینجا
جمعه 9 مهر 1400 00:10
کسی تلفن زده است اینجا و زنگ آنقدر لرزانده است هوا را که شانههای سکوت از نفرت لرزیده است. منوچهر آتشی
-
آدمای قوی
جمعه 9 مهر 1400 00:09
-
تا کی خورم غم دل با نیمجانِ خسته؟
جمعه 9 مهر 1400 00:08
تا کی خورم غم دل با نیمجانِ خسته؟ دست شکسته بندم بر گردن شکسته کلیم کاشانی
-
قرن هاست هوای پائیز
پنجشنبه 8 مهر 1400 01:15
قرن هاست هوای پائیز دلبسته ی باران است و من از قدم زدن های پنهانی پناه برده ام به زیر چتر شهر عشق تو، وقتی گوشه ی چشمانت خیس می شود میان قطره های خشکیده خیابان انگار لبانت برایم ممنوع شده حتی در صفحه ی نیازمندی روزنامه های باطلهِ شهر! مرتضی سنجری
-
عشق هرگز اندازه ی تنم نشد
پنجشنبه 8 مهر 1400 01:11
عشق هرگز اندازه ی تنم نشد هربار ک آغوشی به انزوایم سرک کشید و پرواز تنها رویایی بود که با بوسه ای به آن دل میبستم غافل از اینکه تنها خراشهاییست بر بالهای خسته ام با زخمهایی ک روزگار به کامشان ریخته بود می آمدند تا اندوه هایشان را در تنهایی من خاک کنند و برشانه های امن و صبورم رنجهای خود را جا بگذارند و بروند آری و عشق...
-
هر چقدر فقر درونی شدید ترباشد
پنجشنبه 8 مهر 1400 01:09
هر چقدر فقر درونی شدید ترباشد نمایشات بیرونی هم بیشتر خواهد بود
-
زمان تصمیم میگیرد چه
پنجشنبه 8 مهر 1400 01:07
زمان تصمیم میگیرد چه کسى را در زندگیت ملاقات خواهى کرد، قلبت تصمیم میگیرد چه کسى را در زندگیت میخواهى، و رفتارت تصمیم میگیرد چه کسی در زندگیت میماند.
-
من دنیای واقعی را دوست دارم
پنجشنبه 8 مهر 1400 01:05
من دنیای واقعی را دوست دارم زیستن در ناممکنها بیهوده و غمانگیز است نمیشود از رنگ دریا ماهی گرفت نمیشود از عکس درختان میوه چید برکههای رویا، پرندگان را سیراب نمیکنند مرا ببخش فراموشت کردم نمیتوانستم به دیواری در دوردستها تکیه کنم! رسول یونان
-
دوستت دارم
پنجشنبه 8 مهر 1400 01:04
تمامِ آن چیزی که دربارهی تو در سرم هست دهها کتاب میشود اما تمام چیزی که در دلم هست فقط دو کلمه است دوستت دارم ویکتور هوگو
-
"دوستت دارم" همیشه به زبان آوردن نیست،
پنجشنبه 8 مهر 1400 01:01
"دوستت دارم" همیشه به زبان آوردن نیست، یا اگر باشد چه زبانی بهتر از بوسیدن... حمید رها
-
زندگی قرار نیست که آسون باشه.
پنجشنبه 8 مهر 1400 00:44
زندگی قرار نیست که آسون باشه. گاهی شاد و رضایتمنده، یه وقتهایی هم سخت و طاقتفرسا. اما با هر بلندی و پستی یه درس میگیری که تو رو قوی میکنه...
-
عشق او ما را گرفت از چنگ دیگر دلبران
پنجشنبه 8 مهر 1400 00:43
عشق او ما را گرفت از چنگ دیگر دلبران تن برون بردیم از این میدان ولی جان باختیم... محتشم کاشانی
-
زمان میرود و دست هایم هنوز ازتو خالیست
پنجشنبه 8 مهر 1400 00:34
فاصله از زخم های پیاپی جز به مرهم ِبوسه ی تو ممکن نیست تو باغبان و دست هایت معجزه دراین باغ رسمی جز بهاران نیست گذر از سکوتی رنج آور به زمزمه ی نام تو میسرست که درعصیان ِنبودَت حرفی بجز مرگ باران نیست درمانده ایم از تقدیر ِبی رحم روزگار دری به بخت سپید جز با دست های تو گشوده نیست این فرصت ِرستگاری آخر ست فرصت ِستایش...
