-
زندگی نیست ،ممات است تو را کم دارد
دوشنبه 12 مهر 1400 00:40
زندگی نیست ،ممات است تو را کم دارد دیدنت ارزش آواره شدن هم دارد صابر خراسانی
-
بوی نارنگی
دوشنبه 12 مهر 1400 00:39
-
بگذر شبی به خلوت این هم نشین درد
دوشنبه 12 مهر 1400 00:37
بگذر شبی به خلوت این هم نشین درد تا شرح آن دهم که غمت با دلم چه کرد! هوشنگ_ابتهاج
-
هر نسیمی که نصیب از گل و باران ببرد
دوشنبه 12 مهر 1400 00:36
هر نسیمی که نصیب از گل و باران ببرد میتواند خبر از مصر به کنعان ببرد آه از عشق که یک مرتبه تصمیم گرفت: یوسف از چاه درآورده به زندان ببرد وای بر تلخی فرجام رعیتپسری که بخواهد دلی از دختر یک خان ببرد ماهرویی دل من برده و ترسم این است سرمه بر چشم کِشد، زیره به کرمان ببرد دودلم این که بیاید من معمولی را سر و سامان بدهد...
-
پاییز!
دوشنبه 12 مهر 1400 00:35
-
چشم هایت را ببند
دوشنبه 12 مهر 1400 00:35
چشم هایت را ببند بیخیال این دنیا و آدم هایش شو بگذار بروند.. بیایند.. عشق بورزند.. دشمنی کنند.. تو انسانیتت را محکم بچسب نگذار ذات هرزه این آدم ها منطق تو را هرزه کنند! مهرنوش_محمدی
-
پشت و روی نامه ی ما هر دو یک مضمون بود
دوشنبه 12 مهر 1400 00:34
پشت و روی نامه ی ما هر دو یک مضمون بود روز مارا دیدی از شبهای تار ما مپرس صائب_تبریزی
-
یک لیوان آرامش
دوشنبه 12 مهر 1400 00:33
-
با دردهای زخمگونهای زیست میکنم
یکشنبه 11 مهر 1400 01:26
با دردهای زخمگونهای زیست میکنم اگر مرا لمس کنی آسیبی به من خواهی زد که ترمیم نخواهد شد نوازشهایت مرا احاطه میکند مانند پیچکهایی که از دیوار افسردگی بالا میروند عشقت را از یاد بردهام با اینحال از ورای هر پنجرهای مانند تصویری گنگ میبینمت پابلونرودا
-
زندگی هیچ چیز بزرگی ندارد ؛
یکشنبه 11 مهر 1400 01:26
زندگی هیچ چیز بزرگی ندارد ؛ زندگی پر است از چیزهای کوچک اما اگر تو بدانی که چطور با این چیزهای کوچک خوش باشی ، آنها را به چیزهای بزرگ دگرگون خواهی کرد...
-
زندگی واقعی
یکشنبه 11 مهر 1400 01:25
تو این تصویر فقط اون خانوم مسن هست که در لحظه زندگی میکنه و باقی در حال ثبت اون رویداد با لنز دوربین موبایلهایشان!! چه حکایت آشنایی ...
-
«امید» بیا با من و پروانهٔ من باش
یکشنبه 11 مهر 1400 01:24
من با تو نگویم که تو پروانهٔ من باش چون شمع بیا روشنیِ خانهٔ من باش در کلبهٔ ما رونق اگر نیست، صفا هست تو رونقِ این کلبه و کاشانهٔ من باش من یادِ تو را سجده کنم ای صنم اکنون برخیز و بیا، خود بتِ بتخانهٔ من باش دانی که شدم خانهخرابِ تو حبیبا اکنون دگر آبادیِ ویرانهٔ من باش لطفی کن و در خلوتِ محزونِ من ای دوست آرام و...
-
کلمات را به دستانِ تو میسپارم
یکشنبه 11 مهر 1400 01:23
کلمات را به دستانِ تو میسپارم از عمقِ پچپچههای عشق به سردیِ دنیایِ احوال آدمی که اگر مجالِ گفتگو نبود سکوت درمان هیچ دردی نمیشد و حرف، بیتکان هیچ لبی در گلوگاهِ زمان همان اشارههایِ نخستین به در و دیوار غار باقی میماند نه مردی بر اریکهی گل سرخ ترانهگوی عشق می شد و نه زنی نیایشگاهِ روشنی اقامه میکرد کلمات را به...
