-
نمیدانم برای اوّلین بار کجا بود
شنبه 22 آبان 1400 01:14
نمیدانم برای اوّلین بار کجا بود که به تو دل بستم نمیدانم کی بود نمیدانم چه واژگانی را بر زبان بیاوردم که آغاز این عشق را توصیف کند فقط میدانم مدت مدیدی از آن میگذرد میدانم کار از نیمه گذشته بود که متوجّه شدم چه بر سرم آمده است! جین_آستین
-
لبانم سازِ لبانت را می نوازد
شنبه 22 آبان 1400 01:13
لبانم سازِ لبانت را می نوازد نت هایِ دوستت دارم زیباترین آهنگِ آغوش با موسیقیِ آه و بوسه بر تن هامان پرواز می دهد، در سنگینیِ شبِ سیاه چه خاموشُ صبور صبحِ راز آلودِ سینه ات تاریکایِ قلبم را روشنا می بخشد، پرگارِ بازوانم پیکرِ خورشید پاره ات را در خود فرو می کشد تا اندوهِ آفتاب گردانِ سینه ام طلوعِ امّید را دریابد، آه...
-
همیشه یادت باشه که
شنبه 22 آبان 1400 01:11
[ همیشه یادت باشه که میتونی بدترین روزهای عمرت رو گذرونده باشی. و چند هفته بعد میتونی بهترین روزهای عمرت رو تجربه کنی. به گذشتن از موانع و سختیها ادامه بده...]
-
قول میدهم مثل ستاره های روز برای سعادت تو خاموش شوم
شنبه 22 آبان 1400 01:09
قول میدهم مثل ستاره های روز برای سعادت تو خاموش شوم اشکهایم را دردستهایت بنشانم تنها فاصلهای میان دوجمله ی دوستت دارم ، دوستت دارم باشم انسی الحاج مترجم : سودابه مهیجی
-
امروز بوسههای تو یادم آمد
شنبه 22 آبان 1400 01:09
امروز بوسههای تو یادم آمد در این زمین زیبای بیگانه وکاکل کوتاه موهایت کوتاه؟ یا بلند؟ یا فرق بازشده از وسط؟ و دستهایت ، و شانههایت و آن مورب نورانی از چشمهایت چیزی میان مشکی و عسل و خرمایی بی جنس؟ انگار با تمامی جنسیتها اینها تمام حافظه من نیست تنها اشاره ایی از فاصلههاست مجموعه فاصلهها یادهای توست آیا تو یک...
-
باشهدا
شنبه 22 آبان 1400 01:07
-
کاش عددها را تا بینهایت میشمردم
شنبه 22 آبان 1400 01:06
شنبه به یادت شروع شد یکشنبه دوستت دارم دوشنبه ، دو بار دوستت دارم سه شنبه ، سه بار زیر لب چهارشنبه ، چهار ، با فریاد پنج شنبه ، پنج هزاره ، تا بهشت جمعه ، تمام عشقهای جهان مال تو کاش هفته بیشتر بود کاش کاش عددها را تا بینهایت میشمردم و میگفتم دوستت دارم دوستت دارم چیستا یثربی
-
تا میتوانی مرا ببوس تا بدنم عرق کند
شنبه 22 آبان 1400 01:06
تا میتوانی مرا ببوس تا بدنم عرق کند بعد مرا به آغوش بکش تا عطر تنت روی پیراهنم بماند! بیخیال بگذار مادرم بفهمد! عاشق شده ام این که دیگر سیگار نیست ... نریمان_ربیعی
-
لبخند بزنید ، بخندید
شنبه 22 آبان 1400 01:04
لبخند بزنید ، بخندید ، با صدای بلند قهقهه سر بدید ؛ شادی حق شماست ! لب های تو فقط برای خنده و بوسه و عاشقانه حرف زدن آفریده شده است ؛ پس بخند و ببوس و بگو عاشقانه ترین حرف های جهان را...! مینا_آقازاده +کانال تلگرامbagheri6298
-
در بوستان موسیقی حضور تو شادم می دارد
جمعه 21 آبان 1400 01:04
در بوستان موسیقی حضور تو شادم می دارد گرچه نبینمت خوشا که سایه ات باشم ترنم سر انگشتانت به بازی تمنای تنانه را جریان می دهد تا ژرفا شب را که می داند از روز، در این هنگامه. برایم بگو عطرت از چه نشاطی گل کرد سرشاخه های رویان یا چهچهه پرنده؟ جواد_مجابی
-
حال ما خوب است
جمعه 21 آبان 1400 01:02
-
شبانه
جمعه 21 آبان 1400 01:00
-
روزنامه را ورق می زند
جمعه 21 آبان 1400 00:57
روزنامه را ورق می زند تا تصاویری از شما را نشانم داده باشد باد نمی داند من زنی در یک سرزمین دورم که برای این همه مرگ فقط می تواند گریه کند دنیا_میرزایی
-
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،
جمعه 21 آبان 1400 00:55
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید، گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد و گاهی برای به دست آوردن باید از دست داد... خواستن اگر با تمام وجود باشد هیچ سدی نمیتواند مانع شود نگرانِ زیر و رو شدنِ زندگی ات نباش. از کجا معلوم زیرِ زندگی ات، بهتر از رویَش نباشد؟! بجای مقاومت در برابرِ تغییراتی که خدا برات رقم زده، تسلیم شو.
-
باغ نومیدان چشم در راه بهاری نیست
جمعه 21 آبان 1400 00:55
باغ نومیدان چشم در راه بهاری نیست گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد ، ور برویش برگ لبخندی نمی روید ؛ باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ؟ داستان از میوه های سربه گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید . باغ بی برگی خنده اش خونیست اشک آمیز جاودان بر اسب یال افشان زردش میچمد در آن . پادشاه فصلها ، پائیز . مهدی_اخوان_ثالث
-
خب گاهی اوقات آدم هوس میکند تنها باشد،
جمعه 21 آبان 1400 00:51
خب گاهی اوقات آدم هوس میکند تنها باشد،خودش باشد و خودش! نه اینکه آدم منزویِ گوشه گیر یا افسرده یا اینکه از اطرافیانش فراری باشد،نه...! گاهی آدم نیاز دارد به خودش استراحت بدهد و برای چند روزی هم که شده برای خودش زندگی کند! موسیقی مورد علاقه اش را گوش بدهد،کتابِ مورد علاقه اش را بخواند،هر وقت که دلش خواست بخوابد،هروقت...
-
ای زیباترین حس دنیا
جمعه 21 آبان 1400 00:48
نگاه کن غروب که می شود خاطرات نبض مرا می گیرند تو زنده می شوی و من می میرم ای زیباترین حس دنیا حالا که دوری خیال و شب و تنهایی و باران کدام یک مال من است ؟ امیر وجود
-
من دیشب خواب دیدم
جمعه 21 آبان 1400 00:46
من دیشب خواب دیدم خواب دیدم تمام دنیا به دور از آشفتگی بود خواب دیدم دست هر کس شاخه گلی بود و لبخند ملی ترین زبان دنیا بود خواب دیدم هیچ کس از شادی محروم نبود دست هیچ پدری به وقت آمدن خالی نبود خواب دیدم عشق را با لبخندی هدیه میدادند خواب دیدم روی هیچ بامی برای کبوتر علامت نشستن ممنوع نبود گلوی هیچ قناری پر خون نبود...
-
حرف بزن، ای زن شبانه ی موعود!
جمعه 21 آبان 1400 00:44
حرف بزن، ای زن شبانه ی موعود! زیر همین شاخه های عاطفی باد کودکیم را به دست من بسپار در وسط این همیشه های سیاه حرف بزن، خواهر تکامل خوشرنگ خون مرا پر کن از ملایمت هوش نبض مرا روی زبری نفس عشق فاش کن.. سهراب_سپهری
-
انتظار
پنجشنبه 20 آبان 1400 01:18
-
از اندوه واژه هایم
پنجشنبه 20 آبان 1400 01:17
از اندوه واژه هایم می شود فهمید تا کجایِ عشق بی توئی در من سرایت کرده است سایه ها زائیدهٔ دستِ آفتاب اند پرویز صادقی
-
دلتنگ که میشوم
پنجشنبه 20 آبان 1400 01:11
دلتنگ که میشوم باران میشوند چشم هایم رها میشوند در خیابان های شهر تمام کوچه هارا به دنبالت میگردند خانه به خانه ... آدم به آدم... تو ، بی خبر از من کوچ کرده ای گم شده ای چشمان آیینه ها من ، بی نگاهی از تو ... درخت وار مانده ام به پای لبخند های نزده ات شعر های نخوانده ات راستی ناراحت بودی چرا؟ نگین مرادی
-
مرا ، باز صدا کن ای عشـــــــــق!
پنجشنبه 20 آبان 1400 01:10
مرا ، باز صدا کن ای عشـــــــــق! که من از لهجه ی چشمان تو شاعر بشوم ... حمید مصدق
-
شاید، شاخه های ارغوان
پنجشنبه 20 آبان 1400 01:09
شاید، شاخه های ارغوان فقط بریده هایی از دستان تو باشند مانند همان خواب ها ، که تو هویتشان بودی و همان دنیایی که، قبل از آمدنت کم بود شاید عشق ، جزیی از چشمان تو و دریا ، بخشی از پیراهنت باشد نگین مرادی
-
واقعاا
پنجشنبه 20 آبان 1400 01:08
-
و قسم به خالق چشم هایت
پنجشنبه 20 آبان 1400 01:06
و قسم به خالق چشم هایت که چشم هایت نم نم باران است آرام دوست داشتنی دیدنی ... و قسم به خالق طوفان که طوفان است دلم وقتی که میخندی پر از غوغا پر از آشوب نگین مرادی
-
ارغوان! بیرق گلگون بهار!
پنجشنبه 20 آبان 1400 00:51
ارغوان! بیرق گلگون بهار! تو برافراشته باش... هوشنگ ابتهاج
-
ای یار ناسامان من از من چرا رنجیدهای ؟
پنجشنبه 20 آبان 1400 00:46
ای یار ناسامان من از من چرا رنجیدهای ؟ وی درد و ای درمان من از من چرا رنجیدهای ؟ ای سرو خوش بالای من ای دلبر رعنای من لعل لبت حلوای من از من چرا رنجیدهای ؟ بنگر ز هجرت چون شدم سرگشته چون گردون شدم وز ناوکت پرخون شدم از من چرا رنجیدهای ؟ گر من بمیرم در غمت خونم بتا در گردنت فردا بگیرم دامنت از من چرا رنجیدهای ؟ من...
-
کجا به جز کنار من
پنجشنبه 20 آبان 1400 00:45
کجا به جز کنار من به عشق انقدر نزدیکی...؟ محسن شیرالی
-
فکر نکن مرغ دلم اسیر نگاه تو می شود
چهارشنبه 19 آبان 1400 01:23
فکر نکن مرغ دلم اسیر نگاه تو می شود و در قفس طلایی ات خواهد ماند ... به دست معشوقه من است کلید هر قفسی ... می آید و مرغ دلم را رهایی خواهد بخشید ... نسرین طهماسبی فرد