-
بن بست همان جا است که
چهارشنبه 7 مهر 1400 00:42
بن بست همان جا است که گذشتن از خاطرات را پذیرفتی و نرسیدن و از دست دادن را باور.. بن بست همان جا است که همه چیز برایت بی مفهوم گشته و همه کس برایت غریبه.. بن بست همان جا است که هیچ چیز انتخاب خودت نیست، حتی بودن...... آنجا که محکومی به زندگی کردن.. سیده الهام خاتمی
-
+
چهارشنبه 7 مهر 1400 00:40
-
صبح یعنی دنیا از پَسِ پنجره پلک تو آغاز شود
چهارشنبه 7 مهر 1400 00:39
صبح یعنی دنیا از پَسِ پنجره پلک تو آغاز شود صبح یعنی لبخند با طنین نفسِ قلب تو بر ... چهره من باز شود صبح یعنی تو که هستی جانا غنچه ها باز شود نغمه ها ساز شود عشق ... آغاز شود !! مریم مینائی
-
پذیرفتن اشتباه
چهارشنبه 7 مهر 1400 00:37
-
هنوز از شب دمی باقی است
چهارشنبه 7 مهر 1400 00:37
هنوز از شب دمی باقی است می خواند در او شبگیر و شب تاب ، از نهان جایش به ساحل می زند سوسو به مانند چراغ من که سوسو می زند در پنجره ی من به مانند دل من که هنوز از حوصله وز صبر من باقی است در او به مانند خیال عشق تلخ من که می خواند و مانند چراغ من که سوسو می زند در پنجره ی من نگاه چشم سوزانش امیدانگیز با من در این تاریک...
-
تمام دنیا محله ی کوچکی ست7/7
چهارشنبه 7 مهر 1400 00:35
تمام دنیا محله ی کوچکی ست که تو در آن متولد می شوی و من میان بازیِ بچه های محله به عشق تو پیر می شوم کامران رسول زاده
-
فرصتی بخواهید تا گیسوان خود را در آفتاب کنار رودخانه
چهارشنبه 7 مهر 1400 00:34
فرصتی بخواهید تا گیسوان خود را در آفتاب کنار رودخانه شانه بزنید فرصتی بخواهید که مخفی ترین نام خود را که خون شما را صورتی می کند از رود بزرگ بپرسید به نام آن اسب به نام آن بیابان شما فرصت دارید تا چیدن گندم ها تا زرد شدن کامل گندم ها عاشق شوید فقط روزهای کودکی رابرای یکدیگر نگویید گندم ها زرد شدند گندم ها چیده شدند...
-
her
چهارشنبه 7 مهر 1400 00:32
من فکر میکنم هرکی که عاشق میشه دیوونست. عاشق شدن واقعا کار احمقانهایه! یه جور دیوونگیه که از لحاظ اجتماعی پذیرفته شده!
-
اَز آدمها بُت نسازید
چهارشنبه 7 مهر 1400 00:31
اَز آدمها بُت نسازید این خیانت است هم به خودتان ، هم به خودشان خدایی می شوند که خدایی کردن نمی دانند و شما در آخر می شوید سر تا پا کافرِ خــــــدایِ خود ساخته نیچه
-
این انتظار که
چهارشنبه 7 مهر 1400 00:30
این انتظار که تا زمانی که عشقی برابر دریافت نکنم عاشق نمیشوم ممکن است یک عمر طول بکشد لئو بوسکالیا
-
بانوی پستچی
سهشنبه 6 مهر 1400 05:29
بیشتر مردم با پدر و مادرشان بزرگ شده بودند،با دو جفت چشم که مراقبشان بود و به آنها توجه میکرد. به هیچ عنوان نمیشد به کسی که به آن توجه عادت دارد، فهماند که چقدر راحت میشود آن را از دست داد. بانوی پستچی سارا بلیک
-
پشت پنجره، پاییز مثل یک تیکه کاغذ،
سهشنبه 6 مهر 1400 05:28
پشت پنجره، پاییز مثل یک تیکه کاغذ، خیس و مچاله، روی حیاط افتاده است، پنجره را بستم، و بحثی که باران به حاشیه های پرده کشیده بود را، تمام کردم... نگین_رساء