-
اصلا قرار نیست کـــه سرخم بیاورم
یکشنبه 11 مهر 1400 01:22
اصلا قرار نیست کـــه سرخم بیاورم حالا که سهم من نشدی کم بیاورم دیشب تمام شهر تو را پرسه میزدم تا روی زخمهـــای تـــو مرهم بیـاورم میخواستم که چشم تو را شاعری کنم امّا نشد کــــه شعــــر مجسم بیــــاورم دستم نمی رسد به خودت کاش لااقل می شد تــــو را دوباره به شعرم بیاورم یادت که هست پای قراری که هیچ وقت..... میخواستم...
-
پاییز
یکشنبه 11 مهر 1400 01:21
-
«چقدر پنجره
یکشنبه 11 مهر 1400 01:21
آن روزها که چشمِ تو را کم نداشتم پیراهنی به رنگِ محرّم نداشتم هرگز نمیسرودمت ای آبی زلال! طبعی اگر به پاکیِ شبنم نداشتم این روحِ شاعرانۀ زیباپرست را آن روزها که با تو نبودم، نداشتم گر وا نبود پنجرهام رو بهسوی تو کاری به کارِ مردمِ عالم نداشتم باورکن ای رفیق اگر دوریات نبود! میلی به این تغزّلِ پُرغم نداشتم دیشب...
-
غم که از حد بگذرد دل حس پیری می کند
یکشنبه 11 مهر 1400 01:19
غم که از حد بگذرد دل حس پیری می کند سن هر کس را غمش اندازه گیری می کند
-
دل است دیگر؛
یکشنبه 11 مهر 1400 01:18
دل است دیگر؛ گاهی پروانهام میکند وُ، دور تو میگردم. فاطمه عسگرپور
-
هراس از دست دادنت مشقهای شب عید است
شنبه 10 مهر 1400 01:06
هراس از دست دادنت مشقهای شب عید است تمام نمیشود و تعطیلات کودکانه را تا روز سیزدهم سیاه میکند. حافظ_موسوی
-
پاییز!
شنبه 10 مهر 1400 01:04
-
چشمهایت
شنبه 10 مهر 1400 01:04
چشمهایت لانه ی پرندگانی ست که از قاف آمده اند و به دریا بازمی گردند. گرچه خوابهایم را هزاران سال است که ابرها ندیده اند در شبی کهن چون شاهزاده ای زندانی از قلعه ی وسطایی زمین گریزی خواهم زد و سپیدی بالهایت را به معبد ماه خواهم برد تا خدایان خفته مان را به پَری بیدار کنم. لیلا_فرجام
-
آزادی
شنبه 10 مهر 1400 01:03
از اون عکسا
-
نوشتن دوست دارم..
شنبه 10 مهر 1400 01:02
-
کار تمام است، تو محبوب من شدی...
شنبه 10 مهر 1400 01:01
کار تمام است، تو محبوب من شدی... تمام است کار، در گوشت و پوستم فرو رفتی... چون میخی دراز، چون دگمه ای درون مادگی، چون گوشواره ای به گوش زنی اسپانیایی... محبوب من باش، وچیزی نگو... با من سخن از قانونی بودن عشقم نگو، عشق من به تو قانونی است... خود آن را نوشته ام، وخود اجرایش میکنم، تو تنها باید بخوابی چون گلی میان...
-
اگر به پای بوسی چشمَت نیامدم بانو؛
شنبه 10 مهر 1400 01:00
اگر به پای بوسی چشمَت نیامدم بانو؛ ولی ز دور بوسه بر ضریح لبَت دارم! ------ ناصر رعیت نواز
-
امر غیراختیاری حکم ندارد
شنبه 10 مهر 1400 00:58
-
حق الناس
شنبه 10 مهر 1400 00:58
-
گذشته ها نگذشته
شنبه 10 مهر 1400 00:57
وقتی تمام فکرم پیش توست و هر لحظه پیش چشمم بی اعتنا به زمان تکرار می شوی و تکراری نمی شوی.... بابک_وهابی
-
از ابرها آن تکهای که تویی
جمعه 9 مهر 1400 00:26
از ابرها آن تکهای که تویی نخواهد بارید هوشنگ چالنگی
-
فکر که تا کجا دوستت دارم،
جمعه 9 مهر 1400 00:22
فکر که تا کجا دوستت دارم، سرم را از دلم عاشق تر میکند... حمید_